جملات زیبای کتاب ترغیب | طاقچه
تصویر جلد کتاب ترغیب

بریده‌هایی از کتاب ترغیب

نویسنده:جین آستین
انتشارات:نشر افق
امتیاز
۳.۱از ۱۶ رأی
۳٫۱
(۱۶)
فقط کسانی می‌توانند از نعمت تندرستی و روی خوب بهره‌مند شوند که مجبور نیستند از کسی پیروی کنند، کسانی که می‌توانند روزمرگی یک زندگی معمولی روستایی را داشته باشند، کسانی که ساعت‌های کاری‌شان را خودشان انتخاب می‌کنند، آن‌ها که به دنبال آرزوها و اهدافشان می‌روند، و کسانی که در خانه و کاشانهٔ خود زندگی می‌کنند؛ در یک کلام، آن‌ها که بدون زجر آرزومندی و دست‌وپا زدن زندگی می‌کنند. جز این‌ها، هیچ‌کس را ندیده‌ام و نمی‌شناسم که با گذر از سال‌های جوانی همچنان خوب‌روی و خوش‌بنیه باشد.»
پروتروزوئیک
هم‌صحبت مناسب کسی است که خوش‌رفتار باشد و اصل‌ونسب داشته باشد، کمی هم تربیت و تحصیلات. حالا تحصیلات عالی هم نباشد، اشکالی ندارد،
شقایق نورماه
اگر بگویند حضور یک نفر خوب است ــــ حتی اگر لحن درخوری نداشته باشند ــــ بهتر از این است که بگویند همان یک نفر مطلقاً به هیچ دردی نمی‌خورد.
شقایق نورماه
ما بیرون از دایرهٔ شناخته‌شده و نزدیکمان اصلاً کسی نیستیم و اهمیت چندانی نداریم.
شقایق نورماه
: «آه، واقعاً خسته شدم از اینکه افراد متأهل با این جمله به من حمله می‌کنند که اوه، وقتی ازدواج کنی، نظرت عوض می‌شود! فقط می‌توانم بگویم نه، عوض نمی‌شود. و آن‌ها دوباره می‌گویند چرا، عوض می‌شود! و بحث همین‌جا خاتمه می‌یابد.
شقایق نورماه
ممکن است آدم وقتی تصمیم به انجام کاری گرفته که می‌داند درست هم هست، فقط به‌خاطر حرف و حدیث و دخالت‌های یک نفرِ معلوم‌الحال از کارش منصرف شود؟ من که امکان ندارد چنین کنم! یا اصلاً به‌خاطر حرف‌های هرکسی. آدمش مهم نیست. نه، من اصلاً آدمی نیستم که به این راحتی ترغیب شوم یا نظرم را تغییر دهم. وقتی تصمیمی بگیرم، دیگر گرفته‌ام.
شقایق نورماه
سلیقهٔ آدم‌ها درمورد سروصدا هم مثل چیزهای دیگر مخصوص خودشان است؛ صداها ممکن است کاملاً بی‌ضرر باشند یا بسیار آزاردهنده. البته بستگی به نوع سروصدا دارد، نه میزان بلندی و کوتاهی آن.
شقایق نورماه
مری به‌هیچ‌وجه تحمل تنهایی را نداشت و ازآنجاکه بخش قابل توجهی از خودمحوری و خودخواهی الیوت‌ها را به ارث برده بود، عادت داشت که در برابر هر مشکل و مسئله‌ای تصور کند که نادیده‌اش گرفته‌اند و از وجودش سوءاستفاده کرده‌اند.
شقایق نورماه
«روابط خانوادگی همیشه ارزش حفظ شدن دارند، ارتباطات درخور و سزاوار همیشه شایستگی برقرار شدن دارند.
پروتروزوئیک
«بسیار خب، پس بی‌تردید من مغرورم، مغرورتر از آنکه دنبال استقبال و خوش‌آمدی باشم که به جا و مکان انسان وابسته است.»
پروتروزوئیک
آن به‌خاطر حرف‌شنوی از بقیه او را رها کرده بود. تمام این‌ها نتیجهٔ سرسپردگی بیش از حد دختر به حرف و خواستهٔ دیگران بود. این کار آن نشانهٔ ترس و بزدلی‌اش بود
شقایق نورماه
اندازهٔ هیکل و غم درونی الزاماً قرار نیست تناسبی با هم داشته باشند. یک هیبت بزرگ همان‌قدر حق داشت در اندوه و افسردگی عمیق فرو برود که خوش‌اندام‌ترین و برازنده‌ترین هیکل دنیا می‌توانست.
شقایق نورماه
آن از این نگاه‌ها و این حرف‌ها اصلاً خوشش نمی‌آمد. نزاکت سرد و وقار بی‌روح و رسمی فردریک از هرچیزی بدتر بود.
شقایق نورماه
بن‌ویک از آن دست افرادی است که بیش از حد آزرده و ناراحت می‌شوند و احساسات تند و تیزشان با منشِ آرام، جدی و منزوی‌شان باعث می‌شود اهل یک‌جانشینی و کتاب خواندن شوند.
شقایق نورماه
؛ به این موضوع فکر می‌کرد که آمده اینجا و برای مردی جوان که تا حالا ندیده بودش دربارهٔ صبر و پذیرش موعظه می‌کرد. وقتی عمیق‌تر می‌اندیشید، ناخواسته می‌ترسید که مبادا مانند بسیاری از معلمان اخلاق و موعظه‌گران دربارهٔ مسئله‌ای سخنرانی کرده باشد که رفتار خودش مثالی نامناسب برای آن است.
شقایق نورماه
«اما با شناختی که از خودم دارم، باید بگویم این تصمیم ربطی به بی‌نزاکتی یا بی‌احترامی به خانم‌ها ندارد. بیشتر به‌خاطر این است که می‌دانم هرقدر هم که سعی کنم و هرقدر هم که فداکاری، بازهم نمی‌توانم امکانات درخور و مناسب حضور خانم‌ها را در کشتی برایشان فراهم بیاورم. دریاسالار، اینکه من تمام امکانات آسایش را حق خانم‌ها بدانم به‌هیچ‌عنوان بی‌نزاکتی نیست، آن‌هم بهترین امکانات. من چنین آدمی هستم. هیچ خوشم نمی‌آید ببینم یا بشنوم خانم‌ها سوار کشتی شده‌اند. هیچ کشتی‌ای که تحت فرماندهی من است هرگز گروهی از خانم‌ها را به مقصدی نخواهد رساند، البته اگر دست خودم باشد.»
Silva

حجم

۲۹۶٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۴۶۴ صفحه

حجم

۲۹۶٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۴۶۴ صفحه

قیمت:
۲۳۴,۰۰۰
تومان