
٪۴۰
کتاب مردان قدرت طلب
چگونه ظهور میکنند، چرا موفق میشوند و چگونه سقوط میکنند
انتشارات:
گروه انتشاراتی ققنوس٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
atefeh.mohammad
۵
مردان قدرتطلب روی زخمهای دردناک مردم انگشت میگذارند، حس تحقیر و اضطراب را در ایشان تحریک میکنند، سپس توان رهبریشان را مانند بردهها به ایشان پیشکش میکنند.
shahram238
۳
کلید بقای پوتین در قدرت دستکاری باورها و اعتقادات مردم روسیه است. طبق سنت اقتدارگرایان، مردم باید باور کنند که هیچ جایگزینی برای حکومت او وجود ندارد.
shahram238
۳
مردان قدرتطلب چه در گذشته و چه در حال، بدون وجود جمعیتی که ماده خام تبلیغاتشان هستند هیچاند. رازشان این است که آنها به وجود جمعیت نیاز بیشتری دارند تا جمعیت به وجود آنها.
shahram238
۳
اقتدارگرایان شخصیت خود را آمیختهای خوشایند از مردان عادی و ابرمردان نمایش میدهند، همین امر سبب میشود مردان معمولی از بابت گناهانی که گهگاه مرتکب میشوند احساس بهتری داشته باشند. آنها به اندازه رهبرانشان بد نیستند: مانند برلوسکونی مهمانیهای جنسی با دختران زیر سن قانونی برگزار نمیکنند، مانند ترامپ با ستارههای فیلمهای هرزهنگاری رابطه ندارند، یا مانند موبوتو خواهر دوقلوی همسرشان را به عنوان معشوقه برنمیگزینند. اغلبِ این رهبران ادعا میکنند قدرتی دارند که ــ چه در دنیای سیاست و چه در اتاق خواب ــ مردان معمولی از آن بیبهرهاند.
shahram238
۲
اقتدارگرایان به واسطه توسل به تجربیات و احساسات منفی با سایر سیاستمداران تفاوت دارند. آنها ردای مظلومنمایی ملی به تن میکنند، آسیبهایی را که قدرتهای بیگانه به مردمشان تحمیل کردهاند برجسته میکنند، و خود را نجاتبخش کشور معرفی میکنند. آنها با اتکا بر احساسات قدرتمندی چون نفرت، امید و ترس خود را وسیلهای برای نیل به مهمترین خواستهها، اعم از مطالبات ارضی، در امان بودن از دیگر نژادها، تضمین قدرت مردان، یا گرفتن خسارت از دشمنان استعمارگر داخلی یا خارجی، معرفی میکنند.
atefeh.mohammad
۲
در کشورهای تحت سلطه مردان قدرتطلب، وسواسهای ذهنی رهبران به سیاست کشور بدل میشود.
atefeh.mohammad
۲
تبلیغات با بهکارگیری ابزار صوتی، تصویری، رسانههای نوشتاری، معماری، آیین و رسوم و غیره، شعارها و پندارها را به شکلی تغییر میدهند تا، همانطور که ژاک ایلولِ جامعهشناس در سال ۱۹۶۵ نوشته، افراد را «در یک جهت، ولی به اشکال متفاوت» پیش ببرند. (۶)
atefeh.mohammad
۱
مردان قدرتطلب بر سر یک موضوع متفقالقولاند: تمایل به کنترل و استعمار هر کس و هر چیز برای تحقق منافع شخصی. مردان، زنان و کودکانی که تحت حکومت فرد اقتدارگرا هستند فقط تا جایی که فرزندآوری کنند، با دشمنان بجنگند، و در انظار عمومی او را ستایش کنند اهمیت دارند
shahram238
۱
هیتلر هم مانند بسیاری از رهبرانی که بعد از وی روی کار آمدند پشت نقاب رهبر قدرتمند، حاکمی مردد و نامطمئن بود، نظرهای او گاهی بیانگر اندیشههای آخرین فردی بود که با وی صحبت کرده بود.
shahram238
۱
اولین کسی که حکومت دموکراسی را به حکومت استبدادی تبدیل کرد همان ویژگیهایی را داشت که مردان قدرتطلب قرن بیستمی و بیست و یکمی دارند: سرشت خشونتجو، فرصتطلبی و قدرت بیان.
