سالیوان برای درک آسیبشناسی روانی هرچه بیشتر متقاعد شد که فرد بهتنهایی واحد مطالعه نیست. آدمیان همواره و ضرورتاً از بستر بینشخصیشان جداییناپذیرند. شخصیت فرد در محیطی متشکل از دیگر افراد شکل میگیرد. شخصیت یا خود چیزی نیست که در «درون» فرد جای داشته باشد، بلکه چیزی است که در تعامل با دیگران پدیدار میشود. سالیوان مینویسد: «شخصیت... در موقعیتهای بینشخصی هویدا میشود و لاغیر» (۱۹۳۸، ص ۳۲). شخصیت «الگوی بهنسبت پایدار موقعیتهای بینشخصی مکرّری است که مشخصهٔ زندگی آدمی است» (۱۹۴۰، ص xi).