
بریدههایی از کتاب لبنان زدگی
۳٫۶
(۴۶)
مشکل این است که هنوز انسان نشده مسلمان شدهایم و هنوز مسلمان نشده شیعه.
Laya Sadegh
خدا در گِل این خانواده ادویۀ دیگری زده است.
Amir Mousawi
پیش از سفر به لبنان ماهها سؤالی در ذهن داشتم. سؤال از زندگی در جامعۀ بدون دین و اقتصاد بدون نفت. این هر دو عنصر آنچنان در تاروپود زندگی ما رسوخ کردهاند که تصور دنیای فاقد آنها ذهن ایرانی را به زحمت میاندازد. فیالمثل کسی که در جزیرهای در قلب آفریقا به دنیا میآید برای چه زندگی میکند؟ برای چه میکوشد؟ چقدر باید عرق بریزد تا به اندازۀ گذران زندگیاش درآمد داشته باشد؟ روش تغییر شأن اجتماعی و اقتصادیاش چیست؟ و البته این سؤال که یک مبلغ دینی در چنان جامعه و اقتصادی چگونه رفتار میکند؟ امروز در ایران پاسخ همۀ این سؤالات در تعهد به نظام و تقرب به نفت خلاصه میشود. و به خاطر همین است که نسبت به هرگونه خلاقیتی استغنا وجود دارد؛ البته جز خلاقیت در ایجاد سازمانی جدید برای اخذ بودجه و ارشاد خلقالله!
1258580
بیچارهها خیال کردهاند زندگی در زندگی و آسانی در آسانی است. نمیدانند زندگی در مرگ و آسانی در سختی است. نمیفهمند شهیدان، زیادت را در نقص و حیات را در فنا میجویند.
Laya Sadegh
شیعیان لبنان یک الگو بیشتر برای زندگی ندارند. درآمد به میزان نیاز، کار تا سرحد شهادت.
فلانی
آفتاب حقیقت از چراغ کلمات بینیاز است
سپیده دم اندیشه
روزی یک خبرنگار غربی فاشگو و جسور و هوشمند از سیدحسن نصرالله پرسید: شما مبارز راه آزادی هستید؛ اما چرا برای آزادی مردم از تفکر تمامیتخواه یگانهپرستی مبارزه نمیکنید؟ سید خندهای کرد و پاسخی در ظاهر بیربط داد: ما معتقدیم آفرینندۀ دین همان آفرینندۀ انسان است و این دو مطابق و هماهنگ هستند. پیشفرض ناگفتۀ سؤال آن خبرنگار این بود که دین زائده یا نقیصهایست که بر انسانیت تحمیل میشود. یعنی دو فرض وجود دارد: دستورات دینی یا با نگاه محض انسانی توجیهپذیر نیستند و زائد بر انسانیتاند یا فقط با چشمپوشیکردن از بخشهایی از انسانیت توجیهپذیرند
من
«خدا بعضی از شما را در روزی بر بعضی دیگر فزونی داده است؛ ولی کسانی که فزونی داده شدهاند حاضر نیستند روزی خود را به زیردستان خود بازدهند تا در آن باهم مساوی باشند. آیا نعمت خدا را انکار میکنند؟ (نحل، ۷۱)»
Laya Sadegh
اولین چیزی که توجهم را جلب میکند جملهای است که به عربی و انگلیسی دو طرف طاق ورودی و درست بالای درهای فرعی نوشته شده است: «تا آدمیان حیات یابند و حیاتشان بهتر باشد.» عجب جملهای و عجب جایی! موبایل را درمیآورم و جمله را گوگل میکنم. آیۀ دهم از باب دهم انجیل یوحناست. عجب آیهای و عجب جایی!
