
بریدههایی از کتاب چرا ملت ها شکست می خورند؟
۳٫۱
(۴۰۱)
مشکل سیاستمدار عموماً کمبود علم و دانش نیست. مشکل دوراهی حفظ قدرت سیاسی از طریق قربانی کردن منافع عمومی یا تامین منافع عمومی و از دست دادن تدریجی قدرت سیاسی است. این دوراهی سیاستمدار است که سرنوشت کشور را تعیین میکند. گروهی از اقتصاددانان، از جمله منکور اولسون و داگلاس نورث، به مانند نویسندگان این کتاب بر اهمیت دوراهی سیاستمدار تاکید کردهاند. سیاستمدار میداند اگر امکان استفاده از فرصتهای اجتماعی و اقتصادی برای همگان میسر باشد رشد اقتصادی افزایش مییابد. دسترسی برابر به قدرت اقتصادی و فرصتهای اجتماعی برای بهبود عملکرد اقتصادی مفید و حتی ضروری است، اما برای سیاستمدار خطرناک است، زیرا قدرت اقتصادی به تدریج به حوزههای دیگر سرایت خواهد کرد و قدرت سیاسی او را به خطر خواهد انداخت.
حجت
تاریخ مملو از انقلابها و جنبشهای براندازانهای است که یک استبداد را جایگزین استبدادی دیگر کردهاند
nimarzm
ممالکی چون بریتانیا و ایالات متحده آمریکا به آن دلیل ثروتمند شدهاند که شهروندانشان، حلقۀ بسته و تنگ فرادستان صاحب قدرت را شکستند، حاکمیت آنان را سرنگون کردند و جامعهای بنا نهادند که در آن حقوق سیاسی به گونهای فراگیر توزیع شده، حکومت نسبت به شهروندان پاسخگو بوده و بخش وسیعی از مردم میتوانند از مزیّت فرصتهای اقتصادی بهرهمند شوند.
شاپور
علت اجرای نادرست سیاستهای اقتصادی و شکست کشورها در نیل به توسعه در یک کلمه نهفته است: دوراهی سیاستمدار: حفظ کارایی یا حفظ حکومت گروه خاص.
مشکل سیاستمدار عموماً کمبود علم و دانش نیست. مشکل دوراهی حفظ قدرت سیاسی از طریق قربانی کردن منافع عمومی یا تامین منافع عمومی و از دست دادن تدریجی قدرت سیاسی است. این دوراهی سیاستمدار است که سرنوشت کشور را تعیین میکند.
وحید
علت اجرای نادرست سیاستهای اقتصادی و شکست کشورها در نیل به توسعه در یک کلمه نهفته است: دوراهی سیاستمدار: حفظ کارایی یا حفظ حکومت گروه خاص.
مشکل سیاستمدار عموماً کمبود علم و دانش نیست. مشکل دوراهی حفظ قدرت سیاسی از طریق قربانی کردن منافع عمومی یا تامین منافع عمومی و از دست دادن تدریجی قدرت سیاسی است
ashkan hadidi
کوئن در ۱۶۱۸ مرکز جدید کمپانی هند شرقی هلند را باعنوان باتاویا در جزیرۀ جاوه تأسیس کرد. او در ۱۶۲۱ یک ناوگان دریایی به باندا اعزام کرد و تقریباً تمامی ساکنان جزیره را که به پانزده هزار نفر بالغ میشدند، قتلعام کرد. تمامی رهبران به همراه مردم اعدام شدند و تنها تعداد کمی زنده مانده بودند که وجودشان برای کسب دانش مورد نیاز جهت تولید جوز بویا و جوز هندی کفایت میکرد
وحید
این تفکر که کشورهای غنی غربی میبایست به منظور حل مسألۀ فقر در جنوب صحرای آفریقا، منطقه کارائیب، آمریکای مرکزی و جنوب آسیا، حجم عظیمی از کمکهای توسعهای را فراهم آورند، مبتنی بر فهمی نادرست از علل فقر است. کشورهایی همچون افغانستان به دلیل نهادهای استثماریشان فقیر هستند که خود حاصل سلطه خفقانآور فرادستان ملی و اغلب محلی بر زندگی سیاسی و اقتصادی و فقدان حقوق مالکیت، نظم و قانون یا نظامهای حقوقی با عملکرد خوب است. همین مشکلات نهادی موجب میشوند کمکهای خارجی تأثیرگذار نباشند، زیرا چپاول خواهند شد و رسیدنشان به جایی که قرار است بروند محتمل نیست.
وحید
نهادهای سیاسی به فرادستانی که قدرت را در دست گرفتهاند این امکان را میدهند تا نهادهای اقتصادیای را برگزینند که قیودی ناچیز برایشان در بردارد و به نیروهای چالشآفرین اندکی اجازه ظهور میدهند. آنها همچنین فرادستان را قادر میسازند نهادهای سیاسی آتی و تغییرات تدریجیشان را رقم بزنند. نهادهای اقتصادی استثماری، به نوبه خود، همان طبقۀ حاکمه را ثروتمند میکنند و این پشتوانه اقتصادی به آنها امکانمیدهد تا سلطه سیاسی خود را مستحکم سازند.
