جملات زیبای کتاب آکواریوم‌ های پیونگ یانگ | طاقچه
تصویر جلد کتاب آکواریوم‌ های پیونگ یانگsubscriptionAvailable

کتاب آکواریوم‌ های پیونگ یانگ

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۲۷۷ رأی)
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ــسیّدحجّتـــ
۷۹
معلم‌هایمان معمولا با زشت‌ترین و توهین‌آمیزترین شکل ممکن با ما رفتار می‌کردند. آن‌ها به جای این‌که دانش‌آموزان را به اسم کوچک یا به اسم خانوادگیشان صدا کنند، از عباراتی مثل این استفاده می‌کردند: «هی، تویی که عقب کلاس تمرگیدی! هِی با توام، احمق ردیف سوم! هی، حرامزاده!»
جواد
۵۶
آن‌ها چیزی نداشتند از دست بدهند بجز زنجیرهای پاهایشان. در زندگی‌ای این‌چنین تلخ و سیاه، مرگ بهترین حادثه‌ای بود که امکان داشت رخ بدهد.
negar shojai
۵۴
در کره شمالی همه خبرها و حوادث باید ابتدا از فیلتر حزب بگذرد
🌱ehsan
۵۱
اضافه شدن اندکی هیجان به زندگیمان چیز بدی نیست.
مونا رجبعلیان
۴۹
اما مادربزرگ جور دیگری واکنش نشان می‌داد. او که وانمود می‌کرد هنوز به بهبود اوضاع کشور امیدوار است، به شدت با هر گونه ابراز انتقاد غیر مستقیم در باره کیم ایل‌سونگ مخالفت می‌کرد. ذهن مادربزرگ آکنده از حرف‌ها و اندیشه‌های کلیشه‌ای بود. ایدئولوژی کمونیستی حاکم این حرف‌ها را در ذهن مادربزرگ جا داده بود. او هرگاه که با پرسش‌های ناراحت‌کننده بچه‌هایش مواجه می‌شد، بدون لحظه‌ای تردید جواب‌هایی تند و از پیش آماده شده را تحویل آن‌ها می‌داد
ــسیّدحجّتـــ
۳۸
امپراتوری ژاپن در پی بمباران اتمی دو شهر هیروشیما و ناکازاکی توسط آمریکایی‌ها، سقوط کرد و به این ترتیب کره از یوغ استعمار ژاپن آزاد شد.
نیما اکبرخانی
۳۵
بنا به یک سنت کنفسیوسی که به نوعی تا دوران حاضر نیز تداوم یافته، یک زن ازدواج کرده حتا اگر از شوهرش هم جدا شود یا طلاق بگیرد، باز باید نزد خانواده شوهرش باقی بماند و با آن‌ها زندگی کند. چنین زنی اگر تلاش کند که نزد والدین خودش بازگردد به احتمال بسیار زیاد مورد پذیرش آن‌ها قرار نخواهد گرفت.
ــسیّدحجّتـــ
۳۱
زندانیان اصلاح‌ناپذیر بهترین افراد برای کار در مراکز حساس نظامی‌اند زیرا این افراد رازهای نظامی کشور را همراه خود به گور خواهند برد.
نیما اکبرخانی
۳۰
این کارخانه سه نوع نوشیدنی الکلی تولید می‌کرد. دو نوع اول را از دانه‌های ذرت و میوه‌های بلوط می‌گرفتند که مخصوص صادرات بود. اما برای ساختن نوشیدنی نوع سوم، از زهرِ مار نیز استفاده می‌کردند. اضافه کردن زهر مار به الکل عمدتآ برای خوشایند نگهبان‌ها، که مصرف‌کننده اصلی این نوع نوشابه بودند، صورت می‌گرفت. روش کار این طوری بود که اول مارها را می‌گرفتند و بعد یک ماه آن‌ها را در جایی بدون غذا نگهداری می‌کردند. گرسنگی باعث می‌شد سمی بودن زهر مارها برطرف شود. سپس این زهر غیر سمی و غیر مرگبار را از مارها می‌گرفتند و به الکلِ در حال آماده شدن اضافه می‌کردند. تا جایی که به خاطر می‌آورم این نوشابه هیچ اسم رسمی‌ای نداشت. زندانیان اردوگاه به آن «یودوک سول» (که ترجمه‌اش می‌شود «الکلِ یودوک») یا «کنیاک مار» می‌گفتند.
