جملات زیبای کتاب کتابخانه بابل: داستان‌های تخیلی | طاقچه
تصویر جلد کتاب کتابخانه بابل: داستان‌های تخیلیsubscriptionAvailable

کتاب کتابخانه بابل: داستان‌های تخیلی

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۳۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مهشید
۱۶
ای آن‌که این‌ها را می‌خوانی، آیا مطمئنی که زبان مرا می‌فهمی؟)
n_hafezi
۷
ما کشف کردیم (دیروقت‌های شب، این‌جور کشف‌ها اجتناب‌ناپذیر است) که آینه‌ها خصلتی هولناک و تکان‌دهنده دارند. آن‌گاه بود که بیوی، سخن یکی از سرانِ بدعت‌گذار اوکبر را به‌یاد آورد که می‌گفت: «آینه‌ها و نزدیکی‌کردن مکروه‌اند، زیرا تعداد افراد بشر را تکثیر می‌کنند.»
مهشید
۷
این اطمینان که همه‌چیز قبلاً نوشته شده، اثر وجودی ما را از بین می‌برد یا ما را به اشباحی خیالی تبدیل می‌کند.
مهشید
۶
عده‌ای دیگر درست برعکس آن فرقه عمل می‌کردند و بر این باور بودند که اولین وظیفهٔ آن‌ها ازبین‌بردن همهٔ کتاب‌های بی‌ارزش است. این گروه به شش‌ضلعی‌ها هجوم می‌بردند، احکام و اعتبارنامه‌هایی را نشان می‌دادند که همیشه هم تقلبی نبود؛ کتابی را با خشم و نفرت ورق می‌زدند و چندین قفسه کتاب را محکوم به نابودی می‌کردند. به‌خاطر همین خشم خشک و زاهدانه بود که میلیون‌ها جلد کتاب، بی‌دلیل و کورکورانه از بین رفت.
محمدحسین
۵
«در چیستانی که پاسخش شطرنج است، تنها کلمه‌ای که نباید به‌کار برده شود، چیست؟» لحظه‌ای فکر کردم. جواب دادم: «خود کلمهٔ شطرنج.»
Naarvanam
۵
بگذار بهشت وجود داشته باشد، حتی اگر جای خود من در دوزخ باشد.
kimphaestus
۴
این اطمینان که همه‌چیز قبلاً نوشته شده، اثر وجودی ما را از بین می‌برد یا ما را به اشباحی خیالی تبدیل می‌کند.
مهشید
۳
در شب نهم یا دهم دریافت (تاحدی با تلخکامی) که از آن دانش‌آموزانی که تعلیمات او را با حالتی منفعل و کورکورانه می‌پذیرند، نمی‌تواند هیچ انتظاری داشته باشد، بلکه فقط به کسانی می‌تواند امیدوار باشد که گهگاه با روشی عاقلانه، ایرادی می‌گیرند و انتقادی می‌کنند. گروه اول ـ پذیرندگان‌ــ هرچند سزاوار محبت و تاحدی هم‌دردی هستند، ولی هرگز به فردیت نمی‌رسند. گروه دوم ـ آنان که گاه پرسش می‌کردندــ تاحدی پیش‌زمینهٔ وجودی داشتند.
nastar-esm
۲
کلِ زمان، قبلاً گذشته است، بنابراین زندگی ما چیزی نیست، جز خاطره یا بازتابی مبهم که بی‌شک تکه‌هایی ناقص و تحریف‌شده از جریانی برگشت‌ناپذیر است
nastar-esm
۱
وقتی ما این‌جا خوابیده‌ایم، در جای دیگری بیداریم
Hana
۱
آن‌گاه بود که بیوی، سخن یکی از سرانِ بدعت‌گذار اوکبر را به‌یاد آورد که می‌گفت: «آینه‌ها و نزدیکی‌کردن مکروه‌اند، زیرا تعداد افراد بشر را تکثیر می‌کنند.»
Hana
۱
«به‌نظر یکی از آن گنوسی‌ها، جهانِ مرئی، توهم یا به‌عبارت دقیق‌تر، سفسطه است. آینه‌ها و پدرشدن نفرت‌بارند، زیرا جهان را تکثیر و تأیید می‌کنند.»
