جملات زیبای کتاب آواز سوزانا | طاقچه
تصویر جلد کتاب آواز سوزانا

بریده‌هایی از کتاب آواز سوزانا

نویسنده:استیون کینگ
امتیاز
۱.۵از ۴ رأی
۱٫۵
(۴)
رولند گفت «لطفاً قصهٔ منو تعریف کن.» کینگ به کابینت تکیه داد، پرتوی از نور خورشید روی سرش افتاد.. جرعه‌ای از آبجو نوشید و کمی به درخواست رولند فکر کرد
مهدی
«به نظرم قصه نوشتن مثل این می‌مونه که یه چیزی رو مدام هل بدی به جلو ببری، شاید مثلاً در جهت مخالف نیروی ضد خلق شدن داستان، باید هلش بدی و خلقش کنی.
مهدی