
بریدههایی از کتاب با تو شروع نشده
۳٫۲
(۸۴)
آنکه بیرون را بنگرد رؤیا میبیند، آنکه به درون بنگرد بیدار میشود.
ـ کارل یونگ
mina yazdani
یکی از ویژگیهای محرز تروما که برای بسیاری آشناست، ناتوانی ما در بیان شیوا و صریح اتفاقی است که برایمان رخ داده است. نهتنها کلماتمان را گم میکنیم، بلکه حافظهمان نیز دچار اختلال میشود.
gazaliolon
کارل یونگ، همعصرِ فروید، نیز معتقد بود آنچه ناخودآگاه باقی میماند، حل نمیشود؛ بلکه بهعنوان سرنوشت یا تقدیر دوباره در زندگیمان پدیدار میشود. ازنظر یونگ، هرچه آگاهانه نباشد، بهعنوان سرنوشت تجربه خواهد شد. به عبارت دیگر، ما احتمالاً به تکرار الگوهای ناخودآگاه خود ادامه میدهیم تا زمانی که آنها را در پرتوِ آگاهی قرار دهیم.
gazaliolon
اگر کف دستتان را عمیقاً بررسی کنید، پدر و مادر و تمام اجداد خود را خواهید دید. همهٔ آنها در این لحظه زندهاند و همگی در بدن شما حضور دارند. شما ادامهٔ تکتک این افراد هستید.
mina yazdani
بالاخره داشتم میفهمیدم که هیچ تجربهای بیفایده نیست. در هرچیزی که برای ما اتفاق میافتد، خیری نهفته است؛ چه اهمیت ظاهری آن را تشخیص دهیم و چه ندهیم. همهچیز در زندگی، در نهایت ما را به جایی میرساند.
mina yazdani
مغز ثابت و تغییرناپذیر نیست؛ بلکه انعطافپذیر است و ظرفیت تغییر دارد. مطالعات او نشان میدهد که چگونه تجربیات جدید مسیرهای عصبی جدیدی ایجاد میکنند. این مسیرهای عصبی جدید ازطریق تکرار تقویت شده و ازطریق توجه متمرکز عمیقتر میشوند.
mina yazdani
وقتی سعی میکنیم در برابر مسئلهای دردناک مقاومت کنیم، اغلب همان دردی را که میخواهیم از آن بپرهیزیم، طولانیتر میکنیم.
روشنك
این باور که ما میتوانیم زندگیمان را دقیقاً همانطور که برنامهریزی میکنیم به پیش ببریم، فریبی بیش نیست. اغلب اوقات نیت ما با اعمالمان در تضاد است.
Márma
دویج به ما میگوید که میتوانیم مغزمان را بهسادگی با تخیل تغییر دهیم. فقط با بستن چشمها و تجسم یک فعالیت، قشر بصری اولیهٔ ما طوری فعال میشود که گویی واقعاً درحال انجامدادن آن فعالیت هستیم. اسکنهای مغزی نشان میدهد که چه درحال تجسم یک رویداد باشیم و چه واقعاً آن را زندگی کنیم، بسیاری از نورونها و نواحی مغز بهصورت مشابه فعال میشود.
mina yazdani
زیگموند فروید این الگو را بیش از صد سال پیش شناسایی کرد. بازآفرینی تجربهٔ آسیبزا یا به قول فروید «اجبار به تکرار»، تلاشی است ازسوی ناخودآگاه برای بازنمایی آنچه حل نشده، تا بتوانیم آن را «به درستی درک کنیم».
gazaliolon
در هرچیزی که برای ما اتفاق میافتد، خیری نهفته است؛ چه اهمیت ظاهری آن را تشخیص دهیم و چه ندهیم. همهچیز در زندگی، در نهایت ما را به جایی میرساند.
narges
در نتیجه احتمالاً او را پس میزنید و کمبود عشق او را به دل میگیرید؛ گویی عمداً تصمیم گرفته آن عشق را از شما دریغ کند. حقیقت بزرگ پشت ماجرا این است: عشقی که خواهان آن بودهاید، در دسترس مادرتان نبوده که نثار شما کند. هر کودکی که در این وضعیت متولد میشده، احتمالاً همین نوع مادرانگی را تجربه میکرده است.
gazaliolon
افراد مبتلا به اختلال استرس پساز سانحه باوجود این واقعیت که تروما در گذشته رخ داده، عواطف و احساسات مرتبط با آن را دوباره تجربه میکنند. این علائم عبارت است از افسردگی، اضطراب، بیحسی عاطفی، بیخوابی، کابوسهای شبانه، افکار ترسناک و وحشتزدگی یا «بیقراری» بیدلیل.
kimia
امثال ما که احساس میکنیم بهاندازهٔ کافی از والدین خود و بهویژه از مادرمان بهرهمند نشدهایم، اغلب احساس میکنیم از زندگی نیز بهاندازهٔ کافی بهرهمند نیستیم.
gazaliolon
گاهی قلب برای بازشدن، باید بشکند.
