جملات زیبای کتاب کتاب فروشی گمشده | طاقچه
تصویر جلد کتاب کتاب فروشی گمشده

بریده‌هایی از کتاب کتاب فروشی گمشده

نویسنده:ایوی وودز
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۸از ۳۹ رأی
۲٫۸
(۳۹)
در این دنیا تنهایی. کسی برای نجات‌دادنت نخواهد آمد. آدم‌ها یکهو عوض نمی‌شوند و نمی‌آیند عذرخواهی کنند و رفتار محترمانه با تو پیش بگیرند. آن‌ها ملغمه‌ای از درد و جراحت‌اند و تلافی‌اش را سرِ هرکه بتوانند، درمی‌آورند. باید خودم را نجات می‌دادم.
کاربر ۱۶۲۶۷۵۰
بهتر است دهنت را بسته نگه داری و ابله به نظر بیایی، تا اینکه آن را باز کنی و همه را از ابله‌بودنت مطمئن کنی
کاربر ۱۶۲۶۷۵۰
هرچه پیش می‌آمد، من کتاب‌هایم را داشتم و در فضای خلوت صبح می‌توانستم صدای نفس‌های صبورانه و پیوسته‌شان را بشنوم؛ درست مثل انعکاس یک نت پیانو که مدت‌ها بعداز نواخته‌شدن در هوا می‌ماند.
Maryam
عصبانیت مرد، نشانهٔ اقتدارش بود؛ اما عصبانیت زن نشانهٔ این بود که عقلش را از دست داده است.
Maryam
دروغ‌گفتن راحت‌تر از این است که ببینی آدم‌ها از کلمات بی‌پروای تو آزار ببینند.
kiana
مثل فیلم‌ها نیست که خانه‌ات و ازدواجت و هرچه را که می‌شناسی، ترک کنی و خیلی ساده یک زندگی تازه شروع کنی. مرحله‌ای در این بین وجود دارد که در آن مثل غریقی که به صخره‌ای چنگ زده، فقط نفس می‌کشی. می‌دانی که زنده‌ای، می‌توانی حرکت کنی و حتی حرف بزنی؛ اما چیزی این وسط کم است.
Maryam
پدرم همیشه می‌گفت کتاب‌ها چیزی بیشتر از کلمات روی کاغذ هستند. کتاب‌ها دروازه‌هایی به مکان‌ها و زندگی‌های دیگر بودند.
Maryam
حتی حس‌کردنِ کتاب زیر سرانگشت‌ها آرامم می‌کرد. برای خودم هم توضیحی نداشتم؛ اما کتاب‌ها به من حس خدشه‌ناپذیری از ثبات و سکون می‌دادند.
Maryam
مادرم فریاد زد: «هنری! تو یا بخشی از راه‌حل هستی، یا بخشی از مشکل.»
Maryam
در آن لحظه چیزی فهمیدم: در این دنیا تنهایی. کسی برای نجات‌دادنت نخواهد آمد.
tini.m
«به من گوش کن، مارتا. اگه هیچ‌وقت ترس رو تجربه نکنی، یعنی اصلاً زندگی نکردی.»
tini.m
مارتا گفت: «نکتهٔ کتاب‌ها اینه که بهت کمک می‌کنن زندگی رو بزرگ‌تر و بهتر از اون چیزی که فکر می‌کردی، تصور کنی.»
tini.m
بهتر است دهنت را بسته نگه داری و ابله به نظر بیایی، تا اینکه آن را باز کنی و همه را از ابله‌بودنت مطمئن کنی.
Maryam
«تو زن فوق‌العاده‌ای هستی...» «وای، خدایا!» «چی؟!» «هنری، هرچی می‌خوای، بگو؛ اما نگو ’مشکل از تو نیست، مشکل از منه‘! این جمله تحقیرآمیزه.»
Maryam
برای یافتن داستان زندگی‌ات حاضری تا کجا پیش بروی؟
سایه:)
ممکن است آدم‌هایی که دوستشان داریم، آزارمان بدهند و از ما هم کاری برنمی‌آید.
tini.m
حتی حس‌کردنِ کتاب زیر سرانگشت‌ها آرامم می‌کرد. برای خودم هم توضیحی نداشتم؛ اما کتاب‌ها به من حس خدشه‌ناپذیری از ثبات و سکون می‌دادند. شاید حس می‌کردم چون کلمات پایدار مانده‌اند، من هم می‌توانم دوام بیاورم.
sahar
در آن لحظه چیزی فهمیدم: در این دنیا تنهایی. کسی برای نجات‌دادنت نخواهد آمد. آدم‌ها یکهو عوض نمی‌شوند و نمی‌آیند عذرخواهی کنند و رفتار محترمانه با تو پیش بگیرند. آن‌ها ملغمه‌ای از درد و جراحت‌اند و تلافی‌اش را سرِ هرکه بتوانند، درمی‌آورند. باید خودم را نجات می‌دادم.
Maryam
می‌دانستم که مستحقِ چیز بهتری نیستم؛ اما جایی تهِ وجودم هنوز امیدوار بودم. این بود که داشت بیچاره‌ام می‌کرد: امیدواربودن. همان موقع بود که فهمیدم باید یکی از این دو را فراموش کنم: شادی یا امید.
Maryam
«هرچیزی که در جست‌وجوی آن هستی، در جست‌وجوی توست.»
tini.m
نگاهش باعث شد بفهمم خوشحال‌کردن دیگران چقدر ساده است و در عین حال به‌ندرت به فکرمان می‌رسد کسی را خوشحال کنیم.
بنفشه آریاراد
آدم‌ها یکهو عوض نمی‌شوند و نمی‌آیند عذرخواهی کنند و رفتار محترمانه با تو پیش بگیرند. آن‌ها ملغمه‌ای از درد و جراحت‌اند و تلافی‌اش را سرِ هرکه بتوانند، درمی‌آورند.
M T
مردی بود که اعتقاد داشت تخیل بزرگ‌ترین ابزار است. همسر زیرکش باور داشت که عشق بر همه‌چیز پیروز است و هر دو با هم از کتابخانهٔ اسرارآمیز ایتالیایی، مغازهٔ رؤیاها و خاطرات را ساختند
بنفشه آریاراد
درحال بالارفتن از پله‌های چوبی که روغن‌جلای براقشان می‌درخشید، متوجه شدم روی پیشانیِ هر پله کلمه‌ای با رنگ نوشته شده است: در مکانی که گمشده نامیده می‌شود چیزهای عجیبی پیدا می‌شود
Solati

حجم

۳۳۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۰۰ صفحه

حجم

۳۳۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۰۰ صفحه

قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
تومان