
بریدههایی از کتاب از زندگی سیرم ولی دلم می خواهد دوک بوکی بخورم!
۳٫۵
(۱۹)
«شاید امروز روزی بینقص و تمامعیار نباشد؛ اما باز هم روز بسیار خوبی است. هنر سرچشمهٔ این باور است که به من یادآور میشود پساز روزی سراسر غم و افسردگی باز هم میتوانم به چیزهای کوچکی که میبینم، لبخند بزنم.»
leila
نظریهٔ جوجهتیغی
«احساسات افراطی مخالف با هم ارتباط مستقیم دارند. مثلاً افرادی که خیلی متکبرند، عزتنفسشان کم است؛ برای همین میخواهند بقیه را مجبور کنند که به آنها احترام بگذارند و تحسینشان کنند.»
موقعیت متناقضی که دو فرد در عین نیاز به صمیمیت، میخواهند از هم فاصله بگیرند، «نظریهٔ جوجهتیغی» نام دارد.
leila
افرادی که خیلی متکبرن، عزتنفسشون کمه؛ واسهٔ همین میخوان بقیه رو مجبور کنن که به اونها احترام بذارن و تحسینشون کنن؛ اما کسی که عزتنفس خوبی داره، اصلاً اهمیت نمیده دیگران دربارهش چطور فکر میکنن.
razavi
ظاهرت باعث بهوجوداومدن وسواست نیست. این وسواس ناشی از همون خودِ آرمانیه که توی ذهنته. همین باعث این وسواس میشه. خود آرمانیِ تو خیلی خاص و دستنیافتنیه که باعث میشه فکر کنی اگه وزنت از پنجاه کیلو بیشتر بشه، نشونهٔ ضعف و بیعرضگیته. تنها کاری که میتونی انجام بدی، اینه که چیزهای مختلف رو امتحان کنی و کمکم دستت بیاد واقعاً چی میخوای و چه تغییراتی میتونی توی خودت بدی و تا چه اندازه میتونی عوض بشی. همینکه متوجه بشی چی دوست داری و چطور میتونی اضطرابت رو کم کنی، حس رضایت درونیت بیشتر میشه و اونوقته که دیگه حرف و نظر دیگران برات اینقدر مهم نیست.
reza
وقتی از زندگیت راضی نباشی، طبیعتاً به نیازهای ابتداییت پناه میبری. خوردن و خوابیدن جزو اولین نیازهای غریزی ماست؛ اما رضایت ناشی از خوردن، پایدار نیست. بهتره ورزش رو جایگزین کنی یا کارهایی رو انجام بدی که تو رو مجبور میکنن از خونه بیرون بری. در واقع برای خودت باید یه سری اهدافی رو در نظر بگیری که رضایت موندگار به همراه داشته باشن.
من: باشه، دوباره ورزش رو شروع میکنم.
نظریهٔ جوجهتیغی
«احساسات افراطی مخالف با هم ارتباط مستقیم دارند. مثلاً افرادی که خیلی متکبرند، عزتنفسشان کم است؛ برای همین میخواهند بقیه را مجبور کنند که به آنها احترام بگذارند و تحسینشان کنند.»
sadaf
برای رهایی باید نیمهٔ تاریکت را ببینی؛ چراکه آن هم نیمی از وجود توست.
مشکلی ندارم؛ ولی چرا احساس پوچی میکنم؟
برای خشنودی، باید این دو حقیقت زندگی را بدون ترس در آغوش بگیری: اول اینکه ناراحتی جزء جداییناپذیر زندگی ماست، اما غم و رنج و ترسمان بی دلیل و هدف نیست. دوم اینکه هیچ راه گریزی برای فرار از این احساسات وجود ندارد.
sadaf
تو باید یهمقداری روی احساست کار کنی. احساساتت تو رو توی موضع ضعف قرار میدن. تو خیلی توی دوستی از خودت و احساست مایه میذاری. وقتی زیادی احساس خرج کنی، توقعت هم بیشتر و بیشتر میشه و فکر میکنی اون طرف بهاندازهٔ تو دوستت نداره و از احساسش مایه نمیذاره.
sadaf
ببین وقتی به یکی علاقهمند میشی، اون رو از خودت بهتر میبینی و به نظرت خیلی کامل و خاص میآد. همین جریان باعث میشه خودت رو دستکم بگیری. در این حالت، هرقدر هم به هم نزدیک بشین و کنار هم باشین، ازنظر روانی از هم فاصله میگیرین و عقدهٔ حقارتت سر باز میکنه و شروع میکنی به شخمزدن رابطه و فکروخیال که «نکنه اون دوستم نداره! نکنه ولم کنه!». ممکنه حتی بری مستقیم ازش بپرسی یا غیرمستقیم این نگرانی رو با رفتارهای مختلف نشون بدی و اون رو اذیت و معذب کنی.
sadaf
حجم
۱۲۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه
حجم
۱۲۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه
قیمت:
۴۹,۰۰۰
۱۴,۷۰۰۷۰%
تومان