اگه قرار باشه لحظهلحظهٔ زندگیت رو زیر ذرهبین بذاری، به خودت آسیب بزرگی میزنی... نه فقط لحظههای زمان جنگت رو، بلکه لحظههای آرومتر زندگیت رو... اون هم با این استاندارد وحشتناکی که برای خودت گذاشتی: هیچوقت اشتباه نکن
helen
«مواظب خودت باش. همیشه حواست به پشتسرت باشه، مگه اینکه مطمئن بشی دوستهات از پشت مراقبتن
helen
خشم و عصبانیت اصلاً برازندهٔ یک مادر، دانشجو، تاریخدان آینده و عضو فعال جامعه نبود و قطعاً این اجازه را به من نمیداد که سربازی آرام و کارآمد باشم
helen
مردان شوروی همیشه درمورد زنانی حرف میزدند که شانهبهشانهٔ مردهایشان در تمام زمینههای اجتماعی ایستاده بودند؛ اما به تجربهٔ من، وقتی نوبت به تروخشک کردن کودکان و شستن ظرفها و تشویق شریک زندگی میرسید، در بیشتر موارد وظیفهٔ زنان بود که به این امور رسیدگی کنند. البته من زیاد چنین چیزهایی را زیر سؤال نمیبردم، چون در تمام دنیا سنت همین بود و قرار هم نبود تغییری کند.
helen
«مهارت تکتیرانداز خیلی بیشتر از تیرانداز معمولیه. تکتیرانداز مثل یه شکارچی صبور میمونه. فقط یه بار میتونه شلیک کنه و اگه تیرش خطا بره، ممکنه بهاش رو با جونش بپردازه.»
helen
آمریکاییها از روسها خوششان نمیآمد. میگفتند متحد ما هستند، اما تا همین الان اجازه داده بودند صدهاهزار نفر از نیروهای ما بمیرند. واقعاً چطور قرار بود حرفهای من در این کنفرانس مطبوعاتی شرایط را تغییر دهد؟
helen
بهترین ساعت برای تکتیرانداز یکونیم بامداد است. معمولاً در همین ساعت تکتیرانداز وارد موقعیتش میشود. من و همکارم، کاستیا، درون آشیانهمان کمین کرده بودیم و منتظر تکتیرانداز آلمانی بودیم تا بهسمت پل بیاید و وارد مخفیگاهش شود
helen
آدم به دلایلی همیشه نمیتواند به همسرش اعتماد کند، اما تکتیرانداز باید بتواند سر جانش، هر شب و هر شب به همکارش اعتماد کند. پس او باید کسی باشد که بتوانی حتی بیشتر از همسرت به او اعتماد داشته باشی
helen