Hopefull_librarian
۱
آرمان‌گرایانی که به اصالت تصور (ایده‌ئالیسم) باور دارند، استدلال می‌کنند که تالارهای شش‌ضلعی، شکلِ ضروری فضا و مکان مطلق یا دست‌کم شکل ادراکی ما از مکان است. آن‌ها می‌گویند که تالار سه‌ضلعی یا چهارضلعی، قابل تصور نیست. (عارفان می‌گویند که در عالم جذبه، تالارِ مدوّری را دیده‌اند که کتاب مدوّر بسیار عظیمی در آن بوده، با عطف پیوسته‌ای که دورتادور دیوارهای تالار را گرفته بود. اما شهادت آنان مشکوک است و سخنان‌شان مبهم. آن کتاب مدور، خداوند است.) بگذارید فعلاً به بازگویی این ضرب‌المثل کهن اکتفا کنم: «کتابخانه کره‌ای است که مرکز دقیق آن هرکدام از شش‌ضلعی‌هاست و محیط آن دست‌نیافتنی است.»
kimphaestus
۱
پیرِ جادوگر در آن بامداد بی‌پرنده، آتش‌سوزی پردامنه‌ای را دید که دیوارها را فرامی‌گرفت. لحظه‌ای به این فکر افتاد که در آب پناه بگیرد، اما بعد دریافت که مرگ، تاجی است بر سر عُمر او، که او را از رنج‌هایش رها می‌کند. قدم در میان شعله‌ها گذاشت، اما آتش بدنش را نسوزاند؛ شعله‌ها نوازشش کردند و بی‌آن‌که گرمش کنند و بدنش را بسوزانند، او را دربرگرفتند؛ و او با احساس آسودگی، با خواری و با هراس، دریافت که خودش هم تنها نمودی است؛ و کس دیگری او را خواب می‌دیده است.
kimphaestus
۱
قرن‌ها در پی هم می‌گذرد، اما حوادث فقط در زمان حال روی می‌دهد.
مهشید
۰
هریک از این داستان‌ها، طرح داستانی خوبی را از پیش تصور می‌کند یا نوید می‌دهد که سپس توسط نویسنده، تعمداً عقیم گذاشته می‌شود. یکی از داستان‌ها (که بهترین‌شان هم نیست) به دو طرح اشاره می‌کند؛ خواننده که از فرط غرور نابینا شده، باور می‌کند که خودش آن‌ها را ابداع کرده است.
hadi
۰
مبادی آنالیز ترکیبی که با مثال‌هایی از صرف افعال تکراری بی‌پایان توضیح داده شده بود. این مثال‌ها باعث شد تا کتابداری نابغه، قانون بنیادین کتابخانه را کشف کند. این متفکّر دریافت که همهٔ کتاب‌ها ـ هرقدر هم که با یکدیگر تفاوت داشته باشند ـــــ از عناصری یکسان و همانند تشکیل شده است: فاصله، نقطه، ویرگول و ۲۲ حرف الفبا. هم‌چنین او واقعیتی را ثابت کرد که از آن به بعد همهٔ مسافران [کتابخانه] آن را تأیید کرده‌اند: «در سراسر کتابخانه، دو کتاب مثل هم وجود ندارد.» آن کتابدار از این مقدمات انکارناپذیر نتیجه گرفت که کتابخانه «مطلق» است ـ بی‌عیب‌ونقص، کامل و یکپارچه‌ـــ و قفسه‌های کتاب‌هایش همهٔ ترکیب‌های احتمالی ۲۲ نماد املایی (عددی که گرچه به‌طور غیرقابل تصوری زیاد است، ولی بی‌نهایت نیست) را دربر می‌گیرد؛ یعنی هرچه را که می‌شود در هر زبانی بیان کرد.
kimphaestus
۰
حقیقت تاریخی از نظر منار، «آنچه رخ داده» نیست، بلکه «چیزی است که باور داریم رخ داده» است.
kimphaestus
۰
یک نظریهٔ فلسفی در ابتدا وصف موجه و منطقی جهان است؛ با گذشت زمان آن نظریه فقط یک فصل، و حتی یک فراز یا یک اسم خاص از تاریخِ فلسفه می‌شود
kimphaestus
۰
«تفکر، تمرکز و تخیل، اعمالی غیرعادی نیستند؛ این‌ها تنفس آگاهی است. افتخارکردن به تحقق تصادفی این کارکرد، اندوختن گنجینه‌ای گران‌بها از اندیشه‌های کهن و بیگانه، به‌یادآوردن توأم با اعجاب آنچه یکی از دانشمندانِ صاحب‌فن اندیشیده بود، اعتراف‌کردن به ناتوانی یا بی‌فرهنگی خودمان است. هرکسی باید مستعد اندیشیدن به همهٔ فکرهای تازه باشد و من تصور می‌کنم که در آینده چنین خواهد شد.»
