جملات زیبای کتاب دشمن عزیز | طاقچه
تصویر جلد کتاب دشمن عزیزsubscriptionAvailable

کتاب دشمن عزیز

ادامه ماجراهای بابا لنگ دراز

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۳۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
جین وبستر، ثمین نبی پور
انتشارات: 
نشر افق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Sharmin
۱۳
خنده‌دار نیست که بهترین مردها اغلب بدترین همسرها را برای خودشان انتخاب می‌کنند و بهترین زن‌ها، سراغ بدترین شوهرها می‌روند؟ به گمانم، خوبی‌های خودشان باعث می‌شود کور و ساده‌لوح شوند.
شازده 🪐
۱۲
مثل یک نعمتِ بهشتی است که بتوانم کاری را به یک نفر دیگر بسپارم و خیالم راحت باشد که همه چیز خوب پیش می‌رود.
السا
۱۰
آیا سایه می‌تواند روشنایی‌بخش باشد؟
ریحون
۷
کی می‌گوید چای نوشیدن وقت تلف کردن است؟
داناک
۷
من واقعاً نمی‌دانم واژهٔ «بخشیدن» چه معنایی دارد. هر چه باشد، به معنای «فراموش کردن» نیست، چرا که فراموشی فرایندی فیزیولوژیکی است و اراده در آن نقشی ایفا نمی‌کند. ما همگی مجموعه‌ای از خاطراتی داریم که با خوشحالی حاضریم فراموششان کنیم، اما انگار همان خاطرات اصرار به ماندگار شدن دارند. اگر «بخشیدن» به معنای این است که فرد قول دهد دیگر هرگز درباره‌شان صحبت نکند، بی‌گمان از پسِ این کار بر می‌آیم. اما این روش همیشه برای خاموش کردن خاطره‌ای ناخوشایند در درونت خردمندانه نخواهد بود. خاطره بزرگ می‌شود و بزرگ می‌شود و مثل سم، در سراسر وجودت جریان می‌یابد.
ریحون
۶
هر چه بیشتر مردها را زیر نظر می‌گیرم، بیشتر می‌فهمم آن‌ها فقط پسربچه‌هایی‌اند که آن‌قدر رشد کرده‌اند که نمی‌شود بهشان اُردَنگی زد.
شازده 🪐
۵
دلم برای زندگیِ شادمان و بی‌دغدغه‌ای که حق طبیعی‌ام است، پَر می‌کشد.
کاربر ۹۷۲۵۱۶۹
۴
من واقعاً نمی‌دانم واژهٔ «بخشیدن» چه معنایی دارد. هر چه باشد، به معنای «فراموش کردن» نیست، چرا که فراموشی فرایندی فیزیولوژیکی است و اراده در آن نقشی ایفا نمی‌کند. ما همگی مجموعه‌ای از خاطراتی داریم که با خوشحالی حاضریم فراموششان کنیم، اما انگار همان خاطرات اصرار به ماندگار شدن دارند. اگر «بخشیدن» به معنای این است که فرد قول دهد دیگر هرگز درباره‌شان صحبت نکند، بی‌گمان از پسِ این کار بر می‌آیم
سارا عباسی
۴
عجب احساس تنهایی دردناکی است اگر بدانی خانواده‌ای نداری که از دور هوایت را داشته باشند.
Sharmin
۳
اول فنجان چای را در یک دستش می‌گیرد و بشقاب کیک‌ها را در دست دیگر، بعد با درماندگی دنبال دست سومش می‌گردد تا بتواند خوردن را شروع کند.
کاربر ۱۰۴۷۲۰۹۲
۳
نامه‌ای بنویس که حالم را خوش کند و دسته‌گلی بفرست که اتاق پذیراییِ شخصی‌ام را رنگ و بویی ببخشد.
کاربر ۱۰۴۷۲۰۹۲
۳
نمی‌دانی چقدر کیف می‌کنم وقتی می‌بینم بچه‌ها دیگر دلمرده و ترسان نیستند.
کاربر ۱۰۵۸۳۸۹۶
۳
زیاد پیش نمی‌آید بی‌خوابی به سرم بزند، اما وقتی این‌طور می‌شود می‌روم سراغ حل کردن مشکلات دنیا.
Fatemeh Abdi ☁️
۳
این وظیفهٔ خدمت‌رسانی به جامعه روی کاغذ ستایش‌برانگیز و جالب و وسوسه‌کننده است، اما در جزئیات کارش، حماقتی ویران‌کننده نهفته است.
hanook
۲
