از این ماجرا درس مهم دیگری را در مکتب توطئهچینی یاد گرفت: اصلاً مهم نیست تو چقدر مدیر خوب و کارآمدی بودهای؛ اگر حامی و پشتیبانِ اصلیات سقوط کند، تو هم همراه او سقوط خواهی کرد.
میرزاقلمدون
اما فعلاً سطح استاندارد زندگی مردم ما خیلی پایین است، همینطور سطح فرهنگ. نظام تحصیلی ما هم افتضاح است و همینطور ادبیات ما... این واقعاً چه نوع ادبیاتی است که ما داریم. وضعیت روحی مردم ما هم تعریف چندانی ندارد...
میرزاقلمدون
او به وضوح اعتقاد داشت که سوسیالیسم باید در خدمت خلق باشد و نه اینکه خلق در خدمت سوسیالیسم.
میرزاقلمدون
همانطور که کارل مارکس گفت تاریخ فقط در قالب مضحکه خود را تکرار میکند.
میرزاقلمدون
آنها از درک این واقعیت عاجز بودند که کل دیپلماسی عبارت است از نمایندگان دو کشور متفاوتی که در طلب تفاهمند. دو فرهنگ متفاوت ــ یا به عبارتی دو نظام معناشناختی و دو رَویهٔ تفسیری متفاوت ــ دور هم جمع میشوند، بدون اینکه ضرورتاً بدانند چه معنا و مفهومی بر رفتارِ طرف مقابل مترتب است. در اینجاست که تشریفات دیپلماتیک به مثابهٔ نوعی لغتنامه یا دستورِ زبان ضرورت پیدا میکند.
میرزاقلمدون
یکی از جملات قصار محبوب برژنف، این جملهٔ گیدو موپاسان، نویسندهٔ فرانسوی، بود: «هر دولتی همانقدر موظف به جلوگیری از جنگ است که هر ناخدایی موظف به جلوگیری از غرق شدن کشتیاش.»
میرزاقلمدون
جو بایدن۶۳۶، سناتور دموکرات آمریکایی، به زاگلادین گفته بود که دموکراتها بیش از آنکه نگران سرنوشت فعالین حقوق بشر در شوروی باشند، نگران اثبات این موضوع به رأیدهندگانشان هستند که آنها [دموکراتها] محکم پای حقوق بشر ایستادهاند.
میرزاقلمدون
ظاهراً مفهوم اساسی در زندگی برژنف برقراری صلح جهانی بود. او دوست داشت جهانیان در آینده او را به عنوان مردی که برای استقرار صلح جهانی تلاش کرد، به خاطر بیاورند. برژنف در عرصهٔ سیاستهای عملگرایانه، موضوعات واقعی در این عرصه را بر هر موضوع ایدئولوژیکی اولویت میداد.
میرزاقلمدون