شما نمیتوانید از وقت بیکاریتان استفاده کنید تا کارگرها را در وقت کارشان بیکار کنید.
LEILA
آون: من این کار را بهخاطر علاقهام به جامعه انجام دادم.
کراپ: برعکس، رئیس میگوید این مسئله باعث ازهمگسیختگی جامعه میشود.
LEILA
خلاصهٔ جوامع بزرگ امروزی دیوسیرتان فرشتهنما هستند.
LEILA
خُب، من نمیدانم چه بگویم. اغلب وقتی که در مدرسهام، آرزو میکنم که ایکاش جایی بسیار دور، در یک دریای توفانی باشم.
LEILA
خُب، اگر آنها بخواهند دعوا را دوباره شروع کنند، من بهنوبهٔ خودم اهمیت زیادی برایش قائل نمیشوم، اما بههرحال یک آشوب بهپا خواهد شد.
LEILA
زنها بهعنوان حامیان اجتماع چه مزخرفاتی!
LEILA
اما شما همه غمگین به نظر میآیید. در این اتاق نیمهتاریک نشستهاید و پارچههای سفید میدوزید. کسی که در فامیل نمرده، مرده؟
LEILA
(به هیلمر اشاره میکند و از دیگران میپرسد.) این هنوز هم اینجا بیخودی وقت تلف میکند و تمام مدت آه میگوید؟
LEILA
پیشرفت یا از طریق من بهدست میآید یا هیچوقت بهدست نمیآید.
LEILA
چطور سرمایه و علم جرئت میکنند که این اختراعات جدید را در مقابل جامعهای بگذارند که هنوز به مردم خود تعلیم نداده که چگونه آنها را بهکار بگیرند.
LEILA
تو بیش از اندازه میخوانی و فکر میکنی آون! و این عاقبت خوشی برایت ندارد. همین مسئله است که تو را از موقعیت خودت جدا میکند.
LEILA
خُب، وقتی هیچ کار دیگری نمیتوان کرد، باید که ضعیفترها راه را برای قویترها باز کند. وقتی همهچیز گفته شد، فرد باید قربانی اکثریت شود. این تنها جوابی است که من میتوانم به تو بدهم؛ و این تنها راه کار کردن در این دنیاست.
LEILA
من باید یکبار دیگر او را ببینم، ما نمیتوانیم اینطور از هم جدا شویم.
LEILA