جملات زیبای کتاب شهرهای سفید | طاقچه
تصویر جلد کتاب شهرهای سفید

بریده‌هایی از کتاب شهرهای سفید

نویسنده:یوزف روت
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۰از ۵ رأی
۳٫۰
(۵)
ما برای زیستن تجهیز شده بودیم، ولی مرگ به‌مان خوشامد گفت. هنوز شگفت‌زده به تماشای یک تشییع‌جنازه ایستاده بودیم که از گورهای دسته‌جمعی سر درآوردیم. تجربهٔ ما بیش‌تر از سال‌خوردگان بود؛ نوه‌های بدبختی بودیم که پدربزرگ‌های‌مان ما را روی زانوان‌شان می‌نشاندند تا برای‌مان قصه تعریف کنند.
mojgan
مردم فقیر نمی‌توانند سفر کنند، آن‌ها یک‌جانشین‌اند. افق جغرافیایی‌شان محدود است. با دختران یک کوچه بالاتر ازدواج می‌کنند. هرگز شجره‌نامه‌شان را نمی‌نویسند، اما برای هر تاریخ‌خوانی بدون سندومدرک هم روشن است که ریشه‌های آن‌ها به دوران باستان برمی‌گردد و در رگ‌های‌شان خون تاریخ جریان دارد.
mojgan
شهر وین در اوج زیبایی از دنیا رفت، درست مثل الاهه‌ای خلع‌شده از مقامش. قوایش تحلیل نرفت و غرق نشد. شهر ناگهان از بزرگی، زیبایی، افتخار و محبوبیت خود دست کشید. تصمیم نگرفت اهداف دیگری را دنبال کند. وقتی از او روی برگرداندند، در فراموشی و وضعیت پیشینش باقی ماند.
mojgan
شخصی که سال‌ها عبادت می‌کند شادتر، نورانی‌تر و آسمانی‌تر می‌شود.
mojgan
ما مردگانی دوباره زنده‌شده‌ایم با کل دانایی آن دنیا به جمع زمینی‌های ناآگاه برگشته‌ایم. شک‌وتردید کسانی را داریم که از مابعدالطبیعه مطلع‌اند.
mojgan
مدام از دوران کودکی‌مان فاصله گرفتیم، طوری که انگار برگشته بودیم تا دوباره در همهٔ تباهی‌ها سهیم باشیم.
mojgan
سرزمین خوشبخت دوران کودکی‌ام، که از یورش‌ها و توفان‌ها در امان است، وقت دارد که بیندیشد و کنفرانس‌های صلح برگزار کند، حال آن‌که ما آن بالا تسلیم نخستین خشم غیرقابل‌درک عناصری هستیم که هنوز آمادهٔ مذاکره نیستند.
mojgan
آیا انسان‌های مفلوکی که روزانه ده ساعت یا بیش‌تر ابریشم می‌بافند خوشبخت‌تر از آنان‌اند که فقط گونی‌های معمولی تولید می‌کنند؟ حقوق هر دو کم است؛ ابریشم را که نمی‌توان خورد! علوم اجتماعی ارزشمندی و بی‌ارزشی محصولات تولیدشده را عامل خوشبختی یا بدبختی کارگران نمی‌داند.
mojgan
این پیرشدنی شرافتمندانه نیست، بلکه مصرف‌شدنی شتاب‌زده است.
mojgan
با این‌که بناهای یادبود متعلق به دوره‌های تاریخی گوناگونی بودند، همه‌شان وجه اشتراک آخرت را داشتند، درست همان‌طور که در آن دنیا تفاوت سنی پدران، پسران و نوه‌ها از بین می‌رود و همهٔ مردگان هم‌سن‌وسال می‌شوند. کلیسای گوتیک خواهر معبد رومی بود.
mojgan
صدای ناقوس از برج‌ها به گوش می‌رسید، اما صدایش شبیه صدای ناقوس‌های فلزی نبود، بیش‌تر به اشارات آسمانی می‌مانست.
mojgan
اصلاً آدم چه‌طور می‌تواند در کوچه‌ای زندگی کند که معلوم نیست چرا ساخته شده است؟! کوچه‌ها باید پیونددهنده باشند، انسان‌ها را به انسان‌ها برسانند، اما این یکی سنگ را به سنگ‌ها می‌رساند.
mojgan
در چند قرن خودم را توی خانه احساس خواهم کرد! و چه‌قدر در خونم آگاهی از تداوم بی‌قیدوشرط توسعهٔ انسانی جاری خواهد شد و در روحم قرنی به قرن بعدی پیوند خواهد خورد! و چه‌قدر به انسان بودنم افتخار خواهم کرد! بچه‌های این سرزمین گمان می‌کنند ما حتماً راه گذشتگان را ادامه می‌دهیم تا خودمان را گم نکنیم.
mojgan
هر نیروی آسمانی‌ای می‌تواند تجلی زمینی پیدا کند و اگر خودش را با شرایط زمینی مطابقت دهد، دیگر نیازی به هیچ سازشی ندارد.
mojgan
عقل و فرهنگ زوال‌پذیر نیستند، نژادها از بین نمی‌روند. مردمانی که به‌ظاهر از روی زمین ناپدید شده‌اند، فقط از روی زمین، بین ما، شاید در وجود تک‌تک‌مان، زندگی می‌کنند.
mojgan
این‌جا شهر مردگان بود! در کوچه‌های تنگش، هیچ‌کس با دنیا کاری نداشت! مردم این‌جا مثل یادبودهای تاریخی زندگی می‌کردند.
کریستال
حتی اگر کسی این سرزمین را ترک کند بهترین چیزی را که وطن می‌تواند به او بدهد با خودش می‌برد: درد دوری از وطن.
کریستال

حجم

۸۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۹۷ صفحه

حجم

۸۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۹۷ صفحه

قیمت:
۷۴,۰۰۰
تومان