با دیدن سطل زباله بیرون از در خانهاش میشد فهمید که بهطور منظم روزنامههای کوچک مصوّر، بروشورهای مسافرتی و جدولهای طالعبینی را میخواند. او سیگار مخصوصی به نام پیکایون میکشید. با خوردن پنیر کاتیج و نان تست ملبا زنده بود. موهای رنگارنگش را خودش رنگ میکرد.