
بریدههایی از کتاب روان
۴٫۱
(۴۳)
«ما جهان را نه آنگونهای که هست، بلکه بهگونهای میبینیم که خود هستیم.»
شهابالدین آدینه عراقی
روانشناسی مدرن مفهومی مکانیکی از حیات ذهنی را میپذیرد و نگرشی مادیگرایانه، تکاملی و علّی بدان دارد؛ مادیگرایانه یعنی ذهن را پدیدهای فیزیکی میداند، تکاملی یعنی ما را محصول روند تکامل زیستشناختی میبیند که تا حد زیادی با انتخاب طبیعی شکل گرفته است و علّی یعنی افکار و اعمال آدمی را محصول نیروهای ژنتیکی، فرهنگی و تجربهٔ شخصی او قلمداد میکند.
احسان رضاپور
جرمی بنتام، فیلسوف [انگلیسی]، میگوید، وقتی سخن از مسائل اخلاقی به میان میآید، سؤال وارده این نیست که آیا وجودی قادر است استدلال یا صحبت کند، بلکه این است که آیا میتواند رنج بکشد یا نه. (۲) رنج کشیدن نیازمند خودآگاهی است.
شهابالدین آدینه عراقی
گویی تا پیش از فروید هرگز خودمان را نمیشناختیم.
شهابالدین آدینه عراقی
روانشناسانی از فروید گرفته تا فستینگر روشهای حیلهگرانهای را توصیف کردهاند که ذهن انسان بهواسطهٔ آنها برخی اطلاعات را نادیده میگیرد، پررنگ میکند، بازآرایی میکند و طی نبرد بیپایان خود علیه پیامدهای عاطفی ناشی از رویدادهای منفی، تغییرشان میدهد.
شهابالدین آدینه عراقی
اگر بخواهیم خلاصهای فشرده از نحوهٔ سازوکار انتخاب طبیعی برای موجودی نظیر خودمان را ارائه دهیم، منطق کلی بدینترتیب خواهد بود: در بدن حیوانات تنوعهایی وجود دارد و این وضع تا حدی بهسبب جهشهای ایجادشده در ژنوم ما و تا حدی بهسبب بُر خوردن ژنهایمان طی فرایند جفتگیری رخ داده است. این تنوع بر سرنوشت حیوانات تأثیر میگذارد و سبب میشود تا برخی از آنها بیش از سایرین تولیدمثل کنند. چنین وضعی هم موجب میشود تا ژنهایی که با افزایش احتمال موفقیت باروری -تناسب- مرتبطاند در نسل بعدی رایجتر شوند و بنابراین جمعیت بهنحوی تکامل یابد که شامل آن دسته حیواناتی باشد که سازگاری بهتری با محیط خود دارند.
شهابالدین آدینه عراقی
مقالات عامهپسند بهنحوی اغراقآمیز تفاوت میان نیمکرههای مغزی را به تصویر کشیدهاند. پدیدهای تحت عنوان افراد "راستمغز" و افراد "چپمغز" وجود ندارد، بلکه اغلب کارکردهای مغزی در هردو نیمکره پراکنده شدهاند.
ایلوی
وجه منفی ایدهٔ جمجمهشناسی این بود که میگفت هرچه نواحی مختلف مغزی بیشتر مورد استفاده قرار بگیرند بزرگتر نیز میشوند و برآمدگیهایی روی سطح جمجمه ایجاد میکنند. گال مدعی بود که یک متخصص جمجمهشناسی قادر است دستهای خود را روی جمجمهٔ افراد بگذارد و بدینترتیب در باب ویژگیهای شخصیتی آنان اطلاعاتی به دست آورد. در آن دوران، جمجمهشناسی بهراستی متداول شده بود. کارل مارکس به جمجمهشناسی باور پیدا کرده بود و گاه با دستانش سر میهمانان خود را بررسی میکرد. ملکه ویکتوریا نیز مجذوب جمجمهشناسی شده و جمجمهشناسانی را برای بررسی جمجمهٔ فرزندانش استخدام کرده بود.
