
بریدههایی از کتاب شاهنشاهی هخامنشی
در ميانه سده هفتم ق.م، اوضاع به سود مادها تغيير كرد. آشوريان كه در سده نهم و اواسط سده هشتم ارتشهای آموزشديده و مجهز و منظم آنها تقريبا مقاومتناپذيرشانساخته بود، سرانجام با جنگهای دائمی تجاوزكارانه و بیرحمانه، از جمله فتح مصر به دست اسرحدون، خود را فرسوده و ناتوان ساختند، با توجه به اين كه بابل نيز به عنوان كشور تحتالحمايه آنها لقمه گلوگير و مزاحمی شده بود كه پيوسته میشوريد، مهمترين كاری كه آشوربانيپال از نظر نظامی انجام داد سركوب شورش آنجا به فرماندهی برادرش و با خاك يكسان كردن و نابودی هميشگی عيلام بود.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
داريوش همه كاميابیهای خود را به ياری و پشتيبانی اهورامزدا نسبت میداد، و دامنه قدرت متعال خداوند گويا با افزايش كتيبههای او گستردهتر میشد. اين نكته به نحوی ضمنی در انديشه داريوش وجود دارد كه در پيكار فراگير و جهانی ميان نيكی و بدی، اهورامزدا پشتيبان و نگهبان داد و راستی است و داريوش به ياری او بر دروغ پيروز شده است ــ اين اهورامزدا بوده كه شورشيان را به دست او مغلوب كرده است.
کاربر ۹۱۹۰۵۱۲
كلمه «پارسوا» به عنوان سرزمين پارسيان نخستين بار در ستون سياهی كه شلمنصر سوم پادشاه آشور گزارش لشكركشی خود در حدود سال ۸۴۳ ق.م را بر آن حك كرده ذكر شده و كلمه «مادا» (مادها) برای اولين بار هشت سال بعد ذكر شده است.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
كوروشی كه در متون بابلی پادشاه پارسوا ناميده شده و پس از شكست عيلام در حدود سال ۶۴۰ ق.م پسر بزرگ خود را همراه با خراج نزد آشوربانيپال فرستاده، فرمانروای انشان بوده و از اين رو از مدتها پيش در پارس اقامت داشته است.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
اخيرا برخی پژوهندگان به اين فرض گرايش پيدا كردهاند كه اگر نه سه گروه ولی دست كم دو گروه پارسی وجود داشتهاند كه مناطق معروف به پارسوا يا پارسواش در زاگرس را اشغال كرده بودند و اظهار عقيده شده كه دليل حذف نام پارسوای كردستان در گزارشهای آشوری مهاجرت آنها نبوده بلكه لشكركشی آشوريان به ناحيه شمال در قرن هفتم [و شكست پارسيان كردستان] بوده است.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
«استوانه كوروش» ساخته كاهنان بابلی است كه بدين ترتيب وضع پيشين زمان آشوربانيپال را خاطرنشان میسازند (چنان كه نبونيد چنين كرده بود)؛ و برگر به درستی میگويد اين استوانه چيزی از شخصيت كوروش به ما نمیگويد جز آن كه چقدر مايل است او را دوست بدارند و تحمل كنند. (۱۹) اما در عين حال اعلام میكند كه تمام اميران از دريا به دريا حتی چادرنشينان غرب بايد با خراجی سنگين به بارگاه او بيايند و بر پايش بوسه بزنند.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
در زاگرس مركزی نيز از حدود ۱۲۵۰ ق.م تا قرن هفتم هيچ گونه تحول روشنی در سفالگری يا الگوی استقرار انسانی فرهنگهای عصر آهن كه بتواند با مهاجرت ايرانيان در آن دوره ربط داده شود به چشم نمیخورد. تنها چيزی كه میتوان گفت آن است كه ظاهرا از زمان شلمنصر سوم محل «پارسوا» تا چند نسل در كردستان ايران بوده است
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
سارگن دوم در ۷۱۳ ق.م ادعا میكند كه ۴۵ حاكم شهرهای ماد فرمانبردار او هستند و ۳۴ ناحيه ماد را به قلمرو خود پيوسته است.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
پارسيان نمیتوانستهاند پيش از سده هفتم ق.م بر پارس (فارس) تسلط يابند. اما حركت آزادانه انبوه كثيری مهاجر در امتداد رشته كوههای زاگرس امر آسانی نبوده، زيرا دولتها يا اتحاديهای از ايشان در آن مناطق چيره بودهاند كه به آن اندازه سازمان يافته بودهاند كه بتوانند مانع حركت مهاجران شوند. نام دولت الّيپی در زمان اسرحدون (حدود ۶۷۰ ق.م) پسر سناخريب از متون آشوری حذف شد، و تقريبا در همان زمان راهزنان اسكيتی (آسگوسو = سكايی) از شمال شروع بهمزاحمت برای آشوریها كردند.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
از كتيبههای بابلی میدانيم كه هووخشتره بوده كه شهر نينوا (پايتخت آشور) را تسخير كرده و برای هميشه به قدرت آشور پايان داده و اين كار در ۶۱۲ ق.م انجام گرفته است، ضمن اين كه حداقل از سه سال قبل تدارك رزمی میديده است. (۹) هرودوت میگويد اين هووخشتره بود كه سازمان ارتش ماد را دگرگون كرد و يكانهای رزمی مختلف را كه قبلاً درهم و آشفته بودند به سه دسته مجزا (نيزهداران ـ كمانداران (تيراندازان) ـ و سواران) تقسيم كرد. اما وقتی میگويد هووخشتره اولين كسی بود كه با ارتش نمونه خود آشوريان را شكست داد و نينوا را محاصره كرد اما ناچار شد به علت هجوم عظيم اسكيتها (سكاها) به آسيا و مرزهای مصر و تحمل ۲۸ سال سلطه سكاها بر آسيا عقبنشينی كند، ما از لحاظ گاهشماری دچار آشفتگی جدی میشوي
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
فرورتيش پسر ديااكو پادشاهی فعالتر و پرجنب و جوشتر بود. به نوشته هرودوت او پارسيان را مطيع مادها كرد و با همكاری آنان به فتح آسيا پرداخت و از قومی به سراغ قوم ديگر میرفت تا آن كه هنگام حمله به آشور بخش اعظم سپاه و جان خود را از دست داد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
نام ديااكو شباهت زيادی با همان دايائوككو دارد كه با خيانت به مانّايیها و تحويل سرزمين آنان به روساس اورارتويی سارگن دوم را رنجانيد و با خانوادهاش در ۷۱۵ ق.م به حمص در سوريه تبعيد شد. اين مرد با آن كه يكی از سركردگان متعدد محلی بوده و مانّايی محسوب میشده نه مادی، پژوهندگان ظاهرا پذيرفتهاند كه او همان ديااكوی هرودوت است و نخستين پادشاهی است كه بر سراسر ماد حكومت كرده است. اما در متون آشوری چيز بيشتری در اين مورد ديده نمیشود
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
حجم
۳٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۸۳
تعداد صفحهها
۴۶۴ صفحه
حجم
۳٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۸۳
تعداد صفحهها
۴۶۴ صفحه
قیمت:
۱۹۰,۰۰۰
۱۱۴,۰۰۰۴۰%
تومان