Márma
در هرچیزی که برای ما اتفاق میافتد، خیری نهفته است؛ چه اهمیت ظاهری آن را تشخیص دهیم و چه ندهیم. همهچیز در زندگی، در نهایت ما را به جایی میرساند.
روشنك
ضمیر ناخودآگاه پافشاری میکند، تکرار میکند و عملاً به در میکوبد تا شنیده شود.
بیتا
آنچه در رابطه با والدینمان مبهم و لاینحل باقی مانده، بهطور خودکار ناپدید نمیشود؛ بلکه به الگویی برای شکلدهی روابط بعدیمان تبدیل میشود.
gazaliolon
اگر وضعیتی درونی آگاهانه درک نشود، در بیرون و در قالب سرنوشت با آن روبهرو خواهیم شد.
بهنام
بسیاری از ما ناآگاهانه از همسرمان انتظار داریم نیازهایی را برآورده کند که مادرمان نتوانسته برآورده سازد. این انتظارِ نابجا نسخهای برای شکست و ناامیدی است. اگر رفتار همسرمان مانند پدر یا مادر باشد و تلاش کند نیازهای برآوردهنشدهمان را رفع کند، ممکن است رابطهٔ عاشقانه کاملاً از بین برود. اگرهم نیازهای برآوردهنشده را تأمین نکند، ممکن است احساس کنیم به ما خیانت یا بیتوجهی کرده است.
بهنام
در روزهای سیاه، چشم شروع به دیدن میکند... .
شکیبا زارع
ترومای والدین به ترومای کودک تبدیل میشود و مشکلات رفتاری و عاطفیِ [کودک] ممکن است بازتاب همان مشکلات والدین باشد.
mina yazdani
درحالیکه تصور میکنیم هرچه بیشتر از والدینمان فاصله بگیریم احتمال کمتری دارد که زندگی مشابهی داشته باشیم و چالشهای آنها را تکرار کنیم، عکس این قضیه صادق است. وقتی از آنها فاصله میگیریم، بیشتر شبیه آنها میشویم و اغلب زندگیهایی شبیه زندگی آنها داریم.
mina yazdani
آنکه بیرون را بنگرد رؤیا میبیند، آنکه به درون بنگرد بیدار میشود.
ـ کارل یونگ
Mehrgolll
متوجه شدم که بزرگترین منابع برای شفا، از قبل درون من وجود داشت و فقط منتظر کاوش بود.
در نهایت، شفا امری درونی است.
مائده
تنها راه شنیدهشدن ضمیر ناخودآگاه این است که از تحمیل عقایدتان بر آن دست بردارید و در عوض، به ناگفتنیهایی گوش فرادهید که ردپایش در همهجا، در گفتار، کنشنماییها، رؤیاها و در بدن دیده میشود.»
گیتا
سیاری از ما به چیزهایی چسبیدهایم که معتقدیم پدر و مادرمان در حقمان انجام دادهاند و زندگیمان را تباه کردهاند. ما اجازه دادهایم این خاطرات، چه دقیق و چه تحریفشده، مانند غبار تمام چیزهای خوبی را که پدر و مادرمان به ما بخشیدهاند، پوشش دهند. والدین در مسیر پدر و مادریکردن، ناخواسته باعث درد و رنج فرزندانشان میشوند. این مسئله اجتنابناپذیر است. مشکل این نیست که والدینمان با ما چه کردهاند؛ مشکل این است که چگونه هنوز به آن چسبیدهایم. معمولاً آسیبهایی که والدین به ما رساندهاند، ناخواسته بوده است. همهٔ ما احساس میکنیم چیزهایی هست که از والدینمان دریافت نکردهایم. اما صلح با والدین به این معناست که ما با آنچه دریافت کردهایم و همچنین چیزی که دریافت نکردهایم، در آرامشیم.
آلِیزیا
که اکنون علم میتواند ثابت کند چگونه چالشهای تحمیلی بر یک نسل ممکن است به میراثی برای نسل بعد تبدیل شود.
گلندا فرخی نژاد
چیزی که در آن زمان متوجه نشدم، این بود که وقتی سعی میکنیم در برابر مسئلهای دردناک مقاومت کنیم، اغلب همان دردی را که میخواهیم از آن بپرهیزیم، طولانیتر میکنیم.
desiree
هنگامی که بتوانیم بدون واکنش ناخودآگاه، احساساتی را «درک» کنیم که در بدنمان ایجاد میشود، بهمحض اینکه ناآرامیهای درونی شروع به افزایش کنند، احتمال بیشتری دارد که کنترلمان را از دست ندهیم. رهیافت اغلب زمانی به دست میآید که حاضر باشیم ناخوشایندیهای حاصل از درک خودمان را تحمل کنیم.
gazaliolon
حجم
۲۹۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۵۱ صفحه
حجم
۲۹۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۵۱ صفحه
قیمت:
۶۹,۰۰۰
۲۷,۶۰۰۶۰%
تومان