
بریدههایی از کتاب پسر شایسته
نویسنده:فریدا مک فادن
مترجم:مریم علیزاده میلانلو
ویراستار:آمنه بختیاری
انتشارات:کتاب کوله پشتی
دستهبندی:
امتیاز
۳.۸از ۸۰ رأی
۳٫۸
(۸۰)
بعضی چیزها ارزش مردن ندارن.»
Mitikoma
آسیبپذیر بودن در مقابل فردی که احساس همدلی ندارد همیشه اشتباه است.
N.N
به آسمان نگاه میکنم و ماه را میبینم که کامل است. کلاس پنجم که بودم دربارهٔ حالتهای مختلف ماه یاد گرفتیم. ماه کامل، هلال ماه، ماه نو. خیلی کم آنها را به یاد دارم؛ اما همیشه عاشق ماه کامل بودم.
همزاد کشف نشده هرماینی گرنجر
بالاخره خودم را از تختم بیرون میکشم و میگذارم آب داغ بشویدم. نمیخواهم دوباره از زیر دوش بیرون بیایم. دوست دارم زیر دوش زندگی کنم.
همزاد کشف نشده هرماینی گرنجر
آدمهای دیوانه برای انجام دادن کارهای دیوانهوار نیازی به دلیل ندارن؛ درسته؟»
Mitikoma
شما فکر میکنین کار اون بوده؟»
«بله، کاملاً.»
«پس قسر دررفت؟»
«البته که دررفت.»
«شما کار دیگهای کردین؟»
«کارآگاه باید بهتون بگم که یه کاری کردم.»
«چی کار؟»
«توی ادبیات انگلیسی بهش نمرهٔ عالی دادم. بعضی چیزها ارزش مردن ندارن.»
همزاد کشف نشده هرماینی گرنجر
مچ پای چپم هر روز بدتر میشود. قطعاً شکسته. هنوز متورم و گرم است و در تکان دادن انگشت پایم مشکل دارم؛ اما از طرفی، فقط درد میکند. مردم تیر میخورند و به حرکتشان ادامه میدهند. باید از این درد بگذرم. این تنها راه زنده ماندنم است.
اولیویا به چیزهای شاد فکر کن.
والدینم. مامانم.
اتاقم.
مدیسون.
همزاد کشف نشده هرماینی گرنجر
همه خانوادهها رازهایی دارند، اما بعضی رازها مرگبارند...
Mitikoma
زمانی در زندگیام بود که با به آغوش مادرم رفتن همهچیز درست میشد؛ اما مدتها از آن زمان گذشته است.
Moonlight
آدمهای دیوانه برای انجام دادن کارهای دیوانهوار نیازی به دلیل ندارن؛
Moonlight
اوایل دههٔ ۱۸۰۰، دکترهایی که با افراد مبتلا به بیماریهای روانی کار میکردن متوجه شدن بعضیهاشون ظاهراً رفتارهای عادی از خودشون نشون میدن؛ اما هیچ درکی از اخلاق یا همدلی ندارن. به این بیمارها روانآزار میگفتن؛ اما بعدها بهخاطر تأثیری که روی جامعه میذاشتن، این اسم به جامعهستیز تغییر کرد.
Butter3🦋3fly
جامعهستیزها براشون مهم نیست که وانمود کنن احساساتی دارن. در عوض، روانآزارها بازیگرهای خیلی خوبیان. باهوش و جذابن و توی بازی کردن با احساسات آدمها فوقالعادهان. اونها میتونن کاری کنن که آدم باور کنه اهمیت میدن؛ اما در واقع، هیچ احساسی ندارن.
Butter3🦋3fly
پسرها باعث میشوند رُس آدم کشیده شود.
sogandss85
آن چشمها قبلاً همرنگ چشمهای لیام بودند؛ اما حالا مثل پیراهنی که بارها شسته شده است رنگ زندگیشان را از دست دادهاند.