shahram238
۱
در کنار این ماجراها، امید و انگیزه هم جریان دارد. کتاب مردان قدرتطلب به قهرمانگرایی خاموش مردان و زنانی پرداخته که تلاش کردهاند به گفته گابریل هرتس ــ که در سال ۱۹۳۷ در اردوگاه کار اجباری مورینگِن در آلمان اسیر بود ــ «در ناسازگارترین شرایط قابل تصور بیرونی، در سراسر جهان و در طول تاریخ،» روابط اجتماعی و پیوندهای خانوادگیشان را مستحکم نگه دارند.
shahram238
۱
مردان قدرتطلب چه در گذشته و چه در حال، بدون وجود جمعیتی که ماده خام تبلیغاتشان هستند هیچاند. رازشان این است که آنها به وجود جمعیت نیاز بیشتری دارند تا جمعیت به وجود آنها.
shahram238
۱
موضوع مطلوب حکومتهای تمامیتخواه نازیها یا کمونیستهای دوآتشه نیستند، بلکه مردمی هستند که قدرت تمایز بین واقعیت و دروغ (مانند واقعیت تجربه) و تشخیص درست از غلط (مثلاً معیارهای اندیشه) را از دست دادهاند.
shahram238
۱
تئودور آدورنوی فیلسوف تأکید داشت که تلویزیون میتواند با ترویج «ذهنیت انفعالی و سادهلوحی و زودباوری» امکان تداوم حکومت استبدادی فاشیستی را فراهم آورد. این موضوع برای افراد مستبد دوران پس از جنگ خبر خوبی بود، کسانی که میدانستند کلید بقایشان در قدرت مقابله با تفکر انتقادی است. همه آنها از تلویزیون استفاده کردند تا حضور همیشگی و مأنوسشان را به تصویر بکشند و برای خود کیش شخصیت خلق کنند.
shahram238
۱
فرد قدرتطلب بدون وجود افراد تحت کنترلش معنایی ندارد. او به مردم نیاز دارد تا برنامههایی را که برای احیای عظمت کشور در نظر دارد در برابر دوربینها تحسین کنند، به مالیاتدهندگان برای تأمین هزینه حماقتها و حسابهای بانکی خصوصیاش نیاز دارد، برای جنگ به سرباز نیاز دارد، و برای همه اینها به مادرانی نیاز دارد که این افراد را به دنیا آورند.
shahram238
۱
در حکومت اقتدارگرایان اعتماد و اصالت میان مردم از بین میرود.
shahram238
۱
هیچگاه نباید سرسختی قدرتطلبان و ارادهشان برای حفظ قدرت به هر بهایی را دستکم گرفت.
shahram238
۱
دوقطبی شدن و توسل به زور علیه معترضان از تشدید اقتدارگرایی حکایت میکند. گِیل هِلت تحلیلگرِ پیشین میگفت: «این همان اتفاقی است که در کشورهای در آستانه فروپاشی رخ میدهد.»
shahram238
۱
افول اقتصادی، شکست در جنگ، خشونت و چپاول منابع کشور که به فرسودگی منجر شده، یا بروز بحران در زمینه سلامت عمومی که بهدرستی مدیریت نشده باشد، گواهی است بر شرارت و ناکارآمدی حاکم قدرتطلب که قابل چشمپوشی نیست. هیچ حاکمی درباره اولویت دادن منافع خودش به خیر عمومی با شفافیت عمل نمیکند، و آشکارا نشان نمیدهد که از ویژگیهای انسانی لازم برای رهبری اخلاقی بیبهره است ــ ویژگیهایی مانند احساس همدلی با دیگران یا نمایندگی کردن از طرف ایشان ــ مگر اینکه قدرتطلب باشد.
atefeh.mohammad
۱
حاکم اقتدارگرا همه ابزارها را به کار میگیرد تا مردم را وادار کند جاسوسی یکدیگر را بکنند، هموطنانشان را به زندان بیندازند یا به قتل برسانند. تبلیغات دولتی مردم را وامیدارد تا خشونت را به وظیفه ملی و شهروندی و بهای عظمت بخشیدن به کشور تعبیر کنند.
