جملات زیبای کتاب آواره و خدایان زمین | طاقچه
تصویر جلد کتاب آواره و خدایان زمین

بریده‌هایی از کتاب آواره و خدایان زمین

انتشارات:نشر افق
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۶از ۵ رأی
۳٫۶
(۵)
داد و ستد شاعری بینوا، ثروتمندی نادان را بر چهارراهی دید، بین آنان گفت و گویی طولانی درگرفت و سراسر سخن از دلتنگی و خشم بود، نه چیزی دیگر. همان‌وقت فرشتهٔ راه از آن‌جا گذشت و دستش را بر شانهٔ آن دو مرد گذاشت. ناگهان معجزه‌ای رخ داد؛ دارایی هر یک به دیگری منتقل شد. آن دو مرد از هم جدا شدند اما ماجرای عجیب‌تر این بود که شاعر نگاهی کرد و در دستانش جز شن‌ریزهٔ متحرکی نیافت و مرد نادان چشمش را بست و جز ابری که در قلبش حرکت می‌کرد، چیزی ندید.
کاربر ۸۷۲۳۴۵۰

حجم

۱۵۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۱۶۰ صفحه

حجم

۱۵۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۱۶۰ صفحه

قیمت:
۱۲۴,۰۰۰
تومان