
حانیه زنجانی
۷
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
جو مارچ
۴
صدايش غمگين و گرفته بود. ميدانستم جايي میرفتیم كه او براي اولين بار آنجا عاشق شده بود.
اقیانوس آرام
۳
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
Shirin
۲
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
میشل دل کاستیلو
کاربر ۳۲۷۶۱۵۰
۲
بدون اينكه اجازه بدهم كسي اشكهايم را ببيند گريه ميكردم.
اقیانوس آرام
۲
صداي مادرم را كه هشدار ميدهد زير باران نخوابيد ناديده ميگيرم
کاربر ۷۲۴۲۸۹
۲
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
میشل دل کاستیلو
کاربر ۳۲۷۶۱۵۰
۱
انصاف است که من از عشق تو بسوزم و خاكستر شوم؟
تو ولی نعمت من باش و من غلام حلقهبهگوشت
بگذار بگويند اين هم غلام حلقهبهگوش اوست
اي گلِ نازنينِ من خوش باش
Tiyara_banani
۱
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
mniesra
۱
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
میشل دل کاستیلو
کاربر ۳۲۷۶۱۵۰
۰
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
Mohsen
۰
میگفت كه حاضر نيست برای لحظهای پايش را از اينجا، از اين باغ بيرون بگذارد،
Mohsen
۰
رؤیایم این بود که کشورم را به گلستاني تبدیل کنم كه او همیشه آرزوي بناكردن آن را در سر ميپروراند.
Mohsen
۰
انگار که از زبان درختان باغ سخن میگوید، میخواست به من بفهماند كه هر درختي بايد كي و چه فصلی كاشته شود.
Azra Najafi
۰
پدرم و درخت گيلاس
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
میشل دل کاستیلو
کاربر ۹۵۰۲۹۰۴
۰
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
zhin
۰
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
Sahel
۰
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
Sahel
۰
مادرم که میدانست این صحبت بدون چايي لذتي ندارد سماور را دوباره روشن كرده بود.
Sahel
۰
میگفت كه حاضر نيست برای لحظهای پايش را از اينجا، از اين باغ بيرون بگذارد، و اگر پایش را از آن بيرون بگذارد با فشار غيرقابل تحمل دنياي ديگري روبهرو خواهد شد.
Sahel
۰
براي بناي این باغ جايي بيرون از شهر را انتخاب كرده بود، جايي كه پای هيچ انساني بدان نرسد و هیچ وسیلهی نقلیهای از نزدیکی آن عبور نكند.
کاربر ۸۰۱۳۰۵۶
۰
هیچ چیز مانند رنج نمیتواند انسان را به سخنگفتن وادار کند.
