جملات زیبای کتاب تداعی | طاقچه
تصویر جلد کتاب تداعی

بریده‌هایی از کتاب تداعی

نویسنده:زینب احمدی
امتیاز
۴.۱از ۷ رأی
۴٫۱
(۷)
و گورِ جمعی‌مان ناگزیر میهن بود
Mobina
یک روز می‌رسد که شمشیرهایمان را از کاردهای رفته در استخوان بسازیم
Mobina
اگرچه زخمی صبریم، عشق می‌خواهد که بر جگر بگذاریم باز هم دندان خجسته باد بهاران به ما که هر نوروز در انتظار نسیمیم و می‌رسد طوفان! اگر رهایی ما از حصارِ رنجِ حیات شکستنِ قفس است و فرار از این زندان ـ مرا بگیر در آغوشِ گرم خود تا مرگ بیا که بازنگردم به عصر یخبندان
sheyda
و جانمان نخ یک شمع نیمه‌روشن بود
sheyda
چشمی که از شوق تماشای تو می‌بارید دیگر تو را، دیگر تو را، دیگر ... نخواهد داشت
sheyda

حجم

۱۵۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۶۸ صفحه

حجم

۱۵۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۶۸ صفحه

قیمت:
۷۰,۰۰۰
تومان