من درد میکشم به توان ستارهها
تو کوچ کردهای به جهان ستارهها
هر شب به روی بام به هم خیره میشوند
چشمان من به چشم نهان ستارهها
amirkarimifar
عمریست در افسانههامان قهرمان مرد است
با عشق تفسیرش کنی شاید که زن باشد!
Mehr
تمام راز جهان در نگاه سادهٔ اوست
و عطر موی بلندش شکوفهٔ لیموست
به خواب کودکیام دیده بودمش یک شب
هنوز بالش و تختم پر از گل شببوست
همیشه از ابدیّت نشانهای دارد
دلش نهایت آیینههای تودرتوست
در استحالهٔ ذهنم تمام دخترها
شبیه جوجهٔ اردک، و او یقیناً قوست
پاییز بانو
زنی که بوی تنش عطر چای گیلان است
و یک اشارهٔ چشمش قیام تنباکوست
گس است دور دهانم مگر مرا بوسید؟
زنی که طعم لبش، باغهای خرمالوست
پاییز بانو
تنها زمان سکوت تو را درک میکند
Mehr