«خداوند دو دست و یک مغز بهتان بخشیده و یک دنیای بزرگ که از دست و مغزتان در آن بهره ببرید. ازشان خوب استفاده کنید، بی‌نیاز خواهید بود. ازشان بد استفاده کنید، دستتان جلوی دیگران دراز می‌شود.»
کاربر ۱۰۴۷۲۰۹۲
۲
(فرش‌های ایرانیِ عزیزم را خانوادهٔ خرده‌گیرم از ووستر فرستادند)
sarahkhosravi
۲
آن عبارت روشنگر را یادت هست که بالای درِ سالن غذاخوری نوشته بودند: «پروردگار روزی‌رسان است!» ما رویش را رنگ کردیم و به جایش خرگوش کشیدیم. این جمله برای بچه‌های معمولی که خانواده و سقفی بالای سرشان دارند خیلی هم خوب است، اما بچه‌ای که تنها پناهِ رنج‌هایش نیمکتی در پارک است، به کیش و پیامی جنگنده‌تر از این حرف‌ها نیاز دارد.
sarahkhosravi
۲
«زمان چیزی نیست جز برکه‌ای که در آن ماهیگیری می‌کنم.»
sarahkhosravi
۲
خنده‌دار نیست که بهترین مردها اغلب بدترین همسرها را برای خودشان انتخاب می‌کنند و بهترین زن‌ها، سراغ بدترین شوهرها می‌روند؟ به گمانم، خوبی‌های خودشان باعث می‌شود کور و ساده‌لوح شوند.
شازده 🪐
۱
فکر کردم که چطور دیوانه‌وار برای نجات جان دیگران می‌کوشد و هرگز به فکر نجات زندگی خودش نیست
MMST
۱
به نظر می‌رسد روح‌های بسیاری در این جهان باشند که باید درمانشان کرد
سارا عباسی
۱
«خداوند دو دست و یک مغز بهتان بخشیده و یک دنیای بزرگ که از دست و مغزتان در آن بهره ببرید. ازشان خوب استفاده کنید، بی‌نیاز خواهید بود. ازشان بد استفاده کنید، دستتان جلوی دیگران دراز می‌شود.»
سارا عباسی
۱
به نظر می‌رسد روح‌های بسیاری در این جهان باشند که باید درمانشان کرد.
Angel
۱
از نقطه‌نظر معمولی، انگار طلاقش هیچ دلیل خاصی نداشته: ازدواجش به‌سادگی موفق نبوده. زن و شوهر دوستِ یکدیگر نبودند. اگر شوهرش یک زن بود، هلن حتی حاضر نمی‌شد نیم ساعت وقتش را تلف کند و با او هم‌صحبت شود. اگر هلن مرد بود، شوهرش می‌گفت: «از آشنایی با شما خوشحالم. حالتان چطور است؟» و به راهش ادامه می‌داد و می‌رفت. با این حال، آن‌ها ازدواج کردند. دردناک نیست که این تفاوت جنسیت آدم‌ها را چنین کور و غافل می‌کند؟
کاربر ۱۰۵۸۳۸۹۶
۱
به یک ستون تکیه داد و اصرار کرد که همان لحظه درباره‌اش صحبت کنیم. می‌دانستم از قطارش جا خواهد ماند و می‌دانستم که تک‌تک پنجره‌های نوانخانه باز است! یک مرد هرگز به فکر استراق‌سمع‌کننده‌های احتمالی نیست؛ همیشه وظیفهٔ یک زن است که عرف‌ها را در نظر بگیرد.
کاربر ۱۰۵۸۳۸۹۶
۱
فکر می‌کنم بیشتر انسان‌های سنتی با طرز فکری قدیمی چنین می‌پندارند که از هم پاشیدن یک ازدواج آن هم به خاطر دلایلی چنین ساده‌لوحانه گناه کبیره است.
کاربر ۱۰۵۸۳۸۹۶
۱
راستش را بخواهی جودی، احساس دلنشین رهایی و آزادی همهٔ وجودم را فرا گرفت! احساسم در کلام نمی‌گنجد: فکر نمی‌کنم هیچ آدم متأهل و خوشبختی بتواند درک کند احساس تنهایی‌ام تا چه حد شگفت‌آور و زیبا بود.
sarahkhosravi
۱
مردم یک عمر از فواید آموزش دخترها برای مادر شدن می‌گویند. چرا نباید دوره‌ای آموزشی برای پدر شدن داشته باشیم و بهترین کلوب‌های مردانه را وادار کنیم در این کار پیش‌قدم شوند؟
sarahkhosravi
۱
«هیچ لذتی در زندگی بالاتر از خواب نیست.»
sarahkhosravi
۱
عجب احساس تنهایی دردناکی است اگر بدانی خانواده‌ای نداری که از دور هوایت را داشته باشند.