ایلوی
اگر هنگام مطالعه اندکی مست باشید، درصورت مستی حین جلسهٔ امتحان، اطلاعات را بهتر به خاطر میآورید؛
ایلوی
فرانک کیل، همکارم در دانشگاه ییل، برخی از شاخصترین وجوه ذاتگرایی در کودکان را معرفی کرده است. (۲۴) او تصاویری از مجموعه تغییراتی را به کودکان نشان داد، مثل تصویر یک خارپشت که با عمل جراحی به یک کاکتوس تغییر شکل داده بود یا سگی واقعی که بهشکل یک اسباببازی به نظر میرسید. یافتهٔ اصلی او این است که کودکان نمیپذیرفتند که تغییرات ماهیتی بنیادی داشتهاند و صرفنظر از ظاهر این حیوانات، هنوز آنها را خارپشت یا سگ قلمداد میکردند. تنها وقتی به کودکان گفته شد که تغییرات درون حیوانات رخ داده -باطن حیوانات تغییر کرده است- آنان متقاعد شدند که چنین تغییراتی بهمنزلهٔ تغییر در طبقهبندی حیوانات است.
ایلوی
برخی موارد هم ماهیتی نامشخص دارند. این دو مورد را مد نظر قرار دهید:
جفری اپستین، میلیاردر متهم به ادارهٔ یک حلقه از قاچاقچیان جنسی صاحبمنصب، در زندان به قتل رسانده شد تا بدینترتیب جنایات سیاستمداران قدرتمند پنهان باقی بماند.
Batman
حین مطالعهٔ کتاب، ضربان قلبم شتاب گرفت. چقدر دانستن تمام این اطلاعاتْ هیجانانگیز بود؛ چقدر جالب بود که میتوانستم در باب رویدادهایی بخوانم که چهارده میلیارد سال قبل رخ داده بودند. شاید این همان حالتی بود که مؤمنان هنگام خواندن کتاب مقدس حس میکنند؛ حس نمایان شدن حقایقی عظیم.
Lemonia
گویی ما سربازیم و از باورهایمان در برابر شواهد تهدیدکننده دفاع میکنیم... ما بهطوری در باب باورهایمان سخن میگوییم که انگار آنها مواضع نظامی یا حتی قلعههاییاند که برای مقاومت در برابر حملات بنا شدهاند. باورها میتوانند ریشهدار، مستحکم، مبتنی بر واقعیات و با پشتوانههای استدلالی باشند. آنها بر پایههایی محکم بنا شدهاند. چهبسا ما اعتقادی راسخ به باوری قوی داشته باشیم، نسبت به اعتقاداتمان مطمئن باشیم یا به موضوعی، ایمانی تزلزلناپذیر نشان دهیم.
Batman
پس جمعبندی ما در اینجا ماهیتی سهوجهی دارد. نخست اینکه ما میتوانیم از جهاتی مهم غیرمنطقی عمل کنیم. دوم اینکه این منطقگریزی در شرایط غیرطبیعی و طی مواجهه با مواردی که ذهنمان برایشان تکامل نیافتهاند، با احتمال بیشتری نمایان میشود. و سوم اینکه در چنین مواردی کماکان ما از ظرفیت عملکرد بهتر برخورداریم.
ایلوی
فراتحلیلی که بهتازگی انجام شده، پنجاه و یک مطالعهٔ اینچنینی را بررسی کرده و شواهدی نیرومند یافته است مبنی بر اینکه: لیبرالها و محافظهکاران بیشتر براساس حمایت از باورها و وابستگیهای سیاسیشان به یک جمعبندی علمی یا سیاست پیشنهادی واکنش میدهند تا براساس شایستگیهای واقعی این جمعبندیها و سیاستها. (۲۶) به نظر میرسد که ذهن سیاسی ما همسو با سخن نقلشده از آناییز نین در فصل پیشین عمل میکند: «ما جهان را نه آنگونهای که هست، بلکه بهگونهای میبینیم که خود هستیم.»
