
سقف پاره کن!
۲۲
دور هرچی درس و مدرسهست خط میکشم! راه زندگیت رو با تجربه کردن یاد میگیری؛ نه با این آدمگندههای احمق!
F.s
۲۱
به کسی که بخواهد بداند فیلها چهجور موجوداتی هستند میشود گفت: فیلها شبیه آدمها هستند ولی تنهاتر از آنها.
ELNAZ
۸
یکی از نگرانیهای متصدیان توکیو در طول جنگ جهانی دوم، اصابت بمب به باغ وحشها بود. آنها نگران بودند حیوانات وحشی از حصار بگریزند و به جان مردم بیفتند؛ پس فرمانِ مسموم کردن غذای تمامشان را صادر کردند. فقط فیلها بودند که لب به هیچ خوراک سمیای نزدند.
farzane
۵
چیستان: از کجا میفهمید که یک فیل
توی یخچالتان قایم شده؟
پاسخ: از رد پاهایش روی قالب کره.
farzane
۴
برای نویسندههای جوان چه توصیهای دارید؟
دربارهٔ چیزهایی بنویسند که بیشتر از همه از آنها میترسند.
rozhin
۳
واقعاً تمامِ لذت سفر به این است
که چمدانی با خودت نداشته باشی!
rozhin
۳
چی میشد اگر یک دکمهٔ جادویی وجود داشت و زمان را به عقب برمیگرداند؟
ELNAZ
۳
ممکن بود جک از آیندهاش خبر نداشته باشد، اما دستکم این را میدانست که «حالا» میخواهد چهکار کند.
Ava
۲
انگار لیدیا هم احساس او را میفهمید، پس خرطومش را برای آخرین بار بالا آورد و نگه داشت.
جک لبخند زد. دستهایش را به آرامی نوک خرطوم او حلقه کرد، و آهسته درونش دمید.
Elham jannesari
۲
یکی از نگرانیهای متصدیان توکیو در طول جنگ جهانی دوم، اصابت بمب به باغ وحشها بود. آنها نگران بودند حیوانات وحشی از حصار بگریزند و به جان مردم بیفتند؛ پس فرمانِ مسموم کردن غذای تمامشان را صادر کردند. فقط فیلها بودند که لب به هیچ خوراک سمیای نزدند.
rozhin
۲
فیلها معروفند به اینکه اگر کسی مسخرهشان کند، خرطومشان را پر آب میکنند و روی کسی که بهشان خندیده میپاشند.
ELNAZ
۲
این آدمها چطور به این نقطه رسیده بودند؛ به نقطهای که این همه محتاج و دستتنگ شده باشند؟ یعنی یک روز راحت و آسوده بودند و روز بعد مجبور شده بودند توی خیابان بخوابند؟
شیدا زارع نجات
۲
فیلها شبیه آدمها هستند ولی تنهاتر از آنها.
farzane
۱
مادرِ او نهایت تلاشش را برای خوب بودن میکند؛ اما گاهی این «نهایت» سعی او کافی نیست
Ava
۱
یکی از نگرانیهای متصدیان توکیو در طول جنگ جهانی دوم، اصابت بمب به باغ وحشها بود. آنها نگران بودند حیوانات وحشی از حصار بگریزند و به جان مردم بیفتند؛ پس فرمانِ مسموم کردن غذای تمامشان را صادر کردند. فقط فیلها بودند که لب به هیچ خوراک سمیای نزدند.
Elham jannesari
۱
اگر میخواهید فیلها هیچوقت فراموشتان نکنند، خرطومشان را بگیرید و آرام در آن فوت کنید.
این آخرین تصویری بود که قبل از گرم شدن چشمهای جک به ذهنش آمد.
Elham jannesari
۱
همانطور که در راه باریکهٔ درختهای سوزنی کاج دراز افتاده بود، همانطور که به شاخ و برگ بالای سرش نگاه میکرد، یکباره دید دلش دیگر هیچچیز نمیخواهد.
مطلقاً هیچچیز.
rozhin
۱
جک رو به مرد پشت پیشخوان کرد: «اینجا یه زن با موهای کوتاهِ طلایی ندیدین؟ چشماش آبیه و تقریباً لاغره. گوشوارههای گرد و گنده گوششه.»
آن یکی جک؛ جک بزرگه، زد زیر خنده. «باید نشونی بهتری بدی بچهجون! اینطوری که انگار داری یکسوم آمریکا رو توصیف میکنی.»
ساونج مممود
۱
یک فیلِ جنگلی که وقت فرار از تله، خرطومش زخم شده بود؛ از شدت درد نمیتوانست دنبال غذا بگردد. پس خودش را به محوطهٔ فیلها در پارک ملی ماسایی مارا (کنیا؛ آفریقا) رساند. خرطومش را در دهانِ یک فیل آفریقایی گذاشت و همتایش فوراً منظور او را فهمید. شاخهای از درخت اقاقیا کند و به آشنای تازه خوراند.
yasi
۱
به کسی که بخواهد بداند فیلها چهجور موجوداتی هستند میشود گفت: فیلها شبیه آدمها هستند ولی تنهاتر از آنها.
f.emami
۱
به کسی که بخواهد بداند فیلها چهجور موجوداتی هستند میشود گفت: فیلها شبیه آدمها هستند ولی تنهاتر از آنها.
پتر کورنیل
lili
۱
نمیگذاشت فکرهایی مثل «حالا باید چهکار کنم؟» به ذهنش هجوم بیاورند. دلش میخواست این سؤال به طور کلی از روی زمین محو میشد.
بهار
۰
شک نداشت مادرش میتواند برای کارش یک قطار دلیل بیاورد: اینکه اول به این فکر کرده، بعد فلان اتفاق برایش افتاده، بعد آنیکی... انگار که جرقهٔ هر فکرش، فکر دیگری را روشن کند و آخرسر هم تمام این دلایل با هم شعلهور بشوند و گر بگیرند
ز.م
۰
گلویش را صاف کرد و بدون آنکه دقیقاً بداند چه میخواهد بپرسد گفت: «اگه بدونی قراره از مادرت جدات کنن و دیگه هیچوقت با هم زندگی نمیکنین، هیچ کار خاصی هست که دلت بخواد انجام بدی؟»
rozhin
۰
بعضی وقتا چیزها اونطور که به نظر میآن نیستن
rozhin
۰
«اگه بدونی قراره از مادرت جدات کنن و دیگه هیچوقت با هم زندگی نمیکنین، هیچ کار خاصی هست که دلت بخواد انجام بدی؟»
ساونج مممود
۰
جک تنهاترین آدمِ آن خیابان پرهیاهو بود.
lili
۰
به کسی که بخواهد بداند فیلها چهجور موجوداتی هستند میشود گفت: فیلها شبیه آدمها هستند ولی تنهاتر از آنها.
lili
۰
فیلهایی که از هم دورند؛ تماسشان با یکدیگر را با صداهای «اینفراسونیک» حفظ میکنند. صداهایی آنقدر آرام که برای انسان قابل شنیدن نیست.