kimphaestus
۰
من به خدایان ناشناخته دعا می‌کنم که کسی ـ حتی اگر تنها یک نفر در ده‌ها قرن پیش‌ـــــ آن کتاب را یافته و خوانده باشد. اگر افتخار و خرد و لذت چنان مطالعه‌ای از آن من نباشد، پس بگذار نصیب دیگران شود. بگذار بهشت وجود داشته باشد، حتی اگر جای خود من در دوزخ باشد. بگذار من شکنجه شوم، چوب بخورم، نابود شوم، به‌شرط آن‌که در یک لحظه و در یک موجود، کتابخانهٔ عظیم تو حقانیت وجودی خود را پیدا کند.
kimphaestus
۰
من مناطقی را می‌شناسم که افراد جوان در مقابل کتاب‌ها بر خاک می‌افتند و مثل وحشی‌ها صفحه‌های کتاب‌ها را می‌بوسند؛ هرچند که حتی یک کلمه هم نمی‌توانند بخوانند.
kimphaestus
۰
«آن‌کس که می‌خواهد دست به کاری بزرگ و هراس‌آور بزند، باید پیش خودش خیال کند که آن کار قبلاً انجام شده، باید آینده‌ای را بر خود تحمیل کند که مثل گذشته حتمی و تغییرناپذیر است.»
Naarvanam
۰
«آینه‌ها و نزدیکی‌کردن مکروه‌اند، زیرا تعداد افراد بشر را تکثیر می‌کنند.»
Naarvanam
۰
«به‌نظر یکی از آن گنوسی‌ها، جهانِ مرئی، توهم یا به‌عبارت دقیق‌تر، سفسطه است. آینه‌ها و پدرشدن نفرت‌بارند، زیرا جهان را تکثیر و تأیید می‌کنند.»
Naarvanam
۰
بسیار کسان هستند که بر این نظام‌های گوناگون علمی تسلط دارند، ولی آنان که قابلیت تخیل داشته باشند، اندک‌اند؛ و هم‌چنین اندک‌ترند کسانی که می‌توانند تخیل‌شان را در طرحی دقیق و منظم و روشمند به‌کار گیرند.
Naarvanam
۰
«آن‌کس که می‌خواهد دست به کاری بزرگ و هراس‌آور بزند، باید پیش خودش خیال کند که آن کار قبلاً انجام شده، باید آینده‌ای را بر خود تحمیل کند که مثل گذشته حتمی و تغییرناپذیر است.»
RozhanBooks
۰
حقیقت، که مادرش تاریخ است، یعنی رقیب زمان، گنجینهٔ اسناد، شاهد گذشته، سرمشق و پندآموزِ حال و مشاور آینده.
RozhanBooks
۰
«تفکر، تمرکز و تخیل، اعمالی غیرعادی نیستند؛ این‌ها تنفس آگاهی است. افتخارکردن به تحقق تصادفی این کارکرد، اندوختن گنجینه‌ای گران‌بها از اندیشه‌های کهن و بیگانه، به‌یادآوردن توأم با اعجاب آنچه یکی از دانشمندانِ صاحب‌فن اندیشیده بود، اعتراف‌کردن به ناتوانی یا بی‌فرهنگی خودمان است. هرکسی باید مستعد اندیشیدن به همهٔ فکرهای تازه باشد و من تصور می‌کنم که در آینده چنین خواهد شد.»
RozhanBooks
۰
وقتی مُردم، دست‌هایی دلسوز، مرا از روی نرده‌ها [در کانال هواکش پرتاب می‌کنند؛ مقبرهٔ من، هوای بی‌شکل خواهد بود؛ جسم من قرن‌ها فرومی‌رود و در باد ناشی از سقوط من ـ که ابدی خواهد بودـــ فاسد و متلاشی می‌شود. من با صدای بلند می‌گویم که این کتابخانه بی‌پایان است.