فرهنگ و طبیعت (در قالب فرجام و تقدیر) هم از او محافظت میکنند و هم به او آسیب میرسانند که وی باید در مقابل آنها از خود دفاع کند، درست مانند کودکی که با والدین خود روبهرو میشود، یعنی کسانی که هم رعبآورند و هم محافظتکننده. یکی از راههایی که فرهنگ به مدد آن از فرزندانش در مقابل طبیعت دفاع میکند «انسانی ساختنِ» طبیعت است، یعنی بخشیدن شکلهای خدایان به طبیعت (خدایانی که واجد سرشتی پدرانه هستند)، خدایانی که کارکردی سهگانه دارند. بازنماییهای مذهبی در اثر نیاز به تعدیل عجز و ناتوانی انسانی سر بر میآورند. در همین بستر است که بازنماییهای مذهبی به عنوان توهمات، یعنی «تحقق قدیمیترین، نیرومندترین و ضروریترین آرزوهای انسانی» توصیف میشوند (SE ۲۱:۳۰). آنها قدرتشان را از نیروی آرزوها میگیرند.
sadra shamaii