جملات زیبای کتاب صبحانه در تیفانی | طاقچه
تصویر جلد کتاب صبحانه در تیفانی

بریده‌هایی از کتاب صبحانه در تیفانی

امتیاز
۳.۳از ۶ رأی
۳٫۳
(۶)
از آن افرادی بود که علاقه داشت داوطلبانه مسائل خصوصی‌اش را بیان کند اما زمانی که یک سؤال شخصی از او پرسیده شود، حالت تدافعی به خود می‌گیرد.
من و مبل بنفشم
شاید هرچی آدم پیرتر می‌شه عمل‌کردن به خواسته‌ها هم سخت‌تر می‌شه. شاید به همین دلیله که همه این چیزها در ذهن آدم جمع می‌شه و به یک باره تبدیل به عقده می‌شه.
من و مبل بنفشم
من هرگز به چیزی عادت نمی‌کنم. کسی که به هر چیزی عادت کنه، با آدم مرده هیچ فرقی نداره.
من و مبل بنفشم
با دیدن سطل زباله بیرون از در خانه‌اش می‌شد فهمید که به‌طور منظم روزنامه‌های کوچک مصوّر، بروشورهای مسافرتی و جدول‌های طالع‌بینی را می‌خواند. او سیگار مخصوصی به نام پیکایون می‌کشید. با خوردن پنیر کاتیج و نان تست ملبا زنده بود. موهای رنگارنگش را خودش رنگ می‌کرد.
من و مبل بنفشم
- شاید با خودت بگی پررو یا دیوونه یا همچین چیزی‌ام. - به‌هیچ‌وجه. با ناامیدی گفت: «چرا، همین‌طوره. البته اهمیتی نمیدم آخه این‌جوری بهتره».
من و مبل بنفشم

حجم

۱۱۴٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

حجم

۱۱۴٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

قیمت:
۴۸,۰۰۰
۱۹,۲۰۰
۶۰%
تومان