ایلوی
نظریهای جدیدتر میگوید که مغز به دنبال:
به حداقل رساندن خطای پیشبینی است.
منشأ این نظرْ نظریهٔ پردازش پیشبینیکننده (یا PP) است. (۳۳) ایده این است که ما مشتاقیم تا بهطور فزاینده پیشبینیهایی صحیح از امور جهان ارائه دهیم. ما پیشتر، هنگامیکه در باب ادراک گفتوگو میکردیم، به این موضوع اشاره کردیم. تمامی تجارب بصری با انواعی از فرضیههای ذهنی فرد در مورد هدف دیداری وی همسویی دارند و هدف دستگاه بصری ارائهٔ حدسی صحیح برای برطرفسازی این حالت توأم با عدم قطعیت است.
ایلوی
بهندرت پیش میآید که گوجهفرنگی یکسانی را دو بار بخوریم؛ ما اغلب با اشیا و افراد و موقعیتهای بدیع مواجه میشویم. خوشبختانه حتی پدیدههای بدیع نیز معمولاً شبیه به پدیدههاییاند که از قبل آنها را میشناسیم و غالباً به مقولهای متعلقاند که از قبل با آن آشنایی داشتهایم. گرچه من پیشتر این گوجهفرنگی مشخص را ندیده بودم، احتمالاً اینیکی هم همانند گوجهفرنگیهای دیگری است که خوردهام و ازاینرو خوراکی است... پس مفاهیم نوعی چسب ذهنی هستند، چراکه تجارب گذشتهٔ ما را به تعاملات فعلیمان با جهان گره میزنند.
ایلوی
استدلالها یا اَشکالی از حملهاند یا اَشکالی از دفاع. اگر مراقب نباشیم، چهبسا کسی بر منطقمان خراش بیندازد یا ایدههایمان را ساقط کند. چهبسا در برابر اعتقادمان، استدلالی کوبنده ببینیم. شاید مواضعمان به چالش کشیده و ویران شوند یا تحلیل بروند و ضعیف شوند. بنابراین ما به دنبال شواهدی برای حمایت یا تقویت حمایت از مواضع خود برمیآییم. با گذر زمان، دیدگاههای ما تقویت و مستحکم میشوند و ماهیتی بتنی میگیرند و ما بهسان سربازانی که به سنگر میخزند تا از رگبار دشمنان در امان بمانند، به سنگر اعتقاداتمان فرومیخزیم.
Batman
اگر نظرمان را عوض کنیم چه؟ این یعنی تسلیم شدن. اگر تسلیم شدن واقعیتی اجتنابناپذیر باشد، شاید آن را بپذیریم، بدان اذعان یا تصدیقش کنیم، مثلاینکه آن را به درون قلعهمان راه دادهایم. اگر دریابیم که مواضعمان دفاعناپذیر هستند، چهبسا رهایشان کنیم، واگذارشان کنیم یا در ازایشان امتیازی بدهیم، گویی در نبردی در حال واگذاری متصرفات خود هستیم.
Batman
ما در عرصهٔ سیاست، ذهنیت سرباز را به شدیدترین شکلش میبینیم. ما تمایل داریم تا بیشتر با اعضای گروه سیاسی خود در ارتباط باشیم، در رسانههای اجتماعی بیشتر با آنها تعامل کنیم، بیشتر نظرات آنها را بخوانیم و آنها را با دوستانمان به اشتراک بگذاریم. (۲۹) این وضع سبب پدید آمدن شکل نیرومندی از تفکر گروهی میشود. ما سربازیم و گروههای سیاسیمان ارتشهاییاند که بدانها تعلق داریم.
Batman
حجم
۷۳۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۷۲ صفحه
حجم
۷۳۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۷۲ صفحه
قیمت:
۱۶۵,۰۰۰
تومان