دانشگاه آمریکایی بیروت
کاربر ۱۸۱۵۵۹۱
آیتالله نازکاندیشی که میگفت اگر مراقب نباشیم، مستضعفان مستکبران را به زیر میکشند و خود به مستکبرانی تازه تبدیل میشوند؛ چون خوی استکبار بیاستثنا در هر انسانی وجود دارد.
|قافیه باران|
اصلاً سبح طویل روز است که به ذکر رب و نماز شب شیرینی میدهد. اگر نه بیخوابیکشیدن توجیهی ندارد. زیر بار قول ثقیل پروردگار است که رکوع، سجود، تبتل و توکل معنا مییابد. کسی که باری برنداشته است، چرا باید کمر خم کند؟ کسی که چارهاندیشیهایش نقش بر آب نشده، چرا باید پیشانی بر زمین بگذارد؟ کسی که هدفش آنقدر کوچک است که به دست همین اطرافیان برآورده میشود چرا باید از همه ببرد؟ کسی که خودش میتواند بارهایش را بردارد چرا باید توکل کند؟
من
شبکههای اجتماعی خارج از ایران اصلاً جنبۀ امنیتی ندارند. بخشی از هویت فرد هستند؛ مثل ایمیل در ایران. عجیب است ما مهمترین مدارک و مکاتباتمان را از طریق میلسرویسهای آمریکایی ردوبدل میکنیم؛ اما نوبت به شبکههای اجتماعی که میرسد رگ غیرت امنیتیمان بالا میزند
کاربر ۱۸۱۵۵۹۱
چندین عکس تمامرنگی از زنان آرایشکردۀ بیحجاب روی پنجرههای تمام سفید مغازه دیده میشود. کمکم میفهمم در حوزۀ استحفاظی هم خبری نیست. یاد تابلوی مغازهای در قم میافتم که روی پاپیونی که در عکس بود، برچسب چسبانده بودند و من که شب از آنجا میگذشتم میتوانستم پاپیون را از زیر نور مهتابیهای پشت بنر ببینم؛ گرچه حدسزدنش هم در روز کار سختی نبود. و حالا عکس این زنان در قلب ضاحیۀ حزبالله؟
سپیده دم اندیشه
دیگر نیازی به شمارش تخطیهای فقهی و صادرکردن قبض جریمه نیست. اگر دانۀ فطرت انسان را در فضای مناسب کاشتیم، دیگر هیچ جای نگرانی نیست. دانه خودبهخود به فلاح میرسد. فقط صبر میخواهد و رسیدگی. هیچکس دانۀ سیاهبخت یا مغرضی را سراغ ندارد که با وجود شرایط مساعد بهجای اینکه رو به خورشید سبز شود، بیشتر در زمین فرو برود. دانهها همه فتوتروپیست هستند. دانهای نیست که به دنبال خورشید نباشد. از آنسو هم هیچکس دانۀ مطیعی را سراغ ندارد که با وجود مساعدنبودن شرایط با نشاندادن درباغسبز یا وعظ و ارشاد و هشدار، سبز شده باشد. مسئلۀ اسلام همین برطرفکردن موانع فلاح است. دور از ذهن نیست که اکثر این موانع کاملاً خارجی و اجتماعیاند و بههیچوجه انتزاعی و نظری نیستند. اسلام همهاش اجتماع است.
گل پری
حزبالله در بهار ۱۳۹۰ تشرف سههزار بانوی لبنانی را در کشور چهارمیلیون نفری به حجاب برتر یعنی عبا جشن گرفت
سید علی جان ما بود
بعد از دو ساعت، خاکسترشده از روضه میآییم بیرون. مدتهاست از تنزلات کلامی حقیقت خستهام. آن کتابفروشی هم خوب بود؛ اما این شهدا... این شهدا صورت ایمان و نصیب چشم بودند. کلمۀ طیبه اگر در کتاب بماند زمینگیر است. برای عروج باید به عمل صالح ترجمه شود. عمل صالح هم گوشت و پوست میخواهد. اما گوشت و پوست، نقد محقر است و خداوند نخواهدش پذیرفت. باید همان را هم قربانی کرد.
