جملات زیبای کتاب آخرین شب دنیا | طاقچه
تصویر جلد کتاب آخرین شب دنیا
off

کتاب آخرین شب دنیا

نوع کتاب
۳.۲(از ۱۲۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ری برادبری، محدثه خوشکام
انتشارات: 
خانه داستان چوک
میرفندقی
۲۶
در آخر، از خندیدن دست کشیدند و در تخت شب سرد خود دراز کشیدند و دست‌های هم را گرفتند و سرانشان را کنار هم گذاشتند. شوهر بعد از لحظه ای گفت: «شب بخیر». همسر گفت: «شب بخیر».
min
۲۳
ـ ما خیلیم بد نبودیم، بودیم؟ ـ نه، خیلیم خوب نبودیم. فکر می‌‌‌کنم مشکل همینه. ما بجر خودمون چیز زیادی نبودیم
Parimah
۱۹
همه‌ی اینا تموم می‌شن و یه صدایی گفت که تمومه؛
min
۱۱
اگه می‌دونستی امشب آخرین شب دنیاست چی کار می‌کردی؟ _ چی کار می‌کردم؟ جدی می‌گی؟ _ آره. جدی. _ نمی‌دونم. بهش فکر نکردم.
سیامک
۶
و اون گفت دیشب یه خوابی دیدم، و حتی قبل از اینکه خوابش رو بهم بگه من می‌‌‌دونستم خوابش چی بوده.
اقیانوس آرام
۵
خواب دیدم که همه‌ی اینا تموم می‌شن و یه صدایی گفت که تمومه؛
🌻mehrnaz
۴
ـ ما خیلیم بد نبودیم، بودیم؟ ـ نه، خیلیم خوب نبودیم. فکر می‌‌‌کنم مشکل همینه. ما بجر خودمون چیز زیادی نبودیم وقتی قسمت بزرگی از دنیا مشغول بود چیزهای خیلی وحشتناکی باشه.
mahsan_salehi
۳
ـ ما خیلیم بد نبودیم، بودیم؟ ـ نه، خیلیم خوب نبودیم. فکر می‌‌‌کنم مشکل همینه. ما بجر خودمون چیز زیادی نبودیم
اقیانوس آرام
۳
ـ من خستم. ـ هممون خسته‌ایم.
mlml
۳
مسئله‌ی سزاوار‌بودن نیست؛ مسئله اینه که شرایط خوب پیش نرفت.
gloo
۲
وقتی حس می‌کنی شرایط منطقی هستن زیادی هیجان‌زده نمی‌شی.
اقیانوس آرام
۲
«می‌خوای گریه کنی؟» ـ فکر نکنم.
𝒜𝓁𝒾𝓇𝑒𝓏𝒶
۲
من خستم. ـ هممون خسته‌ایم.
Sahel
۲
ـ همیشه فکر می‌‌‌کردم وقتایی مثل این مردم تو خیابون جیغ می‌‌‌زنن. ـ فکر نکنم. درباره‌ی چیزهایی که واقعین جیغ نمی‌زنی.
سگ ولگرد
۲
ـ من خستم. ـ هممون خسته‌ایم.
.
۱
خواب دیدم که همه‌ی اینا تموم می‌شن و یه صدایی گفت که تمومه؛ صدایی نبود که یادم بمونه، ولی به هر حال یه صدا بود و گفت که همه چیز اینجا روی زمین متوقف می‌‌شه.
Mohsen
۱
ما خیلیم بد نبودیم، بودیم؟
محسن
۱
چه جوری می‌‌‌تونیم اینجا بشینیم و این جوری حرف بزنیم؟ ـ چون کار دیگه‌ای نداریم انجام بدیم.
الهام حمیدی
۱
وقتی همسرش را نگاه می‌‌‌کرد به صندلیش تکیه داد:‌ «می‌ترسی؟» ـ نه. همیشه فکر می‌‌‌کردم بترسم، اما نمی‌ترسم. ـ اون روحیه‌ای که بهش می‌گن صیانت نفس و کلی دربارش حرف می‌‌‌زنن کجاست؟ ـ نمی‌دونم. وقتی حس می‌کنی شرایط منطقی هستن زیادی هیجان‌زده نمی‌شی. این منطقیه. جوری که ما زندگی کردیم هیچ چیزی به جز این اتفاق نمی‌افتاد. ـ ما خیلیم بد نبودیم، بودیم؟ ـ نه، خیلیم خوب نبودیم. فکر می‌‌‌کنم مشکل همینه. ما بجر خودمون چیز زیادی نبودیم
Hedieh
۱
ـ ما خیلیم بد نبودیم، بودیم؟ ـ نه، خیلیم خوب نبودیم. فکر می‌‌‌کنم مشکل همینه. ما بجر خودمون چیز زیادی نبودیم
Sahel
۱
یه خوابی دیدم. خواب دیدم که همه‌ی اینا تموم می‌شن و یه صدایی گفت که تمومه؛ صدایی نبود که یادم بمونه، ولی به هر حال یه صدا بود و گفت که همه چیز اینجا روی زمین متوقف می‌‌شه.
Sahel
۱
«می‌ترسی؟» ـ نه. همیشه فکر می‌‌‌کردم بترسم، اما نمی‌ترسم.
Sahel
۱
چه جوری می‌‌‌تونیم اینجا بشینیم و این جوری حرف بزنیم؟ ـ چون کار دیگه‌ای نداریم انجام بدیم. ـ درسته؛ چون اگه کاری بود انجامش می‌‌‌دادیم. فکر می‌‌‌کنم برای اولین بار در تاریخ دنیا همه می‌‌‌دونستن در طول شب قراره چی کار کنن.
Heranosh
۱
او روزنامه‌ی غروب را برداشت: «چیزی درباره‌اش تو روزنامه نیست». ـ همه درباره‌اش می‌دونن برای همین نیازی نیست.
o_o
۱
ـ من خستم. ـ هممون خسته‌ایم.
o_o
۱
در آخر، از خندیدن دست کشیدند و در تخت شب سرد خود دراز کشیدند و دست‌های هم را گرفتند و سرانشان را کنار هم گذاشتند. شوهر بعد از لحظه ای گفت: «شب بخیر». همسر گفت: «شب بخیر».
سگ ولگرد
۱
دلم برای هیچی تنگ نمی‌شه به جز شاید تغییر آب و هوا، و لیوان آب سرد. وقتی هوا گرمه و شاید دلم برای خوابیدن تنگ بشه.
.
۰
اگه می‌دونستی امشب آخرین شب دنیاست چی کار می‌کردی؟
shirin
۰
_ اگه می‌دونستی امشب آخرین شب دنیاست چی کار می‌کردی؟ _ چی کار می‌کردم؟ جدی می‌گی؟ _ آره. جدی. _ نمی‌دونم. بهش فکر نکردم.
Mohsen
۰
خواب دیدم که همه‌ی اینا تموم می‌شن و یه صدایی گفت که تمومه؛ صدایی نبود که یادم بمونه، ولی به هر حال یه صدا بود و گفت که همه چیز اینجا روی زمین متوقف می‌‌شه.