atefeh.mohammad
۱
یکی از روشهای اعمال خشونت اقتدارگرایان زندانی کردن دشمنان در اردوگاهها، زندانها یا تبعیدگاههاست.
atefeh.mohammad
۱
گالئاتسو چانو وزیر امور خارجه در خاطراتش نوشته که ایل دوچه میخواست ایتالیاییها کمتر «احساس همدلی کنند و در عوض سختگیرتر، کینهتوزتر و نفرتانگیزتر شوند»
atefeh.mohammad
۱
یکی از مسائل مردان قدرتطلب این بود که چگونه میتوان جمعیت زیادی را بهسرعت کشت و نابود کرد.
atefeh.mohammad
۰
گر درباره رهبر یا حلقه داخلی نزدیکان او تحقیق و تفحصی صورت بگیرد، حکومت برای دفاع از ایشان بسیج میشود، زمان و منابع صرف تبرئه کردن ایشان و مجازات کسانی میشود که آنها را زیر سؤال بردهاند؛ از جمله خبرنگاران و دادستانها. کشتن نخبگانِ مخالف و تبعید کردن کل خانوادهشان چند نسل از افراد بااستعداد را از بین میبرد
atefeh.mohammad
۰
موسولینی نسخهای را تهیه کرد که اقتدارگرایان امروزی هنوز هم استفاده میکنند، نسخهای که رهبر را قربانی دشمنان داخلی و نظام بینالمللیای میداند که به کشورش خیانت کردهاند
shahram238
۰
مردان قدرتطلب بر سر یک موضوع متفقالقولاند: تمایل به کنترل و استعمار هر کس و هر چیز برای تحقق منافع شخصی. مردان، زنان و کودکانی که تحت حکومت فرد اقتدارگرا هستند فقط تا جایی که فرزندآوری کنند، با دشمنان بجنگند، و در انظار عمومی او را ستایش کنند اهمیت دارند.
shahram238
۰
پروژههای ملی مردان قدرتطلب معمولاً سه بازه زمانی و وضعیت ذهنی را نشانه میگیرند: مدینه فاضله، حسرت گذشته و بحران. مدینه فاضله و میل به داشتن جامعهای کامل و خالص با وعدههایی ارتباط دارد که رهبر درباره دستیابی به آنچه مردم کشور به آن نیاز دارند یا از آن محروم ماندهاند میدهد. این وعدهها هرچه باشند، از کسب اعتبار بینالمللی گرفته تا روزآمد شدن کشور یا حق توسعه، همیشه وعده آیندهای روشن میدهند که وضعیت تار و مبهم کنونی را جبران میکنند.
shahram238
۰
هسته اصلی تبلیغات مجموعهای از تدابیر ارتباطی است که برای ایجاد ابهام و سردرگمی و نفی تفکر نقادانه طراحی شدهاند تا به مردم القا کنند واقعیت همان است که رهبر میگوید. این تدابیر برای مردان قدرتطلب همواره مفید بوده و با وجود تحول رسانههای اطلاعاتی تغییر چندانی نکردهاند.
shahram238
۰
اگر حقیقتی بارها وبارها به فرد تلقین شود، ممکن است شخص را به نتیجهای بدبینانه برساند که پشت آن هیچ واقعیتی وجود ندارد و بیمعنی است. در کشورهای استبدادی مردم فرصت مییابند تا در مورد نظامهای سیاسی دیگر هم اطلاعاتی کسب کنند.
shahram238
۰
حاکمان اقتدارگرای جدیدی ظهور کردند که در تاریخچه تبلیغات حکومتی نقشی از خود به یادگار گذاشتند. آنها گردهماییها، سانسور، و کیش شخصیت را با رسانههای اجتماعی در هم آمیختند تا اخباری را تولید کنند که ضامن حضور ایشان در قدرت بود. برگزاری انتخابات به این معنی بود که سانسور و دستکاری اطلاعات بیش از همیشه لازم است. آنها هنوز دست از ساکت کردن و اتهام زدن به مخالفانشان برنداشتهاند، ولی همزمان فضای رسانهای را با مطالب و صداهای بیربط پر میکنند و سردرگمی ایجاد میکنند تا پیامهایی را حذف کنند که قدرتشان را تهدید میکند.
