
بریدههایی از کتاب تنها بازمانده
۴٫۰
(۹۲)
حرف زدن در مورد اتفاقی که افتاد بار خاطرات بد را روی دوشت میگذارد، باعث میشود فکر کنی دردناکاند و دوباره احساسشان میکنی.
Saboora
فکر کنم بخشی از اینکه من به یک مراقب تبدیل شدم به همین خاطر بود، چون نیازهای دیگران را به نیازهای خودم ترجیح دادم، حتی رؤیای یک زندگی بزرگتر را هم نداشتم.
میس سین
غیر از کشتن من، دیگر نمیتواند بیشتر از اینها به من آسیب بزند.
xmaed_ 🐈⬛
اون من رو طوری میدید که خودم میخواستم باشم.
لیلا
جواب نمیدهم، و این خودش یک جواب است. بعضی وقتها نه خودش به معنای بله است.
Hana
فکر کنم سکوت من یککم در این زمینه نقش داشت. وقتی یک نفر حرف نمیزند، بهراحتی نادیده گرفته میشود.
لیلا
ممکنه کسی رو دوست داشته باشی با اینکه از کاری که کرده متنفری.»
خانم مسلمی
نگران بودم که وقتی چاقو توی سینهم فرورفت، دیگه قلبی توش باقی نمونده باشه.
Hana
راستش خودم هم از اون خوشم نمیاومد. اما خیلی دلم میخواست یکی به من توجه کنه، من رو ببینه، من رو درک کنه.
لیلا
آنقدر زندگی در حق من و تو بد کرده که به قدر کافی بتوانیم از دستش شاکی باشیم. بیا دیگر باهم اینطوری نباشیم.
Setayesh
«هیچوقت ترست رو نشون نده، کیت ـ کت. اگه بترسی، اون میفهمه ــ و همون موقعست که نیشت میزنه.»
الهه
«برو پاریس، عاشق شو، بعد در موردش بنویس. میدونم چقدر نوشتن رو دوست داری. تمام افکار و آرزوهات و رؤیاهات رو بنویس و ماجراجوییهای بزرگ رو شروع کن. بهم قول بده این کار رو میکنی، نازنینم. قول بده که اینجا نمیمونی.»
گفتم: «قول میدم.»
الهه
به تجربهٔ من، بیشتر دروغها دستکم یکذره حقیقت در خود دارند.
MAHY M
چقدر مشتاق بودم برای آن زندگیای که هیچوقت نداشتم ــ و احتمالاً هیچوقت نخواهم داشت.
میگویم: «تو تا حالا همچین حسی داشتهای، لنورا؟ اینکه عمرت بگذره و احساس کنی میتونستی زندگیای رو داشته باشی که هیچوقت نتونستی داشته باشیش؟»
n.l.r
من جوون و احمقم.
n.l.r
به درگاه خدایی که مطمئن نبودم به او ایمان دارم دعا میکردم
n.l.r
این ویژگی خاص همهٔ آدمهای ازخودراضیه که همیشه سعی میکنن ازخودراضی بودنشون رو پنهان کنن.
fatemeh.gh
حجم
۳۷۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه
حجم
۳۷۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه
قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
۳۶,۰۰۰۷۰%
تومان