جملات زیبای کتاب پدر جودی آشغالی است | طاقچه
تصویر جلد کتاب پدر جودی آشغالی است
off

کتاب پدر جودی آشغالی است

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۰۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
ماتیو لیچت، رمضان یاحقی
انتشارات: 
خانه داستان چوک
😂😂😂😂😂😂😂
۱۷
جودی طنابی را کشید و بوق زد.
sera
۱۳
«اما یادت باشه، کار سختی که خوب انجام بشه، چیزیه که باید بهش افتخار کرد.
سیامک
۱۰
همه زباله تولید می‌کنند، اما بابای من همه‌ی زباله‌ها رو از بین می‌‌‌بره
مرضیه دانایی
۸
هر وقت یکی از جودی می‌‌‌پرسد که پدرش برای گذران زندگی چه کار می‌کند، او می‌‌‌گوید: «او آشغالیه!» و اگر آن‌ها بگویند: «اوه!» او می‌‌‌گوید، «همه زباله تولید می‌کنند، اما بابای من همه‌ی زباله‌ها رو از بین می‌‌‌بره».
اقیانوس آرام
۶
وقتی کسی پشت سرِ آدم می‌‌خندد نمی‌شود بی‌خیال بود.
#Mohad3h#
۵
وقتی کسی پشت سرِ آدم می‌‌خندد نمی‌شود بی‌خیال بود. جودی در واقع چیزی نشنیده بود، شاید پچ‌پچی، اما وقتی برگشت، دخترها در ردیف پشتی کلاس به او نگاه می‌کردند، آن‌ها دستپاچه شدند و سعی کردند نیشخندها و هرهر خندیدنشان را پنهان کنند.
📚عشق کتاب📚
۴
آشغالی بودن... منظورم اینه که، یعنی...مأمور جمع‌آوری زباله، کاری بسیار مفیده. ما باید همگی قدردان آقای هریس باشیم. ما بدون او کجاییم؟ تا گردنمون توی آشغال، دوست دارید؟
📚عشق کتاب📚
۴
حالا نوبت بهترین قسمت کاره، جودی. وقتی می‌‌‌شه گفت همه هنوز کار می‌کنند، من به خونه می‌‌‌رم، خودمو تمییز می‌کنم، بوسه‌ی عمیقی از مادرت می‌‌‌گیرم... و بعد به مدرسه می‌‌‌آم تا مثل هر روز از مدرسه تو رو بیارم. این دلیل اصلیه که آشغالی بودنو خیلی دوست دارم.
الهه
۳
ـ بابا پشت پیشخوانه و مامان حساب و کتابو نگه می‌‌‌داره. اما من می‌‌‌خوام که خلبان باشم
Mohammad Bagheri
۳
خیلی از مردم بلند نمی‌شن که اینو ببینن. در بیرون پنجره و در فضای تاریک، جودی ابرهای صورتی روشن را دید. چراغ‌های شهر سوسو می‌‌‌زد. افق پشت رودخانه به رنگ آبی و سبز می‌‌‌درخشید.
Fatima79
۲
ـ حالا نوبت بهترین قسمت کاره، جودی. وقتی می‌‌‌شه گفت همه هنوز کار می‌کنند، من به خونه می‌‌‌رم، خودمو تمییز می‌کنم، بوسه‌ی عمیقی از مادرت می‌‌‌گیرم... و بعد به مدرسه می‌‌‌آم تا مثل هر روز از مدرسه تو رو بیارم. این دلیل اصلیه که آشغالی بودنو خیلی دوست دارم.
sera
۲
«ببین جودی» او زمزمه کرد. ـ خیلی از مردم بلند نمی‌شن که اینو ببینن
sogand
۲
وقتی کسی پشت سرِ آدم می‌‌خندد نمی‌شود بی‌خیال بود.
فاطمه کدخدایی
۲
و گفت: «اما یادت باشه، کار سختی که خوب انجام بشه، چیزیه که باید بهش افتخار کرد. ایرادی نداره که آشغال... مأمور جمع‌آوری زباله باشی، واقعاً ایرادی نداره».
Hami
۲
کار سختی که خوب انجام بشه، چیزیه که باید بهش افتخار کرد.
Sahel
۲
هر وقت یکی از جودی می‌‌‌پرسد که پدرش برای گذران زندگی چه کار می‌کند، او می‌‌‌گوید: «او آشغالیه!» و اگر آن‌ها بگویند: «اوه!» او می‌‌‌گوید، «همه زباله تولید می‌کنند، اما بابای من همه‌ی زباله‌ها رو از بین می‌‌‌بره».
