
بریدههایی از کتاب فرنگیس و سووشون
۳٫۳
(۶)
یکی بَد کند نیک پیش آیدَش
جهان بنده و بخت، خویش آیدش
یکی جز به نیکی جهان نَسپَرد
همی از نَژندی فرو پَژمُرَد
رهگذر
پدر شاه و رُستَمش پَروَرده است
به نیکویی او را بَرآورده است
نبینیم ما نیک، اَزین زشت کار
بپیچی به فرجام، اَزین روزگار
رهگذر
جهانا ندانم چرا پَروَری
چو پَروردهٔ خویش را بِشکَری؟
رهگذر
مرا چرخِ گردان اگر بی گناه
به دستِ بَدان کرد خواهد تباه
به مَردی بِدان روز آهنگ نیست
که با کِردگارِ جهان جنگ نیست
چه گفت آن خردمند با رای و هوش
که با اخترِ بَد به مردی مَکوش
رهگذر
سیاوش برای آرام کردنِ فرنگیس گفت: کسی شیرمرد است، دیگری مَرامِ کرکس دارد، کسی زیرِ سایهٔ هُمای (پرندهٔ نیکبختی) است. آدمی که بهرهای از دانش و دانایی داشته باشد، از شبِ سیاهِ (دنیا) انتظارِ نور و روشنایی نخواهد داشت.
یکی سینهٔ شیر باشَدش جای
یکی کَرکَس و دیگری را هُمای
زِ شب روشنایی نجوید کسی
کُجا بهره دارد زِ دانش بسی
رهگذر
سیاوش گفت: سرنوشت این است که با کشتنِ من، دیگر آسمان با مردمِ (جهان) سرِ مهر نداشته باشد. بسیار لشکر برای کینخواهی (انتقام) از خونِ من، بنا به آیینِ من (حقخواهی) جامهٔ رزم میپوشند؛ و در سرتاسرِ گیتی با شمشیرِ کِیخسروی، هر زمان، جوش و خروشِ (عدالتخواهی) برپا خواهد بود.
رهگذر
همی یادِ کاوس گیرد به جام، کنایه از فرصتطلبی است.
hooman404
باد در نَهُفت آوَردن، ناشدنی و محال است. ضربالمثلِ «مگر باد در قفس شود!» مشهور است.
hooman404
داستانی که بستری مناسب برای آفریدن کارهای نمایشی است، اما تا کنون در ایران به آن پرداخته نشده... گویی همواره قرار است قدرِ داشتههای خود را ندانیم.
Miss.Jems
اگر کَردمی بر تو این بَد نَهان
مرا زشت نامی بُدی در جهان
از نگاه شاعر کارهای دارندگانِ قدرت و مقام فراموش نمیشود. (در تاریخ میماند) و گویی میآموزد راه مخالفِ آن، یعنی رسیدن به نیک نامی دشوار نیست.
Miss.Jems
شاعرِ مهربان و نیکنهادِ ایرانیان انگار خود نمیتواند این رنج را تاب بیاورد که خروش برمیآورد: ای دنیا، وقتی پروردهٔ خود را شکار میکنی، چرا باید کسی را در دامانِ خود بپرورانی؟
جهانا ندانم چرا پَروَری
چو پَروردهٔ خویش را بِشکَری؟
Miss.Jems
حجم
۸۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۴۰ صفحه
حجم
۸۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۴۰ صفحه
قیمت:
۵۵,۰۰۰
تومان