maryhzd
سه کبوتر صلح نقرهای با نخهای نامرئی از سقف آویخته شدهاند. در منقارهایشان شاخۀ زیتون است. قلبم ذوب میشود. یاد شاخههای تازۀ روی قبر شهید زینبیه میافتم. بله، صلح همان رشتۀ پیوند اصیل انسانی میان دختر باریستا، منِ سوخته و آن شهید سیراب است؛ شهیدِ بیادعای پیوند و همزیستی. همزیستی، نقیض استغناست. نمیتوان مستغنی بود و داعیۀ همزیستی و تعایش داشت. اگر امروز منصفان مسیحی، اهل سنت و دیگر فرقهها لبنان خود را از شیعیان این کشور بینیاز نمیبینند ازآنروست که پیش از آنها این شیعیان بودند که نسبت به دیگر فرقهها استغنا نورزیدند و شهادتطلبی جوانانشان را دستمایۀ اقتدارگرایی قبیلهای قرار ندادند. مدارا و صبر کردند و خون دادند تا هجده فرقه بتوانند در کنار هم زندگی کنند.
maryhzd
بالای انبوه تبلیغات و آگهیهای پارهپاره چهار کلمۀ تأملبرانگیز نوشته شده است. «لبنانی بیندیش، سکولار بیندیش.» سکولاریسم هنگامی فرض وجود مییابد که میان ارزشهای دینی و ارزشهای انسانی تفکیک قائل باشیم. به نظرم مهم نیست که ما سکولار هستیم یا شکارچی سکولاریسم؛ مهم این است که در هر دو صورت ما آن پیشفرض غلط را پذیرفتهایم.
من
شروع میکند با انگشتانش مفاهیم اساسی پیشآهنگی را میشمرد: مسئولیتپذیری، اطاعتپذیری، کار جمعی، اعتمادبهنفس، نظم، زندگی در طبیعت و... . این همان چیزی است که مدتها دنبالش بودم. تندتند یادداشت برمیدارم.
وقتی مفاهیم اساسی پیشآهنگی را میشمرد به این میاندیشم که اینها همه پیشادینی هستند، به انسانهای بزرگواری که بر اساس این مفاهیم تربیت شوند و به این حدیث نبوی که: «بزرگواران شما در جاهلیت، بزرگواران شما در اسلام هستند.» دین محمد؟ ص؟ بیش از هر چیز به انسان نیاز دارد. نه هر کس شد مسلمان میتوان گفتش که سلمان شد
Laya Sadegh
کاش من هم شیخ مجاهد روشنفکری داشتم که بیقصد مریدپروری و تزریق معنویت تخدیری، مستقیماً فرآیند رشدم را مدیریت میکرد؛ اما گویا شیخها و مجاهدان و روشنفکران ما کارهای بسیار مهمتری از تربیت نسل دارند.
کاربر ۱۸۱۵۵۹۱
بیچارهها خیال کردهاند زندگی در زندگی و آسانی در آسانی است. نمیدانند زندگی در مرگ و آسانی در سختی است. نمیفهمند شهیدان، زیادت را در نقص و حیات را در فنا میجویند.
کاربر ۱۴۲۸۴۶۷
در لبنان تقریباً هیچ ارزش مشترکی یافت نمیشود! حتی ارزشهای ملی! تنها ارزشهای مشترک، ارزشهای انکارنشدنی انسانیاند. ارزشهای دینی هر دین به دلیل وجود هفده فرقۀ معارض دیگر هیچ کارکردی در جامعهسازی لبنان ندارند. به همین دلیل حتی مراجع دینی لبنان نیز به فعالیتهای خیریه و بشردوستانه روی میآورند.
z__alef
سیدحسن نصرالله سال ۹۲ شمسی در سخنرانی رسمی در همین مجتمع سیدالشهدا، که الان در حال عبور از روبهروی آنیم، گفت: ما به دنبال تشکیل جمهوری اسلامی لبنان نیستیم. شیعیان لبنان خود را از هفده فرقۀ دیگر مستغنی نمیبینند و نسبت به هممذهبان، دگرمذهبان، همدینان، دگردینان، هممیهنان و هرگونه دیگرانی حس انحصارطلبی ندارند.
