
بریدههایی از کتاب من طرف حقیقت می ایستم
۳٫۴
(۶۱)
این حکومت وقتی آسوده است که مردم دائم جاسوسی همدیگر را کنند، سرشان در کار هم باشد و از هم بترسند. این حکومت، جامعه را به چشم گلهٔ مطیعی میبیند که وظیفه دارد تا وقتی زنده است قدردان آنچه دارد باشد.
کاربر saiid
بله، درست است. کشور آرام است. آرام همچون سردخانهٔ مردگان یا گورستان. مگر نه؟
مریم
طرف هیچ نهاد و تشکیلاتی نیستم، بیدلیل هم علیه هیچ نهاد و تشکیلاتی موضع نمیگیرم. من فقط در برابر دروغ، طرف حقیقت، در برابر بیخردی، طرف خرد و در برابر بیعدالتی، طرف عدالت میایستم.
مریم
روشنفکران قاطعانه در مغز کارگر فرو کردند که او فقط نان لازم دارد نه آزادی، انگار کارگر نمیداند نانش در گرو آزادی اوست.
کاربر saiid
اگر کسی نانتان را بگیرد، همزمان آزادیتان را هم سلب خواهد کرد. اما اگر کسی آزادیتان را بگیرد، مطمئن باشید نانتان هم در خطر است، چون نانتان دیگر به شما و تلاشتان بستگی ندارد؛ به میل و هوس آقایان بستگی دارد. همچنان که آزادی در جهان رو به افول میرود، فقر افزایش مییابد و بالعکس. و اگر این قرن بیامان چیزی به ما آموخته باشد، همین است که انقلاب اقتصادی باید توأم با آزادی باشد، همانطور که آزادی نیز باید شامل انقلاب اقتصادی باشد. ستمدیدگان رهایی میخواهند، نهفقط از گرسنگی، بلکه از دست اربابان نیز. آنان بهخوبی آگاهاند تنها زمانی واقعاً از گرسنگی رها میشوند که اربابانشان، همهٔ اربابانشان، را وادارند به آنان احترام بگذارند.
کاربر saiid
شهروندان بزرگ یک کشور کسانی نیستند که در برابر قدرت زانو میزنند؛ کسانیاند که در صورت لزوم در برابر قدرت، قاطعانه برای حفظ شرف و آزادی کشور میایستند.
کاربر saiid
نه، آزادی هرگز بهتنهایی نمیمیرد؛ همراهش عدالت تا ابد تبعید میشود، وطن به احتضار میرود و معصومیت هر روز از نو بر صلیب کشیده میشود.
کاربر saiid
نفرت مثل ابر جلوی دیدگان را میگیرد و کشف حقیقت را دشوار میکند. همین دلیل کافی است تا از نفرت دوری کنم.
کاربر saiid
از دل کوهستان عظیم لفاظیهای ایدئولوژیک که صاحبان قدرت بیوقفه میکوشند از طریق آن ذهن مردم را به بازی بگیرند، از رهگذر نطقهایی که ارزش تعاملی آن هیچ است و مردم چندان به آن اعتنایی ندارند پیامی ویژه و پرمعنا پدیدار میشود؛ پیامی واقعبینانه و پندآمیز: «اگر میتوانید از سیاست دوری کنید! آن را به ما بسپارید! به کاری بپردازید که ما به شما میگوییم؛ سعی نکنید عمیق بیندیشید و در آنچه به شما ربطی ندارد سرک نکشید! دهانتان را ببندید و حواستان به خودتان باشد تا مشکلی برایتان پیش نیاید!»
مریم
این حکومت وقتی آسوده است که مردم دائم جاسوسی همدیگر را کنند، سرشان در کار هم باشد و از هم بترسند. این حکومت، جامعه را به چشم گلهٔ مطیعی میبیند که وظیفه دارد تا وقتی زنده است قدردان آنچه دارد باشد.
مریم
بله، درست است. نظم برقرار است: نظم بوروکراتیک، آن ملال خاکستریرنگ و نابودگر فردیت، آن دقت ماشینی سرکوبگر هرآنچه یگانه است، آن سکون دقیانوسیای که مانع از مرزشکنی است. آنچه برقرار است نظم عاری از زندگی است.
