جملات زیبا از متن کتاب تپه خرگوش | طاقچه
تصویر جلد کتاب تپه خرگوشsubscriptionAvailable

کتاب تپه خرگوش

۴.۳(از ۸ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
علی اکبر حیدری
انتشارات: 
نشر چشمه

قیمت:

۱۶۳,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

خب که چی؟ یه عده‌ای مارکسیست شده‌ند که شده‌ند، مگه همه‌مون که مسلمونیم و دم از خدا و پیغمبر می‌زنیم کاری غیر از کار اون‌ها می‌کنیم؟ اون‌ها هم مبارزه می‌کنند. اصلاً اگه قراره تغییری باشه باید توی همه‌چیز باشه. اگه باز بخواد حرف حرف یکی باشه که نمی‌شه.
مرضیه
۳
نه سلامی در کار بود و نه دست دادنی، حتی نگاهش هم نکرد؟ داشت جلوِ خودش را می‌گرفت یا واقعاً حسی نمانده بود برای نگاه کردن؟
Aseman
۳
آقاجون همیشه می‌گفت شک که بیفته توی دلت، کم‌کم همه‌چی رو می‌خوره، عین موریانه. فرقی هم نمی‌کنه قبلاً به چی معتقد بودی یا فکر می‌کردی درسته. به همه‌جا رخنه می‌کنه.
Aseman
۳
؟ جواب این مردم را چه می‌دهی؟
کاربر ۷۶۶۳۷۳۹
۲
همیشه همین‌طورهاست. چیزهای بد و ناراحت‌کننده به‌راحتی دست از سر آدم برنمی‌دارند.
نازنین عظیمی
۱
مادرجان نشسته بود جلوِ پاش و بازوش را می‌مالید. هر وقت که هر کدام‌شان مریض می‌شد بازو یا پاش را می‌مالید و مهم هم نبود کجاشان درد می‌کند. مهم این بود که بود.
مرضیه
۱
توی راهرو پر از مجروح بود و پرستارهایی که این‌ور و آن‌ور می‌دویدند. این‌همه آدم، این‌همه انقلابی. شاهین می‌گفت پیروزی پشت در است، فقط باید در را باز کنیم. حالا در را باز کرده بودند؟
:)
۰
اصلاً اگه قراره تغییری باشه باید توی همه‌چیز باشه. اگه باز بخواد حرف حرف یکی باشه که نمی‌شه.
:)
۰
«بچه رو باید تحویل سردخونه بدید، پشت ساختمون. باید آمار کشته‌ها درست باشه. مسئولیت داره برای بیمارستان.» کدام آمار، کدام مسئولیت؟ همین حالا چند نفر داشتند توی خیابان و درگیری‌ها کشته می‌شدند؟
:)
۰