وحید
رشد تحت نهادهای استثماری محدود است؛ نه فقط به دلیل فقدان پیشرفت فناورانه، بلکه به این خاطر که به درگیریهای درونی میان گروههای رقیبی که میخواهند اداره حکومت و منافع استثماری ناشی از آن را بهدست آورند، دامن میزند.
وحید
مجموعه نهادهای استثماری که مایاها ایجاد کردند، هر چند ثروت قابل توجهی را برای شکوفایی شهرها، ثروتمند کردن طبقۀ حاکم و خلق آثار هنری و یادمانهای سترگ فراهم آورد، ولی نظامی با ثبات نبود. نهادهای استثماری که اندک نخبگان طبقه حاکم بر آنها حکم میراندند نابرابریهای پردامنهای به وجود آورد و ظرفیتی برای جنگ داخلی میان کسانی ایجاد کرد که میخواستند خود از ثروت استثمار شده از مردم بهرهمند شوند. این درگیریها سرانجام تمدن مایا را نابود کرد.
وحید
تازمانی که امنیت یک جامعه را گروهی محدود میتوانند برهم بزنند یا تامین کنند آنها اجازه نخواهند داد رقابت در اقتصاد و سیاست شکل بگیرد.
Amir
از آنجا که در سال ۱۶۰۰، سلطنت انگلستان ضعیفتر از دربارهای فرانسه و اسپانیا بود، تجارت در اقیانوس اطلس (در انگلستان) راهی به سوی نهادهای کثرتگراتر گشود، حال آنکه در فرانسه و اسپانیا نظام پادشاهی را نیرومندتر کرد.
وحید
نهادهای سیاسی استثماری منجر به نهادهای اقتصادی استثماری میشوند، و این نهادها عدۀ اندکی را به هزینۀ بسیاری دیگر ثروتمند میکنند آنهایی که از نهادهای استثماری بهرهمند میشوند از قِبَل این نهادها منابع لازم را برای تشکیل ارتشهای خصوصی، استخدام مزدوران، خرید قضات و تقلب در انتخابات برای باقی ماندن در قدرت در اختیار دارند. آنها همچنین همه گونه منافعی در دفاع از این نظام دارند. بدین ترتیب، نهادهای اقتصادی استثماری زمینه را برای استمرار نهادهای سیاسی استثماری فراهم میآورند.
وحید
اقتصاددانان شرط توسعه را گذر از نظام الیگارشی (حکومت گروههای خاص یا به تعبیر مترجمان اندکسالاری) میدانند
Rghaf
ما نهادهای سیاسی را که به میزان متناسبی متمرکز و کثرتگرا هستند نهادهای سیاسی فراگیر مینامیم و به نهادهایی که در برقراری هر یک از این شرایط ناموفق باشند نهادهای سیاسی استثماری خواهیم گفت.
وحید
علت ماندگاری و پایداری اندکسالاری از نظر نورث و همکارانش در مسئلهای به نام امنیت نهفته است. در سراسر تاریخ مکتوب بشر از آنجا که جنگ میتواند حیات افراد را تهدید کند تامین کنندگان یا برهم زنندگان امنیت تبدیل به قدرتمندترین گروه در اجتماعات بشری شدند.
مهرداد ایرانمهر
تلاش برای مهندسی موفقیت اقتصادی بدون مواجهه با علت ریشهای مسائل، یعنی نهادهای استثماری و سیاستی که آنها را پابرجا نگه میدارد، بعید است به ثمر بنشیند.
Alireza Ahmadi
مشکل سیاستمدار عموماً کمبود علم و دانش نیست. مشکل دوراهی حفظ قدرت سیاسی از طریق قربانی کردن منافع عمومی یا تامین منافع عمومی و از دست دادن تدریجی قدرت سیاسی است. این دوراهی سیاستمدار است که سرنوشت کشور را تعیین میکند.
Mohammad Zand
بدون نفت همه کشورهای خاورمیانه فقیر خواهند بود؛ البته فقری شبیه به آمریکای مرکزی و منطقه کوههای آند، نه فقری به عمق کشورهای زیر صحرای آفریقا.
کاوه اهنگر
دسترسی برابر به قدرت اقتصادی و فرصتهای اجتماعی برای بهبود عملکرد اقتصادی مفید و حتی ضروری است، اما برای سیاستمدار خطرناک است، زیرا قدرت اقتصادی به تدریج به حوزههای دیگر سرایت خواهد کرد و قدرت سیاسی او را به خطر خواهد انداخت.
Nima
مشکل سیاستمدار عموماً کمبود علم و دانش نیست. مشکل دوراهی حفظ قدرت سیاسی از طریق قربانی کردن منافع عمومی یا تامین منافع عمومی و از دست دادن تدریجی قدرت سیاسی است.
