جملات زیبای کتاب کالیگولا | طاقچه
تصویر جلد کتاب کالیگولاsubscriptionAvailable

کتاب کالیگولا

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
آلبر کامو، امیر لاهوتی
انتشارات: 
انتشارات جامی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ورکانا
۳
مردن چیز بی‌اهمیتی است و در موقعی که لازم باشد، من شهامت آن را خواهم داشت. ولی شاهد از میان رفتن معنای زندگی و نابودی بهانهٔ هستی خود بودن، این است که آنچه غیر قابل تحمل است، بدون دلیل، آدم نمی‌توان زندگی کند.
ورکانا
۲
آنها حرف می‌زنند که گفته‌های خودشان را نشنوند، اگر به حرف‌های خود گوش می‌کردند می‌فهمیدند که هیچ نیستند و دیگر نمی‌توانستند حرف بزنند.
ورکانا
۱
من می‌دانستم که می‌توان ناامید شد، امّا نمی‌دانستم که این لغت چه معنی دارد. من مثل دیگر مردمان تصوّر می‌کردم که این نوعی بیماری روحی است، امّا نه، این جسم است که رنج می‌کشد؛ پوستم، سینه‌ام و تمام اعضایم درد می‌کند من سری آشفته و قلبی مضطرب دارم و بدتر از همه مزه این طعمی است که در دهان حس می‌کنم. نه خون، نه مرگ، نه تب، امّا ترکیبی از همهٔ اینها با هم، فقط کافی است که زبانم را به حرکت درآورم تا همه چیز به رنگ سیاه درآید و همهٔ موجودات از من متنفر شوند. انسان شدن چقدر سخت است و تلخ.
zAgros
۱
طبیعت خودش همهٔ کارها را خوب جور می‌کند.
zAgros
۱
این دنیا، بدین صورتی که آفریده شده، قابل تحمل نیست. از این روی من به ماه، یا خوشبختی و یا به زندگی جاوید محتاجم، به چیزی که شاید دیوانگی باشد، اما از آنِ این دنیا نباشد.
zahra eslami
۰
اگر خدایان به غیر از عشق آدمیان، ثروت دیگری نداشتند، آنها هم به اندازه کالیگولای بیچاره، فقیر می‌شدند
zahra eslami
۰
ممکن است چیزی را انکار کنم، بی‌آنکه خود را ناگزیر بدانم که آن را آلوده کنم و لجن‌مال کنم و یا از دیگران حق اعتقاد به آن را سلب نمایم.
zahra eslami
۰
کالیگولا: در واقع، دیگران چون فاقد قدرت هستند، آثاری می‌آفرینند، ولی من احتیاج به خلق یک اثر ندارم، من زندگی می‌کنم.
ورکانا
۰
کالیگولا: بله، صحیح، اما من دیوانه نیستم و حتی هرگز اینقدر عاقل نبوده‌ام. فقط یکبار احساس کردم که احتیاج به غیرممکن دارم. (مکث) دنیا بدین گونه‌ای که هست، به نظرم قانع‌کننده نمی‌نماید.
zAgros
۰
مثلاً خود من که اینک با شما حرف می‌زنم، اگر می‌توانستم پدرم را خودم انتخاب کنم، به دنیا نمی‌آمدم.
zAgros
۰
او به من می‌گفت که زندگی آسان نیست، ولی در عوض مذهب، هنر و عشق وجود دارند و ما را به دنبال خود می‌کشانند.