جملات زیبای کتاب دشمن عزیز | طاقچه
تصویر جلد کتاب دشمن عزیز

بریده‌هایی از کتاب دشمن عزیز

نویسنده:جین وبستر
انتشارات:نشر افق
امتیاز
۳.۸از ۲۶ رأی
۳٫۸
(۲۶)
مثل یک نعمتِ بهشتی است که بتوانم کاری را به یک نفر دیگر بسپارم و خیالم راحت باشد که همه چیز خوب پیش می‌رود.
شازده 🪐
خنده‌دار نیست که بهترین مردها اغلب بدترین همسرها را برای خودشان انتخاب می‌کنند و بهترین زن‌ها، سراغ بدترین شوهرها می‌روند؟ به گمانم، خوبی‌های خودشان باعث می‌شود کور و ساده‌لوح شوند.
Sharmin
دلم برای زندگیِ شادمان و بی‌دغدغه‌ای که حق طبیعی‌ام است، پَر می‌کشد.
شازده 🪐
آیا سایه می‌تواند روشنایی‌بخش باشد؟
آهو
من واقعاً نمی‌دانم واژهٔ «بخشیدن» چه معنایی دارد. هر چه باشد، به معنای «فراموش کردن» نیست، چرا که فراموشی فرایندی فیزیولوژیکی است و اراده در آن نقشی ایفا نمی‌کند. ما همگی مجموعه‌ای از خاطراتی داریم که با خوشحالی حاضریم فراموششان کنیم، اما انگار همان خاطرات اصرار به ماندگار شدن دارند. اگر «بخشیدن» به معنای این است که فرد قول دهد دیگر هرگز درباره‌شان صحبت نکند، بی‌گمان از پسِ این کار بر می‌آیم
کاربر ۹۷۲۵۱۶۹
«خداوند دو دست و یک مغز بهتان بخشیده و یک دنیای بزرگ که از دست و مغزتان در آن بهره ببرید. ازشان خوب استفاده کنید، بی‌نیاز خواهید بود. ازشان بد استفاده کنید، دستتان جلوی دیگران دراز می‌شود.»
hanook
اول فنجان چای را در یک دستش می‌گیرد و بشقاب کیک‌ها را در دست دیگر، بعد با درماندگی دنبال دست سومش می‌گردد تا بتواند خوردن را شروع کند.
Sharmin
عجب احساس تنهایی دردناکی است اگر بدانی خانواده‌ای نداری که از دور هوایت را داشته باشند.
سارا عباسی
فکر کردم که چطور دیوانه‌وار برای نجات جان دیگران می‌کوشد و هرگز به فکر نجات زندگی خودش نیست
شازده 🪐
به نظر می‌رسد روح‌های بسیاری در این جهان باشند که باید درمانشان کرد
MMST
«خداوند دو دست و یک مغز بهتان بخشیده و یک دنیای بزرگ که از دست و مغزتان در آن بهره ببرید. ازشان خوب استفاده کنید، بی‌نیاز خواهید بود. ازشان بد استفاده کنید، دستتان جلوی دیگران دراز می‌شود.»
سارا عباسی
به نظر می‌رسد روح‌های بسیاری در این جهان باشند که باید درمانشان کرد.
سارا عباسی
از نقطه‌نظر معمولی، انگار طلاقش هیچ دلیل خاصی نداشته: ازدواجش به‌سادگی موفق نبوده. زن و شوهر دوستِ یکدیگر نبودند. اگر شوهرش یک زن بود، هلن حتی حاضر نمی‌شد نیم ساعت وقتش را تلف کند و با او هم‌صحبت شود. اگر هلن مرد بود، شوهرش می‌گفت: «از آشنایی با شما خوشحالم. حالتان چطور است؟» و به راهش ادامه می‌داد و می‌رفت. با این حال، آن‌ها ازدواج کردند. دردناک نیست که این تفاوت جنسیت آدم‌ها را چنین کور و غافل می‌کند؟
Angel
«در زندگی انسان، همیشه دماغه‌ای مثل دماغهٔ هورن وجود دارد که یا به سلامت از آن می‌گذرد یا از پای می‌افتد.»
سارا عباسی

حجم

۱٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۵۲۸ صفحه

حجم

۱٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۵۲۸ صفحه

قیمت:
رایگان