جملات زیبای کتاب ظهور نه | طاقچه
تصویر جلد کتاب ظهور نه

بریده‌هایی از کتاب ظهور نه

۳٫۷
(۳)
حالا دیگر باور نمی‌کنم کاری باشد که دسته‌جمعی نتوانیم به انجام برسانیم.
دختر مامان
توازن قوایمان هر قدر هم که بد باشد، حاضر نیستم پشت جان را خالی کنم. هروقت لازم باشد از همدیگر حمایت می‌کنیم و هروقت احساس ناتوانی کنیم از هم نیرو می‌گیریم. برای همین تابه‌حال دوام آورده‌ایم و برای همین پیروز می‌شویم. وقتی با هم متحد شویم قوی‌تر می‌شویم.
دختر مامان
زندگی فارغ از جنگ ما نزد مردم عادی به‌طور معمول و شادمانه ادامه دارد.
jef costello
فقط دلم می‌خواهد سرم را در دامن سارا بگذارم. شاید هم شش. اصلاً نمی‌دانم کی به کی است و مغزم کار نمی‌کند.
jef costello
جنگیدند و کشته شدند. خدایا، یعنی من نفرین‌شده‌ام!
jef costello