جملات زیبای کتاب ایستگاه آخر؛ انباری | طاقچه
تصویر جلد کتاب ایستگاه آخر؛ انباری

کتاب ایستگاه آخر؛ انباری

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
مهدی دانا
انتشارات: 
نشر البرز
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
alireza galavi
۱
«آدم‌ها وقتی فکر کنن براشون کاری کردی حاضرن برای جبرانش باهات حرف بزنن.»
alireza galavi
۱
زندگی بی‌آنکه کسی دوستت داشته باشد پوچ و رخوت‌انگیز است.
alireza galavi
۰
یاد سالی افتادم که دانش‌آموزش بودم. بیشتر از همه از من درس می‌پرسید. وقتی پاسخ سؤالی را بلد نبودم، مجبورم می‌کرد بایستم گوشهٔ کلاس و سطل آشغال را بگیرم روی سرم. همه می‌دانستند پسرش هستم و نمی‌خواست فکر کنند هوایم را دارد. هوایم را نداشت. از قصد، درِ کلاس را باز می‌گذاشت تا اگر کسی رد شد مرا ببیند و تعجب کند از اینکه آن مفلوکی که سطل آشغال را گذاشته روی سرش پسر معلمِ همین کلاس است. حقارت من، سلاحی پُرقدرت بود برای نشان‌دادن اُبهت پدرم.
alireza galavi
۰
سیارهٔ عشاق را پیدا کنیم. می‌توانیم بعد از ورود به آن سیاره، شهر زیبای شخصی‌مان را بسازیم؛ شهری که هر دو تویش آزادِ آزادیم؛ شهری به زیبایی همان شهرفرنگی که قشنگی‌هایش توصیف‌شدنی نبود.