جملات زیبای کتاب وقت تنهایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب وقت تنهایی

بریده‌هایی از کتاب وقت تنهایی

۱٫۷
(۷)
با این‌که تنهایی به معنای ترجیح خویشتن است، لزوماً به معنای خودشیفتگی نیست
م.
بودن در مکان‌های ناآشنا باعث تغییرات فردی، نوسازی و اکتشاف می‌شود. آنتونی استور در این باره بیان داشته به خاطر همین، خیلی‌ها در مسافرت راحت‌تر سیگار را ترک می‌کنند؛ بودن در مکان‌های ناآشنا عادت‌ها را خرق می‌کند و باعث می‌شود محیط روزمره‌ای که شاید دست‌وپایمان را می‌بندد یا فلجمان می‌کند از بین برود. به واقع، هدفم این نبود که جای‌جای پاریس را بشناسم، می‌خواستم ذره‌ذرهٔ خودم را بش
Fatima
ذهن، پس از تمرکز عمیق، شکوفا می‌شود یا ساحل‌روبی می‌کند و ایده‌ها را چون صدف برمی‌دارد، بررسی می‌کند و به جیب می‌گذارد یا این‌که ایده‌ای را رها می‌کند و دیگری را برمی‌گزیند.
م.
مک‌کلینتوک (برندهٔ جایزهٔ نوبل و متخصص ژنتیک که تا هشتادوچهارسالگی از خریدن تلفن سر باززد.)
م.
تنهایی به پیامبران اولوالعزم کمک کرد دیدگاه خود را شکل بدهند و چه‌بسا آن‌ها را نسبت به رنج و درد افراد ضعیف یا طردشده حساس‌تر کرد.
م.
وقتی روبرویتان کسی ننشسته باشد دنیا روبرویتان می‌نشیند.
fatemeh farshidfar
بسیاری از شرکت‌کنندگان ترجیح دادند شوک الکتریکی به آن‌ها داده شود ولی پانزده دقیقه تنها نباشند و به فکر فرو نروند.
م.
دانشمندان و فیلسوفان، از ارسطو گرفته تا امروز، مطرح کرده‌اند بشر حیوانی اجتماعی و منطقی است.
م.
تنهایی قابلیت دارد که ما را مقابل دیگران گشاده‌روتر و مهربان‌تر کند.
م.
به نظر می‌رسد این‌که خودتان، چون از تنهایی لذت می‌برید و ــ نه به این دلیل که شبکه‌های اجتماعی شما را طرد کرده‌اند یا چارهٔ دیگری ندارید ــ بخواهید گاهی تنها باشید، عامل اصلی لذت از تنهایی است.
م.
مثل «تنهایی بی‌پایانی» که ریلکه در نامه‌ای به یک دوست توصیف می‌کند: «سبب می‌شود هر روز به اندازهٔ یک عمر طول بکشد، این بودن با همه‌چیز.»
م.
هر چه بیش‌تر تسلیم خودم شدم، خودی که قیدوبندی نداشت و وسواس‌گونه تعریف نشده بود، اوقاتی باشکوه‌تر با خودم و زندگی داشتم. رها، آماده و مشتاق، حتی برای دل به دریا زدن.
saraja
فروید معتقد بود: «اولین تجربهٔ وحشت کودکان ترس از تاریکی و تنهایی است».
Sabi :)
چرا احساساتم برانگیخته شد؛ چرا با کوچک‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین چیزها خوشحال می‌شدم ولی در وطنم نمی‌توانم آن‌طور عمیق هر چیزی را احساس کنم و آن را ببینم.
Fatima
دلم برای کسی که در پاریس بودم تنگ شده بود؛ خودِ دیگرم، استفانیِ کنجکاو، بداهه‌گو و خوشبختی که لهجهٔ فرانسوی داشت.
Fatima
گرچه با دیگران بودن ضروری است، اما تنها راه لذت بردن از زندگی نیست.
م.
در مأموریتم مثل کارآگاه‌ها بودم؛ بخشی از هر چیزی می‌شدم
م.
بودن در مکان‌های ناآشنا باعث تغییرات فردی، نوسازی و اکتشاف می‌شود
م.
داروین، قبل از روز ازدواجش، در نامه‌ای به اِما (همسر آینده‌اش) نوشت که تا آن زمان «مفهوم خوشبختی را در سکوت و تنهایی وافر» یافته است. با این حال، باور داشت خوشبختی‌اش با اِما فراتر از «حقایقی بود که در سکوت و تنهایی انباشته شده‌اند» و به نظر می‌رسد چهل‌وسه سال واقعاً به این خوشبختی دست یافت.
°•sara_hp•°
«کِی مکث می‌کنی؟ کِی نقاشی می‌کشی یا هیجان‌زده می‌شوی؟ کِی برای خانواده‌ات نامه می‌نویسی، روی تودهٔ خز لَم می‌دهی، موتسارت گوش می‌دهی و تلألوی دریا را تماشا می‌کنی؟» وقتی تنها هستی.
°•sara_hp•°

حجم

۳۱۷٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۲۵۶ صفحه

حجم

۳۱۷٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۲۵۶ صفحه

قیمت:
۱۶۰,۰۰۰
تومان