جملات زیبای کتاب قلاده قرمز | طاقچه
تصویر جلد کتاب قلاده قرمزsubscriptionAvailable

کتاب قلاده قرمز

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۴ رأی)
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
پویا پانا
۳
افسوسِ هیچ‌چیز را نمی‌خورم.
پویا پانا
۲
هوا خنک بود و تمام رطوبت ماه‌های بارانی از دیوارها بیرون می‌زد. اما صندلی‌ها و زمین گرم مانده بود و در آن ساعت عصر لذتی می‌داد که چون زودگذر بود ارزش بیشتری داشت.
پویا پانا
۲
یک سال رنج برای هیچ.
پویا پانا
۱
همراهی سگ‌ها تنها حضوری است که خلوت آدم را مختل نمی‌کند.
پویا پانا
۰
ما ارزش‌های مشابه و اعتقادات یکسانی نداریم. اما هر دو مبارزیم.
imrympi
۰
هم‌زمان در میان این افکار، بیان‌کردن فکرهایی دربارۀ آینده، خوشبختی و امید ناممکن بود، چون به‌سرعت با حقیقت کثیف جنگ از بین می‌رفت. چندان که فقط جمله‌های غمگین می‌ماند که با نهایت صداقت در ناامیدی بیان می‌شد.
imrympi
۰
متوجه شده بود چقدر شهرنشین‌ها و روستایی‌ها زندگی دور از جنگ را متفاوت می‌دیدند. برای مردمان شهر این زندگی خلاصه می‌شد در لذت، راحتی و بزدلی. برای روستایی‌ها، زمین بود و کار و یک مبارزهٔ دیگر.