Nima
نباید چنین استنباط کرد که هر برههٔ تاریخی حساس به یک انقلاب سیاسی موفق، یا به تغییری در راستای بهبود میانجامد. تاریخ مملو از انقلابها و جنبشهای براندازانهای است که یک استبداد را جایگزین استبدادی دیگر کردهاند؛ الگویی که «رابرت میشلز» ، جامعهشناس آلمانی، آن را «قانون آهنین اندکسالاری» مینامید. این قانون صورتی ویرانگر از <چرخهٔ شوم > تاریخی بود. پایان دوران استعمار در دهههای پس از جنگ جهانی دوم نقاط عطفی برای مستعمرات پیشین پدید آورد. با این حال در غالب موارد دولتهای پس از استقلال در کشورهای جنوب صحرای آفریقا و بخشهای وسیعی از آسیا هر کدام برگی از کتاب رابرت میشلز را به خود اختصاص دادند و سوءاستفادههای اسلاف خویش را تکرار و تشدید کردند.
محمدعلی دهاقین
توسعه به دسترسی باز به قانون و سایر فرصتهای اقتصادی و اجتماعی نیاز دارد و این دسترسی باز زمانی امکانپذیر است که سازمان سیاسی جامعه بتواند نیروهای امنیتی را تحت مهار جامعه مدنی درآورد.
وحید
مشکل سیاستمدار عموماً کمبود علم و دانش نیست. مشکل دوراهی حفظ قدرت سیاسی از طریق قربانی کردن منافع عمومی یا تامین منافع عمومی و از دست دادن تدریجی قدرت سیاسی است. این دوراهی سیاستمدار است که سرنوشت کشور را تعیین میکند.
امیر
در ابتدای انقلاب همهٔ ما تمامی کارهای گذشته را بهطور مطلق طرد کرده بودیم. دیگر رانندگی نمیکردیم و یا کت و شلوار نمیپوشیدیم. کسانی که کروات میبستند مجرم تلقی میشدند. هر چیزی که افراد را شبیه اشخاص پولدار یا بورژوا میکرد، هر چیزی که رنگ و بوی ثروت و آراستگی داشت، بهعنوان بخشی از نظام سابق تحقیر میشد. سپس درحدود ۱۹۷۸ همهٔ این موارد شروع به تغییر کرد. به تدریج توجه به مادیات مورد پذیرش قرار گرفت و بعدها قبول آن یک پیش نیاز شد. لباسهای دوخته شده توسط بهترین خیاطهای اروپایی لباس رسمی همهٔ کارمندان ارشد دولتی و اعضای شورای نظامی شده بود. از هر چیزی بهترینش را داشتیم: بهترین خانهها، بهترین ماشینها، بهترین ویسکی، شامپاین و غذا. این وارونه شدن کامل آرمانهای انقلاب بود.
محمدعلی دهاقین
تنها کافی است که دولت ضامن اجرای قانون باشد و اجازه رقابت بدهد تا هم اقتصاد شکوفا شود و هم بداخلافیها رخت بربندد، چرا که در نظام بازار رقابتی تنها کسانی میمانند که مصرفکنندگان آنها را بپسندند و مصرفکننده نیز انسان اخلاقمدار را دوست دارد.
نفیسه
برای گذر از اندکسالاری نیز راه حل سادهای ارایه شده است. اگر مردم برای تامین منافع شخصی خود به همکاری گروهی دست بزنند همبستگی میان آنها تقویت میشود و نه تنها منافع مادی آنها، که قدرت اجتماعیشان نیز افزایش مییابد. این همبستگی به آنها قدرت میبخشد تا بتوانند از حقوق خود در برابر فرادستان دفاع کنند.
نفیسه
علت اجرای نادرست سیاستهای اقتصادی و شکست کشورها در نیل به توسعه در یک کلمه نهفته است: دوراهی سیاستمدار: حفظ کارایی یا حفظ حکومت گروه خاص.
حسین
تجربه کشورهای مختلف از اروپای شرقی و شوروی سابق گرفته تا آفریقا و آمریکای لاتین مسجل ساخته است نمیتوان در حکومتهای اندکسالار با سرمایهگذاریهای دولتی، حمایت از صنایع داخلی، خصوصیسازی، آزادسازی قیمتها، تجارت آزاد، و... گامی بهسوی بهبود عملکرد اقتصادی برداشت. مسئله اقتصادی همه کشورهای در حال توسعه مهار الیگارشی است. اقتصاد و اقتصاددانان اگر میخواهند به مردم کمک کنند باید رمز مقابله با الیگارشی را شناسایی و با سیاستهای اقتصادی زمینه محو الیگارشی را فراهم نمایند.
امیر
عموم کشورهای در حال توسعه حرکتی پاندولی دارند: اندکسالاری فرو میریزد، برای مدتی مردمسالاری استقرار مییابد و مجددا اندکسالاری حاکم میشود.
علیرضا
حجم
۲٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۶۶۴ صفحه
حجم
۲٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۶۶۴ صفحه
قیمت:
۳۶۰,۰۰۰
تومان