جملات زیبای کتاب کالیگولا | طاقچه
تصویر جلد کتاب کالیگولا

بریده‌هایی از کتاب کالیگولا

نویسنده:آلبر کامو
انتشارات:انتشارات جامی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۲از ۱۰ رأی
۳٫۲
(۱۰)
آنها حرف می‌زنند که گفته‌های خودشان را نشنوند، اگر به حرف‌های خود گوش می‌کردند می‌فهمیدند که هیچ نیستند و دیگر نمی‌توانستند حرف بزنند.
ورکانا
مردن چیز بی‌اهمیتی است و در موقعی که لازم باشد، من شهامت آن را خواهم داشت. ولی شاهد از میان رفتن معنای زندگی و نابودی بهانهٔ هستی خود بودن، این است که آنچه غیر قابل تحمل است، بدون دلیل، آدم نمی‌توان زندگی کند.
ورکانا
من می‌دانستم که می‌توان ناامید شد، امّا نمی‌دانستم که این لغت چه معنی دارد. من مثل دیگر مردمان تصوّر می‌کردم که این نوعی بیماری روحی است، امّا نه، این جسم است که رنج می‌کشد؛ پوستم، سینه‌ام و تمام اعضایم درد می‌کند من سری آشفته و قلبی مضطرب دارم و بدتر از همه مزه این طعمی است که در دهان حس می‌کنم. نه خون، نه مرگ، نه تب، امّا ترکیبی از همهٔ اینها با هم، فقط کافی است که زبانم را به حرکت درآورم تا همه چیز به رنگ سیاه درآید و همهٔ موجودات از من متنفر شوند. انسان شدن چقدر سخت است و تلخ.
ورکانا
اگر خدایان به غیر از عشق آدمیان، ثروت دیگری نداشتند، آنها هم به اندازه کالیگولای بیچاره، فقیر می‌شدند
zahra eslami
ممکن است چیزی را انکار کنم، بی‌آنکه خود را ناگزیر بدانم که آن را آلوده کنم و لجن‌مال کنم و یا از دیگران حق اعتقاد به آن را سلب نمایم.
zahra eslami
کالیگولا: در واقع، دیگران چون فاقد قدرت هستند، آثاری می‌آفرینند، ولی من احتیاج به خلق یک اثر ندارم، من زندگی می‌کنم.
zahra eslami
کالیگولا: بله، صحیح، اما من دیوانه نیستم و حتی هرگز اینقدر عاقل نبوده‌ام. فقط یکبار احساس کردم که احتیاج به غیرممکن دارم. (مکث) دنیا بدین گونه‌ای که هست، به نظرم قانع‌کننده نمی‌نماید.
ورکانا

حجم

۸۸٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

حجم

۸۸٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

قیمت:
۳۵,۰۰۰
۲۱,۰۰۰
۴۰%
تومان