التیام هرگز سیر خطی ندارد. آن را زیگزاگی طی میکنیم، دو قدم جلو و یک قدم به عقب برمیداریم و ایرادی هم ندارد.
Melik
سوگ آدم را میتراشد - نصفهشب پیدایش میشود، وسط روز پیدایش میشود، وسط جلسه پیدایش میشود، وسط غذا پیدایش میشود. سر میرسد - آمدنش پر زور و هیبت است و نمیتوان جلویش ایستاد و درد بیشتری را متحمل نشد... . حالتی که به خود میگیرید این است که با تحقیر مطلق روی زانو میافتید و میگذارید آنقدر وحشتزدهتان کند تا کارش با شما تمام شود. بالاخره کارش تمام میشود و زمانی که به اینجا میرسد میرود.
Melik
مواقع ناجور آدمهای ناجور خلق میکند
Melik
«زمانی باید جنگید، و زمانی باید نشست و گذاشت اسب کوفتی در همان جهت که میرود برود.»
Melik
«زمانی باید جنگید، و زمانی باید نشست و گذاشت اسب کوفتی در همان جهت که میرود برود.»
Melik
همانی شو که از تو بعید است
Melik
«همیشه سر قولی که به خودت دادی بمون»
Melik
تو خیلی قوی هستی ...
(درست است. اما اینکه احساس کنم مجبورم قوی باشم طاقتفرسا است.)
Melik
وقتی در بدترین حال خودم هستم، به دنبال چیزی میگردم تا به آن بخندم. اگر نتوانم چیزی پیدا کنم، یکی میسازم.
Melik
وقتی در بدترین حال خودم هستم، به دنبال چیزی میگردم تا به آن بخندم. اگر نتوانم چیزی پیدا کنم، یکی میسازم.
Melik
«میدونی، عشقم، کاش بیشتر برای خودم از این کارها میکردم. تضمینی نیست سالهای طلاییت رو ببینی. بدون “از این کارها” ی تو چیا هستن، و همین حالا انجامشون بده. همین حالا رو تبدیل کن به سالهای طلایی زندگیت.»
Melik
بیان میکند افرادی که به دنبال ناملایمتها، متحمل کشمکشهای روانی میشوند، اغلب ممکن است بلافاصله رشد مثبتی را تجربه کنند.
Melik
«آدمها یادشان میرود چه حرفی زدید، یادشان میرود چه کاری کردید، اما هرگز احساسی را که در آنها ایجاد کردید فراموش نمیکنند.»
Melik
اندوهی که آنقدر بیمعنیاند که جز خندیدن کاری ازتان برنمیآید.
Melik
شما بابت هرچه و هرکس که دنیایتان را ترک کرده، همان چیزی را احساس میکنید که نیاز دارید احساس کنید.
Melik