ساکنان محلهها را که هنگام شب و در خواب مرگوار همه با هم یکسان هستند، اما همین که آفتاب دمید و بهنحوی بهمبارزهٔ با زندگی پرداختند اختلاف شدیدشان آشکار میشود: گروهی که از مایحتاج اولیهٔ زندگی محرومند برای بدستآوردن نان روزانه تلاش میکنند، و گروهی دیگر در کارگاه ممتاز بیکارگی از زندگی مرفه و افزون بر احتیاج برخوردارند
سپیده اسکندری
زن پرندهای است که بدون قفس نمیتواند زندگی کند
سپیده اسکندری
کسی را نشان بده که وقتی شیر را در برابر خود میبیند بتواند جرأتش را حفظ کند.
سپیده اسکندری
هیچ خوشبختی نیست که از رگبار در آفتاب بیشتر دوام داشتهباشد.
سپیده اسکندری