جملات زیبا از متن کتاب قلاده قرمز | طاقچه
تصویر جلد کتاب قلاده قرمزsubscriptionAvailable

کتاب قلاده قرمز

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۶ رأی)
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
پویا پانا
۳
افسوسِ هیچ‌چیز را نمی‌خورم.
پویا پانا
۲
هوا خنک بود و تمام رطوبت ماه‌های بارانی از دیوارها بیرون می‌زد. اما صندلی‌ها و زمین گرم مانده بود و در آن ساعت عصر لذتی می‌داد که چون زودگذر بود ارزش بیشتری داشت.
پویا پانا
۲
یک سال رنج برای هیچ.
پویا پانا
۱
همراهی سگ‌ها تنها حضوری است که خلوت آدم را مختل نمی‌کند.
پویا پانا
۰
ما ارزش‌های مشابه و اعتقادات یکسانی نداریم. اما هر دو مبارزیم.
imrympi
۰
هم‌زمان در میان این افکار، بیان‌کردن فکرهایی دربارۀ آینده، خوشبختی و امید ناممکن بود، چون به‌سرعت با حقیقت کثیف جنگ از بین می‌رفت. چندان که فقط جمله‌های غمگین می‌ماند که با نهایت صداقت در ناامیدی بیان می‌شد.
imrympi
۰
متوجه شده بود چقدر شهرنشین‌ها و روستایی‌ها زندگی دور از جنگ را متفاوت می‌دیدند. برای مردمان شهر این زندگی خلاصه می‌شد در لذت، راحتی و بزدلی. برای روستایی‌ها، زمین بود و کار و یک مبارزهٔ دیگر.
ایران آزاد
۰
وارد ارتش شده بود تا از نظم در برابر وحشیگری دفاع کند. نظامی شده بود تا در خدمت بشر باشد. البته که سوءتفاهم بود. خیلی طول نکشید که جنگ به او نشان داد که وضع برعکس است، که نظم از انسان‌ها تغذیه می‌کند، آن‌ها را به‌مصرف می‌رساند و زیر پا له می‌کند.
ایران آزاد
۰
آدم نمی‌دانست باید برای‌اینکه چنین آرمان‌گرایی‌های بزرگی را در وجودش مخفی کرده دلسوزی کند یا به این ادعا که چنین اهدافی را پذیرفته است بخندد.