کاربر ۲۶۲۵۱۹۶
میپرسم: «ترافیک چطور بود؟» هنوز نمیدانم چطور میتواند در ساعت اوج ترافیک از منهتن تا لانگآیلند رفتوآمد کند و هنوز لبخند بر لبش باشد. من پنج دقیقه در آزادراه لانگآیلند باشم، تمام روز کجخلقم.
همزاد کشف نشده هرماینی گرنجر
وقتی رفتیم، هانا در اتاقش بود و به خانه که میرسیم، دیدن هانا همانجا در اتاقش آرامشبخش است. بعد از آنطور ناپدید شدن اولیویا مرسر، کموبیش میترسیدم که هانا هم ناپدید شود. البته، او چرا باید ناپدید شود؟ هیولا سوار ماشین خودمان بود.
همزاد کشف نشده هرماینی گرنجر
او از امن محافظت میکرد؛ چون دوستم دارد. همان طوری که من میخواهم از لیام محافظت کنم. حتی اگر سزاوارش نباشد. حتی اگر دوستم نداشته باشد. حتی اگر نتواند دوستم داشته باشد.
همزاد کشف نشده هرماینی گرنجر
هیچ انتخاب دیگری ندارم.
فیبی، من بهخاطر هر دویمان از اینجا خارج میشوم.
من به خانوادهات خبر میدهم که تو این پایینی. آرامشان میکنم. به تو خاکسپاریای واقعی میدهم.
و مطمئن میشوم که این عوضی باقی عمرش را به زندان میرود.
همزاد کشف نشده هرماینی گرنجر
خب، برای شروع، جامعهستیزها احساسات عادی انسانی مثل همدلی ندارن. اونها نگران احساسات بقیه نیستن و آستانهٔ تحملشون برای مشمئز شدن بالائه که با واکنش نداشتن به تصویر صورتهای
نازنین خواجه
خب، برای شروع، جامعهستیزها احساسات عادی انسانی مثل همدلی ندارن. اونها نگران احساسات بقیه نیستن و آستانهٔ تحملشون برای مشمئز شدن بالائه که با واکنش نداشتن به تصویر صورتهای
نازنین خواجه
مُثلهشده سنجیده میشه. جامعهستیزها براشون مهم نیست که وانمود کنن احساساتی دارن. در عوض، روانآزارها بازیگرهای خیلی خوبیان. باهوش و جذابن و توی بازی کردن با احساسات آدمها فوقالعادهان. اونها میتونن کاری کنن که آدم باور کنه اهمیت میدن؛ اما در واقع، هیچ احساسی ندارن.»
نازنین خواجه
«دروغگوهای بیمارن. میتونن توی یه چشم به هم زدن عجیبغریبترین داستانها رو بگن. حالا، ویژگی بارز دیگه توی جامعهستیزها اینه که وجدان ضعیفی دارن. اونها خیلی کم احساس گناه، خجالت یا پشیمونی میکنن. در عوض، روانآزارها اصلاً وجدان ندارن. میتونین تصور کنین همچین چیزی چهجوریه؟ که از اعمال وحشتناکتون اصلاً احساس پشیمونی نداشته باشین؟»
نازنین خواجه
«دیگه اینکه احساس ترس ندارن. وقتی یه فرد عادی توی موقعیتی قرار میگیره که منتظر محرک دردناکی مثل شوک الکترونیکیه، فعالیت غدد عرقش افزایش پیدا میکنه؛ اما توی روانآزارها هیچ پاسخ پوستی مناسبی منتشر نمیشه. اونها مثل ما احساس ترس نمیکنن.»
نازنین خواجه
«خب، کارآگاه، اگه همهٔ اینها رو کنار هم بذاریم، شما فردی رو دارین که احساس همدلی، پشیمونی و ترس نداره و مستعد خشونته. عجیب نیست که خیلی از قاتلهای زنجیرهای رو روانآزار تشخیص میدن.»
نازنین خواجه
«مورچهها فکر میکنن فرار میکنن، اما نمیتونن! نمیدونه که آخرش لهش میکنم.»
نازنین خواجه
حجم
۲۵۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۸۸ صفحه
حجم
۲۵۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۸۸ صفحه
قیمت:
۱۱۵,۵۰۰
تومان