
بریدههایی از کتاب آخرالزمان ها
نویسنده:پیتر تورچین
مترجم:اصلان قودجانی
ویراستار:زهرا خانیانی
انتشارات:انتشارات آموخته
دستهبندی:
امتیاز
۲.۰از ۱ رأی
۲٫۰
(۱)
مفلوکسازی عموم بههمراه تولید افراطی نخبه، ملغمهای منفجرکننده است. تودههای بهفلاکتافتاده، نیرویی سرکش به وجود میآورند و همزمان گروه هدایتکنندهٔ ضدنخبگان، با هدف سوقدادن آن نیروی سرکش علیه طبقهٔ حاکم، سازماندهی را انجام میدهد.
shahram238
تحلیلهای ما چهار عامل ساختاری در راهاندازی بیثباتی را نشان داد: مفلوکسازی عموم و امکان بالقوهٔ خیزش تودهها؛ تولید افراطی نخبه و درنتیجه نزاع بین نخبگان؛ خدشه در سلامت مالی و تضعیف مشروعیت دولت؛ عوامل سیاسیجغرافیایی (ژئوپلیتیک). مهمترین عامل راهاندازِ بیثباتی، رقابت و نزاع بین نخبگان است که نشانهای مطمئن برای پیشبینیِ بحرانهای در آستانهٔ پیدایش محسوب میشود.
shahram238
ژاک مَله دو پن که از سرِ نگونبختی، نه یک انقلاب بلکه دو تا را به چشم خود دیده بود (ابتدا در وطنش یعنی ژنو در ۱۷۸۲ و سپس در ۱۷۸۹ در فرانسه)، مشاهدات خود را در گفتهای ضربالمثلوار خلاصه کرد: «انقلاب هم مانند زُحل، فرزندان خود را میبلعد.» چنین واقعیتی از پیامدهای چارهناپذیر و مشمول قطعیت ریاضیاتی است که از تولید افراطی نخبگان برمیآید و آن نخبگان مهمترین آتشبیارهای معرکهٔ شورشها، انقلابها و جنگهای داخلی هستند. برای اینکه ثبات بازگردد، لازم است تولید افراطی نخبه به هر طریق مهار شود و این کار به گواه تاریخ معمولاً با حذفکردن مازاد نخبگان از راه قتلعام، زندان، کوچاندن یا سَیَلان اجتماعی اجباری یا داوطلبانه به اجرا درمیآید.
shahram238
ساختار مغز انسانها بهگونهای است که ما در پسِ هر تحول ـ بهویژه اگر آن تحول بهشدت به ما آسیب بزند ـ دنبال یافتنِ «عاملیت» آن هستیم. [۱۳] ما بهسختی باور میکنیم که بسیاری از رخدادهای سرنوشتساز، بهواسطهٔ مهندسیشدن بهدست طراحان مرموز رخ نداده است؛ بلکه معلول عوامل اجتماعی غیرشخصی بوده است.
shahram238
همهگیریهای مرگبار همچنین با سلباعتبار از حکومتها، از احساس همکاری میکاهد. چنان مصیبتهای بزرگی در زمانهای قدیم نشانهٔ رویبرگرداندن خداوند از حاکم، یا بازپسگرفتن حکم الهی از حاکم بود. امروزه ما چنین اتفاقی را مادیانگارانهتر تفسیر میکنیم و حکومت را بابت کژکاری و ناکامی در اقدامات مؤثر برای توقف همهگیری مقصر میدانیم. نتیجهٔ نهایی در هر دو حالت پیامدهای مشابه مخربی دارد: فروپاشی اعتماد به نهادهای دولتی، قابلیت این نهاد در حفظ آرامش و نظم درونی را تخریب میکند.
shahram238
بیفرداهای مدرکدار (یا مطابق اصطلاحات کلایوداینامیکز، طبقهٔ سرخوردهٔ شیفتگان نخبگی) خطرناکترین دسته برای ثبات اجتماعی است. تولید افراطی جوانانی که مدارک دانشگاهی عالی دارند، مهمترین عامل در تسهیل آشوبهای اجتماعی ـ از انقلابهای ۱۸۴۸ تا بهار عربی در ۲۰۱۱ ـ بوده است. جالب آنکه در حرفههای مختلف میزان گرایشهای متفاوت به تولید رهبران انقلابی هست. احتمالاً هیچکس شخصی آموزگار را فردی انقلابی در ذهن مجسم نمیکند؛ ولی هونگ (رهبر انقلاب تایپینگ که در فصل یکم با او آشنا شدیم)، قبل از اینکه یاغی شود، در روستا آموزگار بود. همچنین مائو.
shahram238
رقابت شدید برخلاف رقابتهای ملایم، به گزینش بهترین متقاضیان منجر نمیشود؛ یعنی انتخاب مناسبترینها برای هر جایگاه را به دنبال ندارد، بلکه قواعد بازی ـ یعنی هنجارهای اجتماعی و نهادهای حاکم بر چگونگی کارکرد جامعه بهشیوهٔ مولد ـ را میفرساید. رقابت شدید، همکاری را نابود میکند و روی شیطانیِ شایستهسالاری را پدیدار میسازد. رقابت افراطی به تعداد اندکی برنده و خیل بازندهها ختم میشود. بعضی از آن شیفتگان سرخوردهٔ نخبگی، به ضدنخبههای افراطگرا تبدیل میشوند و انگیزهٔ تخریب نظم ناعادلانهٔ اجتماعی را پیدا میکنند که بهگمان ایشان، مسئول عاقبت آنها بوده است و با دنبالکردن چنین ردّپایی به بنیادستیزی میرسیم.
shahram238
مشخصهٔ اصلی نزاع ایدئولوژیک در جنگهای داخلیِ قرن شانزدهم و هفدهم ماهیت دینیاش بود (مثلاً هیوگوناتها در برابر کاتولیکها در جنگ ادیانِ فرانسه). شورشهای بزرگِ خردهکشاورزان چینی نیز اغلب مُلهم از جنبشهای مذهبی از قبیل باورهای تایپینگ (فصل یکم) بود که مؤلفههایی از مسیحیت و مذهب تودههای چینی را تلفیق کرد. ایدئولوژیهای افراطی از عصر انقلابها تا امروز، دستکم در اروپا غیردینی بوده است نه دینی.
shahram238
نظریههای توطئه چه ویژگیهایی دارد که آنها را از نظریههای علمی متمایز میکند؟[۲۵] نخست، نظریهٔ توطئه معمولاً ازلحاظ انگیزههای پشتپردهٔ رهبران مبهم است یا انگیزههای ناپذیرفتنی به ایشان نسبت میدهد. دوم، فرض میکند آن دسیسهچینها فوقالعاده زیرک و مطلع هستند. سوم، قدرت را در دستان یک رهبر قدرتمند یا فرقهٔ کوچک قرار میدهد. چهارم، فرض میکند برنامههای غیرقانونی یا خلافکارانه را میشود بهمدتی دراز و نامحدود پنهان نگه داشت. ولی نظریهٔ علمی ـ مثلاً نظریهٔ سلطهٔ یک طبقه ـ کاملاً فرق دارد.
shahram238
که رفاه دو گروه بزرگ در جامعهٔ ما کاهش یافته و بهاینترتیب، احتمال بالقوهٔ بسیج انبوه آنها زیاد شده است. گروه نخست طبقهٔ کارگر مفلوکشده و فاقد مدرک دانشگاهی است. گروه دوم شیفتگان سرخوردهٔ نخبگی در میان طبقهٔ مدرکداران هستند.
shahram238
شاید ایدئولوژی ملایمترین قالب قدرت باشد؛ ولی در جوامع مردمسالار، قدرتمندترین جلوهٔ قدرت است. توانگرسالاران ممکن است از ثروت خود برای خرید رسانههای جمعی، تأمین مالی اتاقهای فکر و پاداشدهی چربونرم به افراد اثرگذاری استفاده کنند که در خدمت تبلیغ پیامشان قرار میگیرند. بهعبارتی، آنان قدرت هنگفتی به کار میبرند تا رأیدهندهها را بهطرف افکاری بکشانند که بهنفع خودشان است.
shahram238
هیچچیز بیش از تهدید دوگانهٔ موجودیتی از داخل، یعنی از طرف جمعیت تحت حکومت و از بیرون، یعنی از سوی رقبای ژئوپلیتیک ـ ذهن جمعی طبقهٔ حاکم را متمرکز نمیکند. [۱۱]
shahram238
که رفاه دو گروه بزرگ در جامعهٔ ما کاهش یافته و بهاینترتیب، احتمال بالقوهٔ بسیج انبوه آنها زیاد شده است. گروه نخست طبقهٔ کارگر مفلوکشده و فاقد مدرک دانشگاهی است. گروه دوم شیفتگان سرخوردهٔ نخبگی در میان طبقهٔ مدرکداران هستند.
shahram238
حجم
۴۲۴٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
حجم
۴۲۴٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
قیمت:
۱۷۳,۰۰۰
تومان