جملات زیبای کتاب بیچارگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیچارگانsubscriptionAvailable

کتاب بیچارگان

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۹۳ رأی)
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
شیلا در جستجوی خوشبختی
۶۵
بهتر است یکبار دیگر و با دقت کافی این کتاب را مطالعه کنی، برایت مفید است
بهنام
۵۴
وارنکا، بی‌پولی مرا آزار نمی‌دهد اما بدبختی‌ها، نیشخندها، شوخی‌ها و اشارات دیگران مرا می‌کشد.
zohrehch
۴۰
چه کسی می‌تواند ساعت مرگش را پیش‌بینی کند؟ امروز زنده‌ایم و فردا دیگر در این جهان نیستیم!
مَه
۳۷
چه اشکالی دارد، برای خودش کار می‌کند
Babak Z
۳۵
آه، دوست من، بدبختی مسری است. آدم‌های فقیر و غمگین باید از دیگران کناره‌گیری کنند.
zohrehch
۳۰
رنج‌های ما پایانی ندارد، بی‌انتهاست!
zhrrnj
۲۷
انسان گاهی موجود غریبی است؛ بیهوده سخن می‌گوید و تا آنجا به یاوه‌هایش ادامه می‌دهد که... و در پایان چه حاصل؟ هیچ، فقط مهملاتی باقی می‌ماند که خداوند ما را از شر آن حفظ کند.
میـمْ.سَتّـ'ارے
۲۲
از نظر اصول اخلاقی یک انسان نباید سربار دیگران باشد و من نیز سربار کسی نیستم. تکه نانی، گرچه بیات، دارم که با کار شرافتمندانه به دست می‌آورم و آن را با رعایت قوانین مصرف می‌کنم.
Faezeh.A
۱۹
هرگز مرتکب گناه بزرگی نشده‌ام. اما چه کسی است که از گناهان کوچک بری باشد؟
نون صات
۱۹
وقتی فقرا از سرنوشت شوم خود شکوه می‌کنند ثروتمندان ناراحت می‌شوند و می‌گویند آنها مزاحم و بی‌ملاحظه‌اند. آیا ناله‌های گرسنگان در شب خواب آنها را آشفته می‌کند؟
Fatemeh Abdi ☁️
۱۵
می‌گویند پشیمانی قلب انسان‌ها را آرام می‌کند چه دروغ بزرگی!
جو گُلدبِرگ
۱۳
چرا سرنوشت باید به روی یک نفر لبخند بزند و نسبت به کودکی که در خانه‌ای محقر متولد می‌شود چنین ظالم و ستمگر باشد؟
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۱
ادبیات چیز فوق‌العاده خوبی است. این را پریروز از آنها آموختم. کتابها سرشار از مطالب عمیق، کمال‌بخش و تهذیب‌کننده است. ادبیات تصویر و در حقیقت آینه‌ایست که احساسات را نشان می‌دهد، انتقاد می‌کند، آموزش می‌دهد و در حقیقت ثبت برگی از کتاب زندگانی است
فاطیما
۱۱
باید ظاهری آراسته داشته باشم، چون در مورد آدمها از روی ظاهرشان قضاوت می‌شود.
Fatemeh Abdi ☁️
۱۱
وقتی تو را شناختم خود را بهتر شناختم و به تو علاقه‌مند شدم.
Fatemeh Abdi ☁️
۱۰
مستأجرین این ساختمان اشخاص ثروتمندی هستند و خودداری از نوشیدن چای موجب شرمندگی من می‌شود. اصلاً به همین دلیل است که آدم چای می‌نوشد، به خاطر دیگران، برای حفظ ظاهر، برای شهرت، در غیر این صورت، اصلاً به نوشیدن چای اهمیت نمی‌دادم چون به راحتی می‌توانم از مسائل جزئی صرفنظر کنم.
Fatemeh Abdi ☁️
۱۰
وقتی نوشته تو را می‌خوانم قلبم از خواندن آن ذوب می‌شود
Fatemeh Abdi ☁️
۹
اما من تو را دارم!
شیلا در جستجوی خوشبختی
۸
چه خواهد شد؟ چه سرنوشتی انتظارم را می‌کشد؟ بلاتکلیفی رنجم می‌دهد. هیچ نمایی از آینده یا حداقل ایدۀ ضعیفی از آنچه روی خواهد داد وجود ندارد. گذشته‌ام چنان وحشت‌انگیز است که یادآوری آن قلبم را می‌شکند. تا پایان عمر از نامردمانی که زندگیم را به تباهی کشیده‌اند گله خواهم داشت.
Fatemeh Abdi ☁️
۸
برای شادمانی تو هرچه به فکرم می‌رسد می‌نویسم.
جو گُلدبِرگ
۷
وقتی آدم چیزی برای خوردن ندارد فایدۀ شرافت چیست؟ مهمتر از همه‌چیز پول است
Zeinab
۷
وارنکا! رنج‌های ما پایانی ندارد، بی‌انتهاست! ماکار دیووشکین
علیرضا
۷
چه کسی می‌تواند ساعت مرگش را پیش‌بینی کند؟ امروز زنده‌ایم و فردا دیگر در این جهان نیستیم!
جو گُلدبِرگ
۶
آه خدایا، چقدر فقر انسان را حقیر و پست می‌کند.
Pendar Ghorbani
۶
امروز روز کسل‌کننده و غمگین و ناگواری بود؛ مثل دیگر روزهای زندگی.
حسابدار
۶
قبل از این که به خودت بیایی می‌بینی تمام امور داخلی زندگیت با کمال بی‌شرمی در کتاب نوشته شده، دیگران آن را مورد تمسخر قرار می‌دهند و در مورد آن به بحث می‌نشینند.
Mohammad Javad
۵
همیشه دردها پشت سر هم می‌آیند
Zeinab
۵
این چیزها برایم مهم نیست. حتی می‌توانم بدون کت و با پای برهنه در یخبندان راه بروم. تحمل می‌کنم، همه چیز را تاب می‌آورم، چه اهمیتی دارد؟ من فقط یک مرد حقیر و عادی هستم ولی مردم چه می‌گویند؟ اگر دشمنانم مرا بدون کت ببینند چه کلمات رکیکی بر زبان می‌آورند. اصلاً شاید به همین دلیل است که انسان کت و چکمه می‌پوشد. وارنکا، شاید از این نوشته متوجه شده باشی که چکمه‌ها برای حفظ آبرو و حیثیت من لازم است. انسان با چکمه‌های پاره خود و دیگران را از دست می‌دهد. عزیزم، باور کن حقیقت دارد. این را طی سالیان بسیار تجربه کرده‌ام
Zeinab
۵
عزیزم می‌بینی، برای آنها کوچکترین ارزشی ندارم، مثل زیلوی زیر کفش که فقط پاهایشان را با آن پاک می‌کنند. وارنکا، بی‌پولی مرا آزار نمی‌دهد اما بدبختی‌ها، نیشخندها، شوخی‌ها و اشارات دیگران مرا می‌کشد.
حسابدار
۵
گذشته‌ام چنان وحشت‌انگیز است که یادآوری آن قلبم را می‌شکند. تا پایان عمر از نامردمانی که زندگیم را به تباهی کشیده‌اند گله خواهم داشت.