شبیه کسی که از مرگ برگشته؛ گیجام، خستهام، تُهیام...
Maral !!
تنهایی را برای تن من دوختهاند!
محال است یکچیز انقدر دقیق، اندازهام باشد.
Maral !!
زندگی اولین ضربهٔ کاریاش را زد!
مرا عاشق کسی کرد که قسمتَم نبود...
مانیا
مشترک مورد نظر هیچگاه قادر به دوست داشتن شما نمیباشد
لطفاً آن را به فراموشی بسپارید...
مانیا
ندیدمت.
نشناختمت.
صدایت را نشنیدهام.
حتی نمیدانم نامت چیست!
در کدامین شهر و خانه زندگی میکنی.
جدا از آن، نمیدانم نفسی هست که در هوای نفس تو تنفس کند یا نه!
اما جالب این است که:
من، برای تویی که قرار است در آینده، نیمی از من شوی
بینهایت دلتنگم...
مانیا
من جا ماندهٔ تکههای غم کسی هستم که یادش رفت مرا با خود ببرد!
مانیا
من دلم لرزید برای موهای سیاهی که امروز
برای آن تارِ سفید بینشان، غصه خوردم!
مانیا
زخمی راهیام که مقصدی نداشت...!
مانیا