مریم
همیشه بهانهٔ مستبدان سعادت و رفاه مردم است و خادمان استبداد نیز از آن مستفیض میشوند، چراکه به آنها اجازه میدهد با وجدان آسوده به کارشان بپردازند. بااینحال، میتوان بهراحتی این وجدان را با فریادی فروریخت: اگر خوشبختی مردم را میخواهید، به آنها مجال بدهید خودشان بگویند کدام خوشبختی را میخواهند و کدام را نمیخواهند.
کاربر saiid
امروز هم همقطاران بیشتری قصابی میشوند، بدنهایشان لتوپار و چشمانشان زیر پاشنهٔ چکمهها له میشود. آنان که مرتکب چنین جنایاتی شدهاند، همانهاییاند که به نشان احترام به دیگران کلاه از سر برمیدارند و در مترو صندلیشان را به بانوان سالمند میدهند. درست مانند هیملر، آنها شکنجه را به یک علم و تجارت تبدیل کردهاند، کارشان را انجام میدهند و سپس شبهنگام از در پشتی وارد خانهشان میشوند، مبادا قناری محبوبشان را بیدار کنند.
کاربر saiid
آزادی آن ارزش واحدی است که مدام زیر پا گذاشته یا ضایع میشود، و تازه آنوقت است که درمییابیم در همهجا، همزمان با تحقیر آزادی، عدالت نیز خوار میشود.
کاربر saiid
همیشه بعد از هر آشوب اجتماعی، مردم درنهایت به کار و زندگی روزمرهشان بازمیگردند، آنهم به این دلیل ساده که میخواهند زنده بمانند. در حقیقت این کار را بهخاطر خودشان میکنند نه بهخاطر این یا آن رهبر سیاسی.
کاربر ۲۷۷۵۸۲۹
ما شاهد تکثیر اذهانی هستیم که گویا تمایل به بردگی را جزئی از فضیلت میدانند.
Leantigone
وقتی ظلم پیروز میشود، کسانی که بااینحال به برحق بودن آرمانشان باور دارند، به بهتی دچار میشوند که برخاسته از کشف عجزی است که گویا عدالت با آن دستبهگریبان است. سپس ساعات غربت و انزوا، که همه با آن آشناییم، فرامیرسد. بااینحال، باید به شما بگویم که به نظر من در دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم بدترین اتفاقی که میتواند رخ بدهد این است که یکی از آن مردان آزادیخواه و شجاعی که توصیف کردم زیر بار انزوا و تیرهروزی مدید به تردید بیفتد و به خود و آنچه نماد آن است شک کند. معتقدم در چنین لحظهای کسانی که مانند او هستند باید بهسویش بیایند (القاب وی و هرگونه آداب و ترتیب رسمی را فراموش کنند) و از صمیم قلب به او بگویند که نه تنهاست و نه عملش بیهوده است، به او بگویند سرانجام روزی میرسد که کاخ ظلم فرومیریزد، تبعید به پایان میرسد و آزادی از نو شعله برمیکشد.
کاربر saiid
معلم مدرسه از ترس اینکه کارش را از دست بدهد، مطالبی را آموزش میدهد که به آن باور ندارد، دانشآموز از ترس آیندهاش درس معلم را پس از او تکرار میکند،
mr. mayor
برای پیروزی بر شمشیر، شمشیر لازم است
Leantigone
سیاستی که تنها هدفش نظم ظاهری و اطاعت همگانی است و هیچ اهمیتی نمیدهد که از چه راهی و به چه بهایی به چنین هدفی میرسد، جامعه را تا چه حد تقلیل میدهد؟
به قدرت تخیل قدرتمندی نیاز نیست تا بتوان دید که چنین وضعیتی فقط و فقط به تباهی تدریجی تمام اصول اخلاقی، نابودی تمام معیارهای شرافت و ویرانی گستردهٔ اعتماد به معنای ارزشهایی همچون حقیقت، پایبندی به اصول، صداقت، نوعدوستی، منزلت و شرافت میانجامد. در دل یأس «عمیقی» که ناشی از فقدان امید و باوری است که بگوید حیات واجد معناست، باید هم زندگی به سطح زیستی و نباتی افول کند.
مریم
آنطور که بسیاری از حاکمان عوامفریب نیرنگباز به ما میگویند، آنها نفی آزادی واقعی نیستند. هیچ آزادی آرمانیای وجود ندارد که شبیه مستمری بازنشستگی در پایان عمر، روزی به یکباره به ما اعطا شود. آزادیها را باید یکبهیک و با تحمل رنج و عذاب به دست آورد و آزادیهایی که هنوز از آنها برخورداریم مراحلی هستند مطمئناً هنوز ناکافی، اما باوجوداین مراحلیاند که در راه رسیدن به آزادی حقیقی طی شدهاند. اگر به سرکوب این آزادیها رضا بدهیم، بههیچوجه در این مسیر پیش نخواهیم رفت. برعکس، عقبگرد میکنیم، به گذشته برمیگردیم و روزی باید دوباره این راه را از نو طی کنیم؛ اما این تلاش جدید باز هم در عرق و خون انسانها به سرانجام میرسد
کاربر saiid
جملهٔ رزا لوکزامبورگ اشاره کنیم که گفته بود: «بدون آزادی نامحدود مطبوعات، بدون آزادی مطلق اجتماعات و انجمنها، غیرممکن است قدرت غالب به دست اکثریت مردم بیفتد.»
کاربر saiid
آنان که جز زور زبان دیگری ندارند دشمنشان را میشناسند. میدانند اگر هزار اسلحه را هم بهسوی انسان نشانه بروند نمیتوانند او را وادارند به اینکه دیگر باور نداشته باشد آرمانش عین عدالت است؛ اگر هم جانش را بگیرند، انسانهای شریف دیگری خواهند بود که آنقدر خواهند گفت «نه» تا زور از بین برود. کشتن انسان شریف کافی نیست؛ باید روحش را بشکنند، بهاینترتیب انسان شریفی که از شأن انسانی خود دست میکشد، میشود درس عبرتی برای هر انسان شریف دیگری و حتی برای خود عدالت تا دلسرد و مأیوس شود.
کاربر saiid
«برای وضعیت اسفبار جهان چه میکنم؟ به آن نمیافزایم. کدامیک از شما میتواند چنین چیزی بگوید؟»
کاربر saiid
آزادی مشغلهٔ ستمدیدگان است و مدافعان همیشگی آن همواره از میان مردمان ستمدیده سر برآوردهاند.
کاربر saiid
شکی نیست که میخواهند از حس مسئولیتتان در قبال منافع ملتهایمان بهره ببرند و استدلال کنند که اگر انتظاراتشان را برآورده نکنید مسبب بحران بعدی خواهید بود، که در روند ایجاد ثبات کارشکنی میکنید و کشور را به آشوب و حتی جنگ داخلی میکشانید
mr. mayor
حتی اگر در انزوا هم زندگی کنید مردم هرگز فراموشتان نمیکنند و وجودتان تبدیل میشود به خاری در چشم همهٔ عاشقان مقام و منصب
mr. mayor
ازآنجاییکه فرهنگ ذاتاً با «روحِ» به بازی گرفتن اذهان ضدیت دارد، آن را فقط «بهطور خودکار» سرکوب نمیکنند، بلکه برای این کار «برنامهریزی» آگاهانهای انجام میدهند؛ زیرا بهحق دلواپساند مبادا جامعه از طریق فرهنگی که به آن خودآگاهی میدهد، دریابد تا چه اندازه در انقیاد است.
مریم
آنطور که مردمان فکر میکنند آزاد زیستن آسان نیست. در حقیقت، فقط کسانی بر سادگی آن اصرار میورزند که تصمیم گرفتهاند از آزادی دست بکشند. برخلاف آنچه عدهای میخواهند به ما بقبولانند، آدمی از آزادی اجتناب میکند، نه بهخاطر امتیازاتش، بلکه بهخاطر وظایف طاقتفرسایی که آزاد زیستن بر دوش او مینهد. برعکس، کسانی که مشغله و اشتیاقشان احقاق آزادی و انجام تمام وظایف آن است، میدانند لازمهٔ این کار تلاش روزانه و هشیاری مدامی است که در آن غرور و فروتنی نقشی برابر دارند.
کاربر saiid
آوای کلماتی که به «ایسم» یا همان «باور» ختم میشوند، بوی پروپاگاندا میدهد.
کاربر saiid
حجم
۲۳۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۸ صفحه
حجم
۲۳۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۸ صفحه
قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
۶۰,۰۰۰۵۰%
تومان