z__alef
محیط لبنان ۴۵۴ کیلومتر است. یعنی شمال تا جنوب آن حداکثر میتواند ۲۲۷ کیلومتر باشد. موسی صدر در همین لبنان بندانگشتی در یک سال ۱۳۰ هزار کیلومتر مسافرت میکند. یعنی بیش از سه برابر محیط کرۀ زمین! خانۀ تکتک شیعیان میرود و آمار میگیرد و دست نوازش بر سرشان میکشد. ارض الله را میپیماید و برای عیال الله پدری میکند. من اسم این را میگذارم سازوکار امامت، سازوکار ابوّت.
z__alef
آیتالله شهید سید محمدباقر صدر. آیتالله نازکاندیشی که میگفت اگر مراقب نباشیم، مستضعفان مستکبران را به زیر میکشند و خود به مستکبرانی تازه تبدیل میشوند؛ چون خوی استکبار بیاستثنا در هر انسانی وجود دارد.
صدف
ساحل مختلط است. اصلاً نگران نباشید. خانمها برای ورود به آب حجابشان را کم نمیکنند. چادری با چادر، محجبه باحجاب و بیحجاب با همان لباسی که به تن دارد وارد آب میشوند. بیحجابها یکدهم جمعیت هم نیستند.
سپیده دم اندیشه
سال ۱۹۷۸ امام موسی صدر در روزنامهی لو موند فرانسه مقالهای نوشت با عنوان «ندای پیامبران» که دربارهی انقلاب ایران بود. انقلاب هنوز به پیروزی نرسیده بود. شهریور ۱۳۵۷ بود. دو هفته پس از چاپ آن مقاله، ایشان در لیبی ربوده شد.
سپیده دم اندیشه
نفت حتی صدقهدادن ما را هم سکولار کرده است. درحالیکه صدقات، نشان صداقت مسلمانان در اصلاحگری و سازوکاری برای اصلاح جوامع هستند، ما صدقه میدهیم که ثواب فردی ببریم! چون اصلاحگری را سپردهایم به حکومت، دولت، کمیتۀ امداد، بهزیستی و... که بودجههای نفتی خودشان را دارند. گویی نفت آمده تا تکلیف اصلاح جامعه را از گردن ما ساقط کند. واقعاً عجیب است. ما حتی از اعمال خودمان هم مستغنی شدهایم! مهم نیست که ما چه میکنیم، مهم آن است که نفت چه میکند.
zahra.n
لبنان چهار دورۀ تاریخی دارد. عصر فینیقی، هخامنشی، رومی و اسلامی. لبنان آوردگاه تمدنهاست. این کشور از بلخ بامی در ماوراءالنهر تا اشبیلیه در شبهجزیرۀ اندلس و با قسطنطنیه و قاهره و رم تاریخ مشترک دارد. در عصر اسلام نیز میدان کشمکش امویان، عباسیان، سلجوقیان، فاطمیان، صلیبیان، این اواسط چند سالی خوارزمشاهیان، گاهی ممالیک خودمختار، عثمانیان و نهایتاً استعمارگران غربی و مشخصاً فرانسویان بوده. از همۀ این دورههای بیتناسب نیز رنگ گرفته است. این نبردهای فتنهگون و فرسایشی به ضمیمۀ روحیۀ ملاحی و بازرگانی فینیقی موجب مهاجرت تعداد درخورتوجهی از ساکنان کشور شده است. غرض اینکه پیچیدگی هندسۀ جمعیتی لبنان به تعدد فرقههای آن ختم نمیشود.
zahra.n
از وقتی یادم میآید از خودم پرسیدهام آخر سیدموسی را با لبنان چهکار؟! بیایید تاریخ را از انتها نخوانیم. لبنان مانند یک نوزاد نارس بود. هیچ تفاوتی هم با تکهپارههای دیگر عثمانی نداشت جز اینکه از همه کوچکتر، ناتوانتر و بیچارهتر بود. فقط شانزده سال از استقلال لبنان میگذشت.
zahra.n
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۹۶ صفحه
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۹۶ صفحه
قیمت:
۵۰,۰۰۰
تومان