
بریدههایی از کتاب حرفه و خانواده
۵٫۰
(۱)
تا سال ۱۹۶۱، قرص ضدبارداری اختراع شد و به تأیید سازمان غذا و دارو رسید و بسیاری از زنان متأهل به استفاده از آن روی آوردند. اما قوانین ایالتی و عرف اجتماعی از توزیع قرص میان جوانان و زنان مجرد جلوگیری میکرد. این محدودیتها در حدود سال ۱۹۷۰ به دلایل مختلف کنار گذاشته شد، دلایلی که خیلی به مسئلهٔ جلوگیری از بارداری مرتبط نبود. قرص ضدبارداری این امکان را برای زنان تحصیلکرده فراهم میکرد تا برای زندگی خود برنامهریزی کنند و محدودیتهای اصلی را کنار بزنند. آنها میتوانستند تحصیلات تکمیلی که فرایندی زمانبر بود را ادامه دهند. امکان تأخیر ازدواج و فرزندآوری فراهم شد و زنان توانستند پایه و اساس شغل پایدار خود را ایجاد نمایند.
ابری
زنان در تمام طول قرن با موانعی در هر یک از این دو حوزه، یعنی شغل و خانواده، روبرو شدند. آنها با محدودیتهایی در زمینهٔ استخدام، مثل ممنوعیت استخدام زنان متأهل بهعنوان معلم، و همچنین محدودیتهایی در ادارات مواجه بودند. دریافت مدرک پیشرفت برای زنان با ممنوعیتهایی همراه بود. برخی از بهترین دانشکدههای حقوق، کسبوکار و پزشکی ورود زنان را ممنوع کرده بودند. شرکتها مشاغل معینی را تنها در اختیار مردان قرار میداد. بسیاری از مشاغل هم مخصوص سفیدپوستان بود و بنابراین موانع سر راه زنان رنگینپوست حتی از این هم فراتر بود. هنجارهای اجتماعی جوامع و خانوادهها حکم میکرد که مادران نباید زمانی که فرزندشان خردسال است شاغل شوند.
ابری
سندرا دی اوکانر در سال ۱۹۵۲ در نشریه نقد حقوق دانشکده حقوق استنفورد فعالیت میکرد اما هنوز نتوانسته بود در هیچ شرکت حقوقی استخدام شود. شرلی چیزم اولین زن سیاهپوستی بود که به کنگره راه مییافت، اولین زنی بود که نامزد ریاست جمهوری حزب دمکرات و اولین فرد سیاهپوستی بود که برای انجام این کار اقدام کرد. او دو بار ازدواج کرد و هیچ فرزندی نداشت. ویرجینیا آپگار، متولد ۱۹۰۹ و پزشک و متخصص بیهوشی زایمان بود و نمرهای برای نوزادان ابداع کرد که به نام نمرهٔ آپگار معروف شد. پسازاینکه مربیاش به او دربارهٔ دورهٔ رزیدنت جراحی هشدار داد آن هم با این توجیه که بسیاری از زنان در آن زمینه شکست خوردهاند، دست از جراح شدن کشید. در عوض، مربیاش آپگار را تشویق کرد تا به حوزهٔ جدید هوشبری وارد شود که قبلاً جزو تخصصهای پرستاری بود. آپگار هرگز ازدواج نکرد و گفت «ازدواج نمیکنم چون هرگز نمیتوانم مردی را پیدا کنم که آشپزی بلد باشد».
ابری
زنان گروه چهار فکر میکردند که میتوانند بهتر از گروه سه عمل کنند. آنها متوجه شدند که در مجموع، گروه سه تحصیل و یا حرفههای بلندمدت را اولویت خود قرار داده بود. زنان گروه چهار به دلیل آگاهتر بودن در دبیرستان آمادگی رفتن به دانشگاه را پیدا کردند؛ سپس انتخاب رشته کردند و آنگاه با داشتن اهداف روشنی دربارهٔ حرفه خود، فارغالتحصیل شدند.
اندیشهٔ جدید گروه چهار این بود که ابتدا حرفهٔ خود را دنبال کرده و سپس خانواده تشکیل دهند. بسیاری حدس و گمان میزدند که وقتی توانستند جای پای خود را در حرفهشان محکم کنند، دیگر آمدن فرزند مشکل چندانی ایجاد نمیکرد. در ظاهر تشکیل خانواده بخش سادهٔ ماجرا بود. زنان گروه چهار به امکان خاصی مجهز شدند که نسلهای قبل به آن دسترسی نداشتند: قرص ضدبارداری.
ابری
با وجود بالا بودن آمار جداییها در بین اعضای گروه چهار، عنصر غافلگیری بهشدت گروه سه نبود. گروه چهار متوجه شرایط بود. آنها از سنین پایین وضعیت را درک کرده بودند. باتونی که گروه سه به گروه چهار داده بود دربارهٔ پایداری ازدواج هشدار میداد. خطرات سرمایهگذاری در حرفهٔ شوهر و عدم صرف وقت برای حرفهٔ خود را گوشزد میکرد. نرخ طلاق شروع به افول کرد. طلاق در ازدواجهایی که در دههٔ ۱۹۸۰ و پس از آن آغاز شده بود کمتر از ازدواجهای دههٔ ۱۹۶۰ بود. با وجود قوانین سهلگیرانهتر در زمینهٔ طلاق، زنان در سنین بالاتر ازدواج میکردند و این ازدواجها دوام بیشتری داشت.
ابری
حجم
۸۹۸٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۶۰ صفحه
حجم
۸۹۸٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۶۰ صفحه
قیمت:
۶۷,۰۰۰
تومان