
کتاب فروزانتر از فروزان
پدیدآورندگان:
فروزان شهرکیانتشارات:
انتشارات رادمهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
elaheaftab64
۱
مرا دیدند، گمان کردند که من به خودی خود گل همیشه بهارم!... مرا... در دامان کویر... یکه و بیقرار... آسمان کبود... ولی خورشیدم همراهم آمد... خورشید مرا دید... لبهایم خشکید، آبی نبود، نگاهی نبود که مرا طراوتی بخشد. بوی گل رزم را از آسمان استشمام میکردم، خورشید برایم نور میآورد رگهایم در پیکرم میخشکید، صبورانه کویر را نظاره میکردم، خارها را دوست داشتم، سبزی خارها مرا به یاد گل سرخم میانداخت...
