مادربزی: این روزا یه گرگ این نزدیکیها اومده که هر روز یه بز رو به دندون میگیره. اسمش گرگ سیاهست. خیلی زرنگه. هر بزی رو با یه کلکی تور میزنه.
Somayeh
این زنگوله رو میبندم به پام، از صداش منو میشناسین. در میزنم: تق تق تق.
بعد میگم:
منم منم مادرتون
بز بزِ زنگوله پا
شیر آوردم براتون
باز کنین من اومدم
باز کنین من اومدم
Somayeh
شنگول: باید پاهاشو ببینیم. (با صدای بلند)
ببینیم پاهای تو
ببینیم پاهای تو
قرمزه رنگ حناس
هر دو پای مادر ما
اگه پاهای تو سیاهس
تو نیستی مادر ما
تو نیستی مادر ما
Somayeh