ــسیّدحجّتـــ
۲۷
موشک‌های تولیدی این کشور به برخی از کشورهای خاورمیانه فروخته می‌شود. جدیدترین موشک دوربُرد کره شمالی به زودی ظرفیت این را پیدا خواهد کرد که سواحل غربی ایالات متحده آمریکا را هدف قرار بدهد.
بابایِ نهال
۲۲
بدبخت‌ترین برده‌ها آن برده‌ای است که سرنوشت خود را پذیرفته و با آن کنار آمده است.
negar shojai
۱۹
در کره شمالی، رادیو و تلویزیون دولتی، روزنامه‌ها، مدارس و حتا کتاب‌های مصور کودکان صرفآ پر از نفرت‌پراکنی است؛ نفرت از دشمنان امپریالیستی، دشمنان طبقاتی، دشمنان میهن، آمریکا، و خلاصه هر دشمن دیگری که بتوان تصور کرد
جواد
۱۶
. نظامِ به شدت دیوان‌سالارانه کره شمالی حتی قادر نبود ضروری‌ترین نیازهای روزمره مردم را برآورده سازد: غذا به سختی تهیه می‌شد، پیدا کردن یک برق‌کار عملا ناممکن بود، دکتر در دسترس نبود و کوتاه کردن مو کار مشکلی بود چرا که آرایشگر در حکم کیمیا بود.
جواد
۱۵
افراد بزرگسال، یا بهتر بگویم افراد پانزده‌سال به بالا، ملزم به شرکت در مراسم اعدام در ملأعام بودند. من ترجیح می‌دادم به نحوی از حضور در این مراسم شانه خالی کنم.
شادی
۱۳
تنها درسی که من از اردوگاه یودوک یاد گرفتم این بود که ظرفیت انسان‌ها برای رذالت و پستی بی‌انتهاست. من در یودوک پی بردم که تمایزهای اجتماعی و تحصیلی در چنین مکانی به سرعت محو می‌شود
جواد
۱۰
یکی از روزها وقتی به مدرسه رسیدم تازه یادم افتاد که معلم کلاسمان («گراز وحشی») قصد دارد امروز بچه‌ها را به «اتاق کیم ایل‌سونگ» ببرد. پوشیدن جوراب‌های مخصوص را پاک فراموش کرده بودم. جوراب‌هایی که آن روز به پا داشتم، همان جوراب‌های پاره پوره و پر از سوراخی بود که مادربزرگ برایم وصله پینه زده بود. بدون اغراق روی هر لنگه این جوراب‌ها حداقل شش تا هفت وصله به چشم می‌خورد. وقتی گراز وحشی با صدای بلند گفت کسانی که جوراب‌های مخصوصشان را به پا نکرده‌اند دست‌هایشان را بالا ببرند، من یکی نزدیک بود از شدت ترس بمیرم. خوشبختانه، من تنها نبودم. دوسوم بچه‌ها دست‌هایشان را بالا برده بودند. آقامعلم به شدت عصبانی شد. او به ما دانش‌آموزان فراموشکار دستور داد بیرون کلاس به صف شویم و بعد شروع کرد به کتک زدن جانانه ما. گراز وحشی که پوتین‌های ارتشی به پا داشت چنان لگدهای محکمی به ما می‌زد که نفسمان بند می‌آمد. ما معمولا وقت کتک خوردن، با چنان شدتی آه و ناله می‌کردیم که طرف دلش به حالمان بسوزد و بیش از این کتکمان نزند اما این دفعه با دفعه‌های قبل فرق داشت
tomorrow
۱۰
بدبخت‌ترین برده‌ها آن برده‌ای است که سرنوشت خود را پذیرفته و با آن کنار آمده است
ــسیّدحجّتـــ
۹
آن‌ها چیزی نداشتند از دست بدهند بجز زنجیرهای پاهایشان
Reza.golshan
۹
زندگی در اردوگاه بسیار سخت بود. حوادث تلخ و متعددی در انتظارم بود: مرگ دوستان خوبم، بیماری مادربزرگم، سرمازدگی‌ام، شرکت اجباری‌ام در مراسم اعدام در ملأعام و...
ibrahim
۸
برخی از زندانیانی که سالیان متمادی در گولاگ های شوروی زندانی بودند در خاطراتشان نوشته‌اند گولاگ در حکم دانشگاه آن‌ها بوده. اما گولاگ یا اردوگاه یودوک چنین ویژگی‌ای برای من نداشت. تنها درسی که من از اردوگاه یودوک یاد گرفتم این بود که ظرفیت انسان‌ها برای رذالت و پستی بی‌انتهاست.
sina ahmadi
۷
فراریان کره شمالی خاصی به مذهب علاقه دارند. یکی از دلایل این علاقه، تبلیغات ضد مذهبی حکومت کره شمالی است که به جای لامذهب کردن مردم باعث علاقه‌مندی بیش‌تر آن‌ها به دین و مذهب شده است. اما به باور من، دلیل مهم‌ترِ ولع بی‌پایان مردم کره شمالی به مذهب میل ذاتی آن‌ها به عشق، عطوفت و مهربانی است؛ چیزهایی که همیشه از آن محروم بوده‌اند.
بابایِ نهال
۷
«رفیق، عمر ما کوتاه است؛ کار چیز مهمی نیست؛ مهم این است که از زندگی‌ات لذت ببری
ــسیّدحجّتـــ
۶
چندی پیش دیداری با یک سرباز کره شمالی داشتم. این سرباز که اخیرآ به کره جنوبی گریخت
مونا رجبعلیان
۶
پدربزرگ مادری‌ام که از اهالی بومی شهر کره‌ای تاگو بود، در ژاپن برای حکومت کره شمالی جاسوسی و خبرچینی می‌کرد. او عاقبت توسط پلیس ژاپن دستگیر شد و حین بازداشت جان سپرد. حکومت کره شمالی هم بلافاصله به او لقب «قهرمان انقلاب» داد و خانواده‌اش را «خانواده قهرمان» اعلام کرد.
مونا رجبعلیان
۶
در کره شمالی روال معمول کارها به نحوی است که پول و زور جای خالی قانون و نظم را پُر می‌کند. حکومتی که مدام نظام سرمایه‌داری را محکوم می‌کند خودش جامعه‌ای را به وجود آورده که در آن پول حرف اول و آخر را می‌زند. پول‌سالاری در این کشور بدتر و شدیدتر از هر جای دیگری است که تاکنون دیده‌ام.
Poouria Mohgimy
۶
یکی دیگر از وظایفم گرم نگه داشتن دائمی اتاق ویژه‌ای بود که به امر آموزش و تبلیغ اندیشه‌های انقلابی کیم ایل‌سونگ اختصاص یافته بود. ما و خانواده‌هایمان نفرین شده بودیم تا بر اثر سرماخوردگی بمیریم اما پوسترها، کتاب‌ها و عکس‌های کیم ایل‌سونگ نیاز به گرمای دائمی داشتند.
sina ahmadi
۶
اگر کیم جونگ‌ایل لبخند می‌زند به دلیل آن است که از ادامه قدرت خود و از تداوم سرکوب حقوق انسانی و بنیادی مردم کره شمالی اطمینان خاطر دارد.
sina ahmadi
۶
با این حال آنچه بیش از همه باعث تعجبم شده بود نحوه زندگی مردم بود. هر کس آزاد بود هرطور دلش می‌خواهد زندگی کند. هیچ سیستمی فعالیت‌ها و رفت و آمدهای مردم را سازماندهی نمی‌کرد. باید اذعان کنم وقتی برای اولین بار با چنین جامعه‌ای مواجه شدم احساس نگرانی کردم. به خودم گفتم این سیستم نمی‌تواند دوام پیدا کند و در صورتی که با یک بحران روبرو شود بلافاصله متلاشی خواهد شد. بعدها متوجه شدم که این جامعه فقط ظاهرش بی‌نظم است و اتفاقآ یک منطق قدرتمند اما پنهان بر فعالیت‌های آن حاکم است. با وجودی که اصل «هرکس به فکر خویش است» در جامعه کره جنوبی حرف اول را می‌زند اما مردم روحیه همکاری و مساعدت جمعی دارند و به هم احترام می‌گذارند.
مهدی نادریان
۶
هرگز آن کوکاکولایی را که به من تعارف کرد فراموش نخواهم کرد. اولین جرعه را که قورت دادم روحم شاد شد. تا به حال چنین چیز خنک خوشمزه‌ای نخورده بودم.
amir7u
۶
چرا ما را از دنیای بیرون منزوی کرده بودند؟ چرا به ما عناصر به اصطلاح «اصلاح‌پذیر» اجازه نمی‌دادند با دنیای بیرون در تماس باشیم؟ چرا جلوی الحاق دوباره ما را به زندگی عادی گرفته بودند؟ چرا اجازه نمی‌دادند مردم کره شمالی از واقعیت‌های دنیای بیرون باخبر شوند؟ حکومت با تمامی قدرت جلو هرگونه تماس شهروندان کره شمالی با جهان خارج را گرفته بود و متخلفان را به سختی مجازات می‌کرد.