جملات زیبای کتاب رویاهای بانکرهیل | طاقچه
تصویر جلد کتاب رویاهای بانکرهیل

کتاب رویاهای بانکرهیل

مجموعه فانته

نوع کتاب
۲.۹(از ۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
جان فانته، محمدرضا شکاری
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
nil
۲
. تنهایی‌ام پربار بود. خودم را قابل‌تحمل، دوست‌داشتنی و حتی خوب می‌دانستم.
nil
۱
من هیچ بودم، یک صفر. گور بابایش. تصمیم گرفتم بروم یک شلوار بخرم. هنوز بیشتر از صد دلار پول داشتم. ریخت‌وپاش می‌کردم و با ولخرجی مشکلاتم را از یاد می‌بردم.
nil
۱
به اتاقم برگشتم و نشستم پشت ماشین‌تحریرم. یک ربع تایپ کردم ـــ دو صفحه دربارهٔ دلشکستگی
nil
۱
کتاب دیگری از اندرسون خواندم. همین‌طور خواندم و خواندم و غمگین و تنها شدم و عاشقِ کتاب، کتاب‌های بسیار،
Saboora
۰
حالا که مرده بود، دیگر نمی‌توانستم به او فکر کنم. هق‌هق کردم و نالیدم و گریه سر دادم تا اینکه از وجودم رفت،‌ همه‌چیزش، و مثل همیشه خودم را در جهان تنها یافتم.
nil
۰
من در خانهٔ زیرزمینی در یک کارخانهٔ ماکارونی در شمال دنور به دنیا آمدم. وقتی پدرم فهمید سومین فرزندش هم پسر است، همان واکنشی را نشان داد که وقتی دو برادرم به دنیا آمده بودند، از خودش نشان داده بود ـــ سه روز مست کرد. مادرم او را توی اتاق پشتی باری در خیابان روبه‌روی آپارتمانمان پیدا و تا خانه خِرکِش کرد. به‌جز آن‌دفعه، پدرم دیگر توجه چندانی به من نکرد.