Meysam Ghfar
۱
هر وقت یکی از جودی می‌‌‌پرسد که پدرش برای گذران زندگی چه کار می‌کند، او می‌‌‌گوید: «او آشغالیه!» و اگر آن‌ها بگویند: «اوه!» او می‌‌‌گوید، «همه زباله تولید می‌کنند، اما بابای من همه‌ی زباله‌ها رو از بین می‌‌‌بره».
mim shin
۱
او گفت: «اما یادت باشه، کار سختی که خوب انجام بشه، چیزیه که باید بهش افتخار کرد.
🧚‍♂️💚𝙃𝙖𝙨𝙩𝙞💚🧚‍♂️
۱
هر وقت یکی از جودی می‌‌‌پرسد که پدرش برای گذران زندگی چه کار می‌کند، او می‌‌‌گوید: «او آشغالیه!» و اگر آن‌ها بگویند: «اوه!» او می‌‌‌گوید، «همه زباله تولید می‌کنند، اما بابای من همه‌ی زباله‌ها رو از بین می‌‌‌بره».
🧚‍♂️💚𝙃𝙖𝙨𝙩𝙞💚🧚‍♂️
۱
زمانی بود که پدرش گفت: «وقت ناهاره». آل بزرگ بوق زد و به سوی ناهار رفت. «دستاتو با دقت زیاد بشور، جودی». پدرش گفت. جودی ساندویچ پنیر و بستنی وانیلی داشت. فکرکرد جالبه که ساعت ده صبح غذا بخورد.
fateme qaderi
۱
«اما یادت باشه، کار سختی که خوب انجام بشه، چیزیه که باید بهش افتخار کرد.
Sahel
۱
آه و ناله‌ها شروع شد. هر کسی می‌‌‌گفت: «متأسفم، جودی!» اما جودی می‌‌‌دانست که از ته دل نمی‌گویند.
Sahel
۱
«اما یادت باشه، کار سختی که خوب انجام بشه، چیزیه که باید بهش افتخار کرد. ایرادی نداره که آشغال... مأمور جمع‌آوری زباله باشی، واقعاً
Sahel
۱
خوب...ما نمی‌تونیم بدونیم که داخل کیسه چیه، درسته؟ همه‌اش راز زباله است، عزیزم.
Tiyara_banani
۱
هر وقت یکی از جودی می‌‌‌پرسد که پدرش برای گذران زندگی چه کار می‌کند، او می‌‌‌گوید: «او آشغالیه!» و اگر آن‌ها بگویند: «اوه!» او می‌‌‌گوید، «همه زباله تولید می‌کنند، اما بابای من همه‌ی زباله‌ها رو از بین می‌‌‌بره».
👑rainbow👑
۰
هر وقت یکی از جودی می‌‌‌پرسد که پدرش برای گذران زندگی چه کار می‌کند، او می‌‌‌گوید: «او آشغالیه!» و اگر آن‌ها بگویند: «اوه!» او می‌‌‌گوید، «همه زباله تولید می‌کنند، اما بابای من همه‌ی زباله‌ها رو از بین می‌‌‌بره».
🧚‍♂️💚𝙃𝙖𝙨𝙩𝙞💚🧚‍♂️
۰
ـ آهای جودی، اینو ببین. کاملاً چندش‌آوره. جودی کیسه را فشاری داد. چیزِ داخل آن خیلی خیلی نرم بود. ـ وای! مثل اسپاگتی خمیرشده می‌‌‌مونه! مقدار خیلی زیادی از اسپاگتی خمیرشده. چیه، پدر؟ ـ خوب...ما نمی‌تونیم بدونیم که داخل کیسه چیه، درسته؟ همه‌اش راز زباله است، عزیزم. او کیسه‌ی زباله را توی کامیون اندخت و کامیون هر چه بود آن را قاپید. بلندکردن زباله و پرت‌کردن توی کامیون بامزه، و همین طور سخت بود. بازوهای جودی خسته شد.
Hamid Reza¼
۰
«همه زباله تولید می‌کنند، اما بابای من همه‌ی زباله‌ها رو از بین می‌‌‌بره».
ماهی سیاه کوچولو
۰
او می‌‌‌گوید، «همه زباله تولید می‌کنند، اما بابای من همه‌ی زباله‌ها رو از بین می‌‌‌بره».
خودم را چگونه‍ بسازم؟
۰
هر وقت یکی از جودی می‌‌‌پرسد که پدرش برای گذران زندگی چه کار می‌کند، او می‌‌‌گوید: «او آشغالیه!» و اگر آن‌ها بگویند: «اوه!» او می‌‌‌گوید، «همه زباله تولید می‌کنند، اما بابای من همه‌ی زباله‌ها رو از بین می‌‌‌بره».