توکای سیاه هم رفیق نداشت، چون از رنگش خجالت میکشید و برای همین هم دماغش را بالا میگرفت و به زمینوزمان افاده میفروخت. عجیب است، اما باور کنید. بعضیها اینطوریاند؛ از یک چیزی خجالت میکشند، آن وقت خیال میکنند فقط اینطور میتوانند از پس خجالتشان بربیایند که دماغشان را بالا بگیرند.
زینب علوی