جملات زیبا از متن کتاب تنها بازمانده | طاقچه
تصویر جلد کتاب تنها بازمانده

کتاب تنها بازمانده

۴.۱(از ۱۹۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
رایلی سیجر، یاسمن ثانوی
انتشارات: 
نشر نون

قیمت:

۱۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
حرف زدن در مورد اتفاقی که افتاد بار خاطرات بد را روی دوشت می‌گذارد، باعث می‌شود فکر کنی دردناک‌اند و دوباره احساسشان می‌کنی.
Saboora
۲۳
وقتی دوروبرت کتاب باشه، هیچ‌وقت احساس تنهایی نمی‌کنی. هیچ‌وقت
مُنـــا
۲۰
فکر کنم بخشی از اینکه من به یک مراقب تبدیل شدم به همین خاطر بود، چون نیازهای دیگران را به نیازهای خودم ترجیح دادم، حتی رؤیای یک زندگی بزرگ‌تر را هم نداشتم.
میس سین
۱۳
جواب نمی‌دهم، و این خودش یک جواب است. بعضی وقت‌ها نه خودش به معنای بله است.
Hana
۱۳
اون من رو طوری می‌دید که خودم می‌خواستم باشم.
لیلا
۱۲
غیر از کشتن من، دیگر نمی‌تواند بیشتر از این‌ها به من آسیب بزند.
xmaed_ 🐈‍⬛
۹
«وقتی دوروبرت کتاب باشه، هیچ‌وقت احساس تنهایی نمی‌کنی. هیچ‌وقت.»
afsane
۹
«وقتی دوروبرت کتاب باشه، هیچ‌وقت احساس تنهایی نمی‌کنی. هیچ‌وقت.»
-ainaz
۸
راستش خودم هم از اون خوشم نمی‌اومد. اما خیلی دلم می‌خواست یکی به من توجه کنه، من رو ببینه، من رو درک کنه.
لیلا
۶
فکر کنم سکوت من یک‌کم در این زمینه نقش داشت. وقتی یک نفر حرف نمی‌زند، به‌راحتی نادیده گرفته می‌شود.
لیلا
۶
هیچ‌وقت به زندان نرفت، اما ده‌ها سال است که حبس شده. توی خانهٔ خودش. توی اتاق بچگی‌اش. در بدنی که نمی‌خواهد درست عمل کند.
فریما
۶
من مدت‌هاست که بی‌خیال مد روز پوشیدن شده‌ام. راحتی و پول از همه مهم‌تر است.
lucifer
۶
چقدر مشتاق بودم برای آن زندگی‌ای که هیچ‌وقت نداشتم ــ و احتمالاً هیچ‌وقت نخواهم داشت. می‌گویم: «تو تا حالا همچین حسی داشته‌ای، لنورا؟ اینکه عمرت بگذره و احساس کنی می‌تونستی زندگی‌ای رو داشته باشی که هیچ‌وقت نتونستی داشته باشیش؟»
n.l.r
۴
«برو پاریس، عاشق شو، بعد در موردش بنویس. می‌دونم چقدر نوشتن رو دوست داری. تمام افکار و آرزوهات و رؤیاهات رو بنویس و ماجراجویی‌های بزرگ رو شروع کن. بهم قول بده این کار رو می‌کنی، نازنینم. قول بده که اینجا نمی‌مونی.» گفتم: «قول می‌دم.»
الهه
۴
«وقتی دوروبرت کتاب باشه، هیچ‌وقت احساس تنهایی نمی‌کنی. هیچ‌وقت.»
غمگین، تنها:(
۴
بنا به تجربهٔ من، بیشتر دروغ‌ها دست‌کم یک‌ذره حقیقت در خود دارند.
ملی
۴
ممکنه کسی رو دوست داشته باشی با اینکه از کاری که کرده متنفری.»
خانم مسلمی
۳
به تجربهٔ من، بیشتر دروغ‌ها دست‌کم یک‌ذره حقیقت در خود دارند.
MAHY M
۳
نگران بودم که وقتی چاقو توی سینه‌م فرورفت، دیگه قلبی توش باقی نمونده باشه.
Hana
۳
من اصلاً برای این آماده نبودم. مهم نبود قبل از این از چند بیمار دیگر مراقبت کرده بودم. وقتی مادرت باشد، بحث فرق می‌کند. مهم‌تر است. دردناک‌تر است.
Emmanuel
۳
تمام عمر، احساس می‌کردم دنیا دارد از کنار من رد می‌شود.
فریما
۳
می‌دانم که زندگی همیشه هم آدم را به بزرگ‌ترین آرزویش نمی‌رساند. اما باز هم شادی می‌تواند از راه برسد.
مُنـــا
۳
او همیشه می‌گفت: «وقتی دوروبرت کتاب باشه، هیچ‌وقت احساس تنهایی نمی‌کنی. هیچ‌وقت.» با اینکه این حرف را قبول دارم، می‌دانم که دروغ است. تا شش ماه دور خودم را پر از کتاب کرده بودم و هیچ‌وقت این‌همه احساس تنهایی نکرده بودم.
آنه شرلی با موهای قهوه ای
۳
یعنی فقط غم است که می‌ماند؟
lucifer
۳
«تو تا حالا همچین حسی داشته‌ای، لنورا؟ اینکه عمرت بگذره و احساس کنی می‌تونستی زندگی‌ای رو داشته باشی که هیچ‌وقت نتونستی داشته باشیش؟»
لیموی‌سبز.
۳
آن‌قدر زندگی در حق من و تو بد کرده که به قدر کافی بتوانیم از دستش شاکی باشیم. بیا دیگر باهم این‌طوری نباشیم.
Setayesh
۲
«هیچ‌وقت ترست رو نشون نده، کیت ـ کت. اگه بترسی، اون می‌فهمه ــ و همون موقعست که نیشت می‌زنه.»
الهه
۲
مهم نیست که در گذشته چه کار کرده ــ که اگر صادق باشیم، خیلی‌خیلی‌خیلی بد بوده ــ اما لنورا هم یک آدم است که استحقاق برخورد درست را دارد.
Setayesh 🦢
۲
«برو پاریس، عاشق شو، بعد در موردش بنویس. می‌دونم چقدر نوشتن رو دوست داری. تمام افکار و آرزوهات و رؤیاهات رو بنویس و ماجراجویی‌های بزرگ رو شروع کن. بهم قول بده این کار رو می‌کنی، نازنینم. قول بده که اینجا نمی‌مونی.»
Setayesh 🦢
۲
هیچ‌وقت ترست رو نشون نده، کیت ـ کت. اگه بترسی، اون می‌فهمه ــ و همون موقعست که نیشت می‌زنه.
afsane
۲