جملات زیبای کتاب یاس کبود | طاقچه
تصویر جلد کتاب یاس کبودsubscriptionAvailable

کتاب یاس کبود

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
راضیه تجار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سحر توحیدوند
۱
اسلام دین مسیحیت نیست که فقط جنبهٔ تشریفاتی داشته باشد، آن‌هم هفته‌ای یک روز در کلیسا.»
کاربر ۷۳۶۱۳۱
۱
. باز هم التماس کرد، هرچند اشک کباب باعث طغیان آتش بود.
کاربر ۱۶۶۱۶۵۸
۰
نقطه‌چین‌های زمان را عامدانه جابه‌جا کرده‌ام. شما رمان می‌خوانید، نه صرفاً تاریخ.
کاربر ۱۰۱۴۵۹۵۸
۰
«تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی/ که شادی جهان‌گیری غم لشکر نمی‌ارزد».
کاربر ۱۰۱۴۵۹۵۸
۰
معطر خانم روبنده را بالا زد. لبخندش چون پروانه‌ای کوچک از کنار لبش پرید و روی قلب آسید مرتضی نشست.
کاربر ۱۰۱۴۵۹۵۸
۰
«ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود/ این راز سربه‌مهر به عالم به‌در شود/ گویند سنگ لعل شود در مقام صبر/ آری شود، ولیک به خون جگر شود»
کاربر ۱۰۱۴۵۹۵۸
۰
«یک نکته بیش نیست غم عشق و بس عجب/ کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است».
کاربر ۱۰۱۴۵۹۵۸
۰
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن/ شرط اول قدم آن است که مجنون باشی.
کاربر ۱۰۱۴۵۹۵۸
۰
حرف از انگلیس شد. واقعاً چقدر قَدَرقُدرت، باهوش و سیاستمدارند اهل فرنگ. نمی‌توان با آن‌ها مخالفت کرد. آقا نگاه تلخی به سید حسن تقی‌زاده انداخت: «اشتباه می‌کنید. آن‌ها مردم باهوشی نیستند. شما نادان و بی‌هوشید که چنین تصوری دربارهٔ آن‌ها دارید!»
کاربر ۱۰۱۴۵۹۵۸
۰
دولت فقر، خدایا، به من ارزانی دار/ کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است.
کاربر ۱۰۱۴۵۹۵۸
۰
من چه گویم یک رگم هشیار نیست/ شرح آن یاری که او را یار نیست/ شرح این هجران و این خون جگر/ این زمان بگذار تا وقت دگر.