همگانی محفوظ در حق رأی عمومی، و تحدید و نفی آن وعده در عمل» برقرار است (Miliband, ۱۹۸۴:۱). میلیبند بدبین بود به اینکه سوسیال دموکراتها بتوانند به مردم اختیار بدهند و در عین حال کمونیستهای ارتدوکس را بسیار اقتدارگرا میدانست. در عمل، وی خطر بزرگ تغییر و جابجایی از دموکراسی سرمایهدارانه را به سوی «اقتدارگرایی سرمایهدارانه» از پیش میدید (Miliband, ۱۹۸۴:۱۵۴).
کاربر ۷۱۴۵۱۴۱
سیاست در محدودترین کاربرد مرسوم (فرهنگ لغت) ــ آنچه حکومتها انجام میدهند ــ روز به روز و ساعت به ساعت عمیقا بر ما تأثیر میگذارد. ولی ذیل معنای کلیتر ــ افراد بر یکدیگر اعمال قدرت میکنند ــ بخشی از همه انواع روابط اجتماعی از جمله خویشاوندی، شغلی، مذهبی یا فرهنگی است.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
به نظر میرسد که دیکتاتوریها در زمانی رشد و گسترش پیدا کردند مانند زمان اتحاد جماهیر شوروی، که اولین ماهواره را به فضا پرتاب کرد و نیمی از جهان را زیر سیطره خود داشت، و فقط در اثر نیروهایی فرو پاشید که خیلیها از پیشبینی آن عاجز بودند.
Bud
بنابراین، «سیاست» طیف وسیعی از موقعیتها را در بر میگیرد که در آن اهداف اشخاص متغیر و متفاوت است، ولی آنها برای نیل به آن اهداف مشترک و همچنین اهداف رقیب که موجب تضاد منافع میشود با هم همکاری میکنند. همکاری و رقابت مستلزم مذاکره، محاجه و اجبار است. سیاست بیشتر هنر است تا علم، و هنر سیاست را میتوان امکان بالقوهای برای اتحادها دانست نه تخاصمات